مشاور آموزش
Email: This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.


این مقاله بخشی از بروشورهای آموزشی موجوددرکتابخانه بیمارستان Craig است که با عنوان "توسعه ی سلامتی، نشاط و اطلاعات افرادنخاعی درجامعه" ارائه شده است.

خوردن یکی ازچیزهایی است که درزندگی باید هرچه بیشتر، از آن لذت برد.به همین دلیل است که قبول آنچه بایدخورده شودو آن چه که نبایدخورده شود،به ویژه چیزهائی که به سلامت قلب ما مربوط می شوند، می تواندتاحدی سخت، بغرنج، وگیج کننده باشد. درهرصورت بنظرمی رسدکه،ازنظردستگاه گردش خون وقلب، درمورددوچیزاساسی ،نگرانی وجود داردکه عبارتنداز:چربی ، وچربی!


"چربی" اول که بایدبا آن مقابله شود:


نخستین چربی که بایدبه آن توجه داشت ، میزان وزن بدن شما است.هرچه باری که شما حمل می کنیدبیشترباشد، به همان اندازه قلب شما هم سخت ترکارمی کند. یک محاسبه سرانگشتی نشان می دهدکه وزن ایده ال بدن یک فردپاراپلژی (یعنی کسی که ازناحیه پاها فلج شده ولی دستهای سالمی دارد)، درحدود 5 تا 10 درصد کمتر ازوزن تعیین شده در"نمودارقد- و- وزن" افراد عادی درنظرگرفته می شود و برای کسانی که کوادری پلژی هستند(یعنی افرادی که ضایعه نخاعی برروی دستهای آنان نیزتاثیرگذاشته است) وزن ایده ال 10 تا 15 درصدکمتر ازافرادسالم درنظرگرفته می شود.

صرف نظرازوزن مطلوب، درواقع باید بدانید که شما به چه مقدار"کالری" نیازداریدتا صرفا" وزن خودرا کنترل کنید؟ اگرچه جنسیت، سن، میزان فعالیت، وزن،و قد ازعواملی هستندکه تاحدودی برروی نیازشما به کالری تاثیرمی گذارند ، اما یک قانون کلی دیگرنیزدراین موردوجوددارد:

اگرشما یک کوادری پلژی سالم هستید ، به ازای هر پوند( حدود453 گرم) وزن بدن روزانه تقریبا" 10.3 کالری نیازدارید. یعنی برای یک کوادری پلژی سالم که وزنش 150 پوند است (حدود68 کیلو گرم )، حدود 1545 کالری درروزمحاسبه می شود. یک پاراپلژی سالم نیزبه ازای هرپوند بدن خودحدود 12.7 کالری نیازدارد. با این حساب اگروزن بدنتان 150 پوند باشد، روزانه 1905 کالری نیاز خواهید داشت.

چنانچه واقعا" درنظردارید که وزن خودراکاهش، یا آن راافزایش دهید، لازم است بدانید که به ازای هر 3500 کالری که شما مصرف می کنید، علاوه برآنچه که بدن شما نیازبه حفظ خوددارد، شما حدود یک پاوند وزن خواهیدگرفت به عبارت دیگربه ازای هر 3500 کالری که حذف می کنید، باید یک پوندازوزن شما کاسته شود. درهرحال ،اگر می خواهید وزن خودرا کاهش دهید، بهتر است که مصرف کالری خود را به آرامی کاهش دهید. اما سعی کنید که کل کالری مصرفی شما دریک روز از 1400 تا 1500 کمترنشود.

"چربی" دیگری که بایددرموردآن نگرانی داشت:

دومین نوع چربی که بایدموردتوجه قرارگیرد، آن نوعی است که ازراه دهان واردبدن شما می شود.این نوع چربی ها عبارتنداز: چربی موجوددربسیاری ازانواع گوشتها، موادغذائی پخته شده، فرآاورده های لبنی، غذاهای سرخ شده درروغن ، کره ومارگارین، و بسیاری از غذاهائی که سریع آماده می شوند( اصطلاحا" فست فودها) .موادغذائی مذکور دارای مقادیرفراوانی چربی به شکل های کلسترول، چربیهای اشباع شده، تری گلیسیریدها، واسیدهای چرب ترانس هستند.

مشکلی كه این نوع چربیهاایجادمی کنند این است که آنها معمولا" به جدارداخلی رگهای خونی می چسبند. ودرنهایت باعث تنگی وحتی انسداد سرخرگها شده وفشارخون را افزایش می دهند وخطر حملات قلبی وسکته را بالامی برند.

ازآنجائی که ما جهت انجام صحیح عملکرد بدن خود، نیازبه مصرف بعضی ازچربیها داریم و برای انتقال چربیها به محلهائی که لازم هستند نیز نیازمندکلسترول هستیم، معمولا" بدن ما تمام کلسترول موردنیازخود راتولیدمی کند، وعملا" هیچ کسی درجامعه ما محروم ازچربی تلقی نمی شود. متاسفانه ، تحقیقات انجام شده درمورد افرادمبتلا به آسیب های نخاعی نشان می دهدکه هنوز هم میزان کلسترول بدن آنان نسبت به گذشته درحال افزایش است.ولی خبرهای خوبی نیزوجوددارند : که نه تنها چربیهائی که ما می خوریم بدنیستند، بلکه اگربصورت متعادل خورده شوند، درواقع می توانندبه کاهش کلسترول کمک کرده و با چربیهای مضر مقابله نمایند.

پزشکان دونوع کلسترول را که درخون ماجاری هستند،ارزیابی می کنند: یکی LDL (لیپو پروتئین با چگالی پائین) که یک نوع چربی مضربوده ومسدود کننده سرخرگهاست و دیگری HDL ( لیپوپروتئین با چگالی بالا) است که کلسترولی مفید می باشدو دانشمندان عقیده دارندکه این نوع چربی، کلسترول را ازسرخرگها دورکرده وبه کبدشما برمی گرداندو ازآنجا به بدن شما منتقل می شود . ازآنجا که بنظرمی رسد میزان زیاد HDL برای جلوگیری از حملات قلبی مفیدباشد، مدارکی وجوددارندکه میزان HDL درافراد مبتلا به آسیبهای نخاعی معمولا" پائین است . پژوهشگران حدس می زنندکه این مسئله مربوط به تغییراتی است که درمتابولیسم بدن آنان ایجادمی شود، و تنها به عدم فعالیت بدنی ، مصرف سیگار ویا رژیم غذائی نامناسب ارتباط ندارد.اما ، ورزش ،رژیم غذائی مطلوب می توانند دربازگشت لیپیدها یا چربیها به سطوح سالمتر نقش داشته باشند.

برنده نبرد با چربیها

فعالیت بدنی یکی ازراههای کنترل وزن محسوب می شود.رژیم غذائی نیز یکی دیگراز راههای موثراست . دراینجا ما درمورد رژیم غذائی بحث نموده وسعی می کنیم درمورد چربیها به نکاتی اشاره کنیم که بتوانید درموقع خرید، تهیه ومصرف غذاها ازآنها استفاده کنید.

یادبگیریدکه برچسب روی موادغذائی را بخوانید: برچسب موادغذائی حاوی اطلاعات مفیدی هستندومعمولا"مقدارکالری موجوددرمحصول ، چربیهای موجوددرآن، و آنچه که محصول مذکور دریک وعده تامین می کندرا نشان می دهند. مطالب روی بعضی از بسته بندی ها اساسا" ممکن است شمارا گمراه کنند مثل نوشته هائی مانند "97 درصد عاری از چربی "! وازاین قبیل.بنابراین فریب این گونه نوشته هارانخورید. دراصل شما باید بدانید که چنددرصد از غذای موردنظرتان را چربی تشکیل می دهد.برای اینکار فقط لازم است که شما دو قسمت ازاطلاعات روی برچسب موادغذائی را پیداکنید:
1- مقدارکل کالری حاصل ازهروعده
2- مقدار کالری حاصل ازچربی که دریک وعده مصرف می شوند.

درواقع ازاطلاعات روی برچسبها می توانیدبرای محدودکردن کالری چربیهای مصرفی خود استفاده کنید: هدف رژیم غذائی شما باید این باشد که مقدارکالریهائی که ازچربیها تامین می شودرا به کمتراز 30 درصدکالری حاصل ازکل جیره غذائی خودبرسانید.اما، ازآنجائی که برچسب غذاها به ندرت درصدواقعی چربی موجوددرآن را بیان می کنند،شما مجبورید خودتان آن را مشخص کنید. روی برچسب هرماده غذائی، مقدارکالری حاصل ازهروعده ومیزان کالری حاصل ازچربی موجوددرآن درج شده است. بنابراین تنها باید کسری را تشکیل دهید که: کالری مربوط به چربی را دربالا و کالری کل حاصل ازهروعده درپائین آن باشد که اگر حاصل کسر مساوی ویا کمتراز نسبت 3/1 (یا حدود 30 درصد) باشد، شمادرراستای هدف خودقراردارید.درنظربگیرید که در یک آب نبات که کل کالری حاصل ازآن220 و کالری حاصل ازچربی موجوددرآن126 است ، نسبت مذکور به صورت: 220/126 یعنی به صورت 22/12 یا 11/6 خواهدبود .بنابراین حاصل کسر بیشتراز 3/1 یا 30 درصد است. (یا اگر یک ماشین حساب به همراه خوددارید، فقط کافی است کالری چربیها رابه کالری کل تقسیم کنید- به عبارت دیگر،عددکوچکتررابه عددبزرگترتقسیم نمائید: یعنی 126 تقسیم بر 220 که برابراست با 0.572 ، که معادل 57 درصد خواهدبودبنابراین عددحاصل از30 درصد بیشترمی باشد).


به خاطرداشته باشیدکه نظر سازنده موادغذائی ازیک وعده غذا ممکن است با نظرشما متفاوت باشد. سازندگان عقیده دارندکه پاکتهای خیلی کوچک چیپسهای سیب زمینی برای دووعده درنظرگرفته شده اند.این مطلب به این معنا نیست که اگرشما کل بسته چیپس رابخورید، شما بدهستید. بلکه فقط به این مفهوم می باشد که لازم است شما دقت عمل داشته باشید.و ازآنجائی که درصدچربی درآن نوع مشخص از چیپس ها خواه دریک ،دو یا ده وعده خورده شوند،یکسان خواهدبود، مقدارواقعی چربی که شما می خورید،افزایش خواهدداشت، و بنابراین شما سریعا" ازهدفتان یعنی محدودکردن چربی و رساندن آن تا 30 درصد مصرف کالری کلی ،دورخواهیدشد .


سعی کنیدبه جای چربیهای مضر از چربیهای مفید استفاده کنید. چربیهای خوب آندسته چربیهائی هستندکه به افزایش HDL خون کمک می کنند. بنابراین آنها را جایگزین چربیهای بد، که درواقع چربیهای اشباع شده هستند، بنمائید. انجمن قلب آمریکا توصیه می کندکه بیشترازدوسوم چربیهائی که مصرف می کنید،بایدازنوع چربیهای خوب باشند.

چربیهای خوب شامل چربیهای اشباع نشده ی مونو (چربیهای دارای یک پیونداشباع نشده) هستند،که درروغن کانولا، روغن زیتون، روغن بادام زمینی ،ویا کره بادام زمینی طبیعی وآواکادوس(نوعی میوه شبیه انبه یا گلابی بزرگ) یافت می شوند.اکثراین چربیها دردمای اتاق به صورت مایع هستند، ولی اگردریخچال قرارداده شوند، به تدریج سفت یا کدرمی گردند.البته چربیهای اشباع نشده ی پلی(چربیهای دارای چندین پیونداشباع نشده) نیزخیلی خوب هستند.این چربیها حتی دریخچال هم حالت مایع خودراحفظ می کنند.ازجمله این چربیها می توان به روغن آفتاب گردان، ذرت، و روغنهای سویا وهمچنین روغنهای موجوددر بسیاری از آجیلها و دانه ها اشاره نمود.

چربیهای بد یا اشباع شده درفراورده های حیوانی ،مانندگوشت ومرغ، زرده تخم مرغ، و فراورده های لبنی مانندکره، خامه، پنیر، وشیرهای پرچرب وجوددارند.پی وچربیهای جامدنیز جزو چربیهای جامدهستند و همینطور یکسری ازروغنهای گیاهی که محصول مناطق گرمسیری هستند مانند روغن نارگیل، خرما، هسته خرما، و کره کاکائو جزو این نوع چربیها می باشند.این روغنها ازگذشته به مقدارزیادی درتهیه محصولات غذائی پخته شده بکارمی روند.

درمورد مصرف فراورده های غذائی که حاوی روغنهای هیدروژنه یا تاحدی هیدروژنه هستند مراقبت نمائید.این فرایندها ازگذشته برای تهیه محصولات غذائی تجاری وتبدیل روغنهای جامد به مایع استفاده می شوند.اغلب محصولاتی که حاوی روغنهای مذکورهستند، دارای برچسب " کلسترول پائین" می باشند.اما ازآنجائی که این موضوع صحت دارد که عملا" روغنهای هیدروژنه(که به عنوان اسیدهای چرب ترانس شناخته شده اند) باعث افزایش کلسترول خون می شوند ، پس برای شما نسبت به چربیهای اشباع شده بهترنخواهندبود. بنابراین گمراه نشوید! و روغنهای هیدروژنه و نسبتا" هیدروژنه را به عنوان بخشی ازچربیهای بدی حساب کنیدکه واردبدن شما می شوند.احتمالا" شما روغنهای مذکوررا درفهرست برچسب موادغذائی پیدانخواهیدکرد، ازاین رو ممکن است مجبورشوید لیست اجزای تشکیل دهنده غذارا بخوانید.این رابدانیدکه هرچه نام آنها به ابتدای فهرست نزدیکترباشد، نشان دهنده آن است که ازآنها بیشتراستفاده شده است!. همچنین هوشیارباشیدکه : روغنهای سفت تر و چسبناک تر مانندمارگارین ها حاوی اسیدهای چرب ترانس بیشتری هستند.بنابراین سعی کنیدنوعی ازآنهاراانتخاب کنیدکه درظروف، شکل مایع داشته وبراحتی ازداخل آنها بیرون می ریزند و درواقع روغنهای گیاهی مایع از اجزای اولیه سازنده آنها باشند. بطورکلی درهرقاشق سوپ خوری از آنها بایدکمتراز دو گرم چربی اشباع شده وجودداشته باشد.

مقدارفیبر مصرفی خودراافزایش دهید: فیبرچه تاثیری برروی چربی دارد؟ معمولا" غذاهای غنی ازفیبرنه تنها حاوی چربیهای اشباع شده وکلسترول کمی هستند، بلکه فیبرهای محلول به کاهش کلسترول خون نیزکمک می کنند.غذاهای حاوی جو فیبرهای محلول زیادتری دارند.لوبیا، نخود، برنج، سبوس ،جو، مرکبات ، توت فرنگی، و گوشته سیب نیزخیلی مفیدهستند.البته مصرف بیش ازحدفیبرنیز مشکلات زیادی راایجادخواهدکرد. براساس استانداردها ی آمریکائی میانگین مقدار فیبری که توصیه می شود روزانه بین 25 تا 30 گرم است.

گزینه ها

دراین قسمت فقط چندتا ازکارهائی راکه باعث می شوندتاهم میزان مصرف چربی شما کاسته شود و هم نسبت چربیهای خوب افزایش یابند،ذکرشده اند:
- درموقع آشپزی، به جای روغنهای جامد وکره ازروغنهائی مانندروغن زیتون ، روغنهای اشباع نشده ازنوع پلی ،یا مواد بدون چربی استفاده کنید.
- کمتر ازسرخ کردنی هااستفاده نموده وسعی کنید روشهای پختن ، کباب کردن یا سرخ کردن روی آتش رابکارببندید.اگر لازم است که غذائی راسرخ کنید، سعی کنیدازآب ، عصاره خود موادغذائی، یا آب جوجه های کم چرب یا عصاره سبزیجات استفاده نمائید.
- فراورده های لبنی سالمتری انتخاب کنیدمثلا" به جای شیرپرچرب از شیرهای کم چرب یا 1 درصد ، یا به جای پنیرهای زردازپنیرهای سفیداستفاده نمائید.
- عوض گوشت قرمز ، سالمون پخته یا بریان شده مصرف کنید، پوست مرغ وبوقلمون راکاملا" جدا نموده و درموردتمام انواع گوشتها ،ازقطعات کوچکتر استفاده کنید- مقدارآن برای یک وعده کامل بایددرحدوداندازه یک ورق بازی یاشد.

به خاطرداشته باشیدکه : به یک تصویربزرگ فکرکنید.شما نمی توانیدهرغذائی را جایگزین یک غذا ی بدون چربی کنید. فکرنکنیدبامحدودیتهائی که دارید ،نمی توانیداز غذاخوردن لذت ببرید. فقط یادتان باشدکه حتی شکستهای کوچک هم می توانندکمک کنند.


منابع بیشتربرای مطالعه:


• The American Heart Association’s Internet site at http://www.americanheart.org/
• A Practical Guide to Health Promotion after Spinal Cord Injury, by Indira S. Lanig. Aspen Publications, 1996.
• Dietary Guidelines for Americans. US Department of Agriculture & US Department of Health and Human Services. Nutrition and Your Health: Home and Garden Bulletin No. 232. Washington DC . 1990.
• SCI, Aging & Cholesterol. A brochure also available from Craig Hospital (see address in box to left)

****


منبع : مقاله " مقابله با چربی درافرادنخاعی " – مترجم: مهندس عباس كاشي (This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.) - انتشار : مركز ضايعات نخاعي جانبازان -مرداد ماه 1388 - برگرفته از: سايت : http://www.craighospital.org



اسپاستيك هيپرتوني( SH=Spastic Hypertonia ) اصطلاحی است که در حال حاضر پزشکان ،جهت ارائه توصيف کاملتری از حالات تشنجي و شرايط مختلف تنش های شديد عضلاني بکار می برند ودرواقع به تکانهای تند وسريع غير قابل کنترل، سفتي بيش از حد ماهيچه ها،انقباضات شوک ماننددر تمام يا قسمتی از عضله يا گروهی از ماهيچه ها،و بطوركلي انقباضات غير طبيعی آنها اطلاق می شود.
موقعی که به جسم داغی دست می زنيد، اولين واکنش شما نسبت به احساس گرما اين است که دست خود را سريعا" از سطح داغ دور می کنيد. اين مثال، نشان دهنده يک واکنش انعکاسی نسبت به احساس درد است كه طي آن بدن به دنبال علائم ارسال شده از طريق اعصاب موجوددر مناطق حسی به مراکز انعکاسی مختلف بدن ،واکنش نشان می دهد. مراکز انعکاسی موجود در مغز ،با تشخيص آنچه كه احساس مي شود و فرستادن پيامهای مربوطه، از طريق اعصاب طناب نخاعی، به بدن شما فرمان می دهند تا واکنش لازم به خوبی انجام گيرد.يكسري مراکز انعکاسی نيزدر "سطوح مختلف طناب نخاعی" قرار دارند ولی اين مراکز انعکاسی به اندازه مغز در تشخيص علائم و صدور دستورات مربوطه به بدن دقيق نيستند. اما تنها وقتی كه مراکز انعکاسی موجود درمغزونخاع، جهت تشخيص تحريك ايجادشده و واکنش نسبت به آنها ،با همديگر همکاري خوبي داشته باشند، بدن قادرخواهدبود نسبت به آنها به خوبی عکس العمل نشان دهد.
بطوركلي اسپاستيك هيپرتوني(SH) بلافاصله بعد از آسيب نخاعی بوجود نمی آيد. در اوايل آسيب نخاعی ماهيچه های بدن فردمصدوم، تحت تاثير ضايعه ضعيف مي شوند. چرا که انعکاسهای طبيعي بدن در پائين سطح آسيب ازبين مي روند.اين وضعيت به " شوک نخاعی" موسوم است وممكن است بين چند هفته تا چندين ماه طول بکشد.اما به محض اينکه شوک نخاعی به پايان برسد، فعاليتهای انعکاسی عضلات نيزبرقرار مي شوند.ولی جريان پيامهای عصبی در پائين سطح ضايعه قطع می شوند. درنتيجه پيامهای مذکور نمی توانند به مراکز انعکاسی مغز برسند.
اگر مراکز انعکاسی بدن نتوانند جهت تنظيم و اکنش ،باتوجه به پيامهای ارسالی با همديگر عمل کنند،مراکز انعکاسی نخاع تلاش می کنند تا واکنش های بدن را متعادل کنند. از آنجا که مراكزنخاعی به اندازه مغز کارآئی لازم را ندارد، پيامهايی که به محل تحريک ارسال می شوند، معمولا" بيش از حد لازم هستند. اين مسئله باعث افزايش بيش از حد فعاليت عضله شده وباعث بروزحالتي مي شود که هم اکنون پزشکان آن را به عنوان "اسپاسم" می شناسند.
اکثر افراد نخاعی اسپاسم ها را به صورتهای مختلف تجربه می کنند ،ولی در همه زمانها با SH مواجه نمی شوند.افراد تتراپلژی و اشخاصی که دارای ضايعات ناقص هستند احتمالا" بيشتر از افراد پاراپلژی و اشخاصی که دارای ضايعات کامل هستند SH را تجربه مي نمايند.
شايعترين اسپاسم های عضلانی نزد افراد نخاعی بصورت خم شدن آرنج ( اسپاسم عضله تا کننده ) يا باز شدن پاها (اسپاسم عضله بازکننده ) تجربه می گردد. معمولا" اين اسپاسمها در نتيجه و اکنش های خودکار بدن نسبت به تحريکات درد به وجود می آيند.
مهمولا"بسياری از افرادی که به تازگی دچار ضايعه شده اند، حرکات حاصل از SH را با برگشت واکنشهای حرکتی اشتباه می گيرند.
خيلی از افراد نخاعی از اسپاسم های عضلانی خود جهت کمک به انجام فعاليتهای زندگی روزمره خود استفاده می كنند.برای مثال، برخی از افراد ياد گرفته اند که اسپاسمهايی را در دستها و انگشتان خودشان ايجاد نمايندكه به کمک آنها مي توانندچيزهای سبکی مانند قلم يا مجله را بردارند. حتي بعضی از افراد می توانند ياد بگيرند که از اسپاسمهای خود جهت دفع ادرار، حذف فشارها،انجام جابجائی ها، لباس پوشيدن و حتی ايستادن يا راه رفتن استفاده کنند.
SH می تواند فوايد ديگری نيز داشته باشد. ازجمله اينكه می تواند به افرادکمک کند تا شكل وحجم ماهيچه هاي آنان حفظ شده،افت تراکم استخوانی به حداقل ممكن رسيده و در نتيجه خطر پوکی استخوان کاهش يابد.همچنين باعث افزايش نيازهای متابوليسمی از جمله بهبود جريان خون و اصلاح تنفس مي شود.
طبيعی است که افرادی که به تازگی دچار آسيب نخاعی شده اند، فورا" تغييراتی را دروضعيت عضلات و دستگاه عصبی مرکزی خود احساس خواهند كرد. ولی بعد از آسيب اوليه ،تغيير در اسپاسم های افراد می تواند بعنوان يک علامت هشدار باشد ،به طوری که مي تواندحاكي ازوجود مشکل در مناطقي باشدكه هيچ حسی ندارند.
اگر تاكنون SH نداشته ايد ولي اخيرا" اسپاسم های عضلانی شما شروع شده است و يا اگر اسپاسم های شما بدتر شده اند و يا حتی کاهش پيدا کرده اند، بايستی به پزشکتان مراجعه کنيد.هر كدام از تغييرات مذکور ،می توانند علائم هشدار دهنده ای از ايجاد مشکلات جديدي نظير زخم فشاری،عفونت دستگاه ادراری،، رشد بيش از حد ناخن شست پا و نفوذ آن به داخل بافت انگشت، تنگ بودن لباسها يا يبوست باشد.همچنين ممکن است علامت هشدار دهنده ای برای بروزاتونوميک ديس رفلکسی،شکستگی استخوان ،وجود يک کيست يا تومور،ويا علامتي ازوجودنوعي التهابات در عرض نخاع ( transverse Mylitis ) ،يا ضربه و صدمه به طناب نخاعی باشد.
مرکز آمار آسيب های نخاعی ايالات متحده ( NSCISE ) دارای يک پايگاه اطلاعاتی است که ميزان وقوع عوارض افراد مبتلا به ضايعات نخاعی در آن ثبت می شود.بر طبق اطلاعات اين مرکز، افراد نخاعی به هنگام پذيرش، ترخيص يا معاينات ساليانه خود ازحيث SH موردبررسي قرارمي گيرندووقتي كه ميزان اسپاسم آنها شديد باشد ، آزمايشات داروئی موردنياز ويا حتي جراحی براي آنان تجويزمي شود.
وقتي SH داريد، درواقع تنها يک مشکل پزشکی نداريد .چراكه اسپاسم ها مي توانند دامنه حرکات طبيعی يا فعاليتهای روزمره زندگي شما را تحت تاثيرقراردهند ،بنابراين بايد درمان اسپاسم ها راآغاز نمود.برای مثال، اسپاسم های عضلات اندامهای تحتانی در افراد تتراپلژی می توانند مانع انجام كارهائي ازجمله لباس پوشيدن،خوردن يا انجام نظافت روزمره شوند.


ساير زيانهاي احتمالی حاصل از SH عبارتند از:


- SH می تواند باعث دردهای ناشی از فشارهای وارده بر مفاصل و عضلات شود.
- SH می تواند بر روی فعاليت های جنسی، خواب، رانندگی، قدم زدن و يا ساير فعاليت ها تاثير بگذارد.
- همچنين SH می تواند باعث دفع ناخواسته ادرار يا مدفوع گردد.
- SH می تواند بر روی وضعيت استقرار بدن و راحت نشستن ، حفظ تعادل، جابجائی ها يا تغيير وضعيت افراد تاثيرگذار باشد.
- SH می تواند باعث خراشيده شدن پوست شده و خطر بروز زخمهای فشاری را افزايش دهد.
- SH هزينه های داروهای مصرفی و نياز به مراقبين را نيز افزايش مي دهد.
بطوركلي هدف از درمان SH اين است که کيفيت زندگی ( QOL ) فرد بهبود پيداكنند.بااين حال خيلی از افراد از اين موضوع اطلاع ندارند.اگر تاثيرات منفی يا مثبت SH بر روی کيفيت زندگی زياد باشد، تصميم گيری جهت درمان رابا مشكل مواجه مي كند.
شما می توانيد از خودتان سئوالاتي را بپرسيد كه به شما کمک مي کنند تابفهميد آيا درمان صحيح است يا خير :
- آيا اسپاسم هائي كه داريد، مانع انجام کارها و شرکت شمادر فعاليت هائی که قصد انجام آنهاراداريد، شده واستقلال شما را محدود می نمايد؟
- آيا شما به خاطرداشتن SH ، نيازمند کمک بيشتری هستيد؟
- آيا اسپاسم باعث می شود که کنترل خودتان را روی ويلچر، خودرو يا ون از دست بدهيد؟
- آيا خواب شما بخاطر اسپاسم هايتان، مختل شده است؟
- آيا اسپاسم هائی که داريد شما را در معرض خطر ساير عوارض پزشکی مانند زخم فشاری قرار می دهد؟
شما بايستی به پزشکی مراجعه کنيد که با مسائل ومشكلات افراد نخاعی آشنا باشد.چراكه برخی از گزينه های درمانی ،چنانچه توسط پزشک به درستي انتخاب نگردند، می توانند خطرناک باشند و حتی زندگی فرد را نيزتهديد به مرگ نمايند.
عوامل مهم ديگری نيز وجود دارند که بر روی انتخاب روش درمانی موثرند. شما و پزشکتان می توانيد بر اساس شش عامل، برنامه درماني خود را پايه ريزی نمائيد.اين عوامل عبارتنداز:


- علت SH شما
- اگر شما جهت مصرف داروهايتان يا استفاده از اسپيلنت (Splint ) نياز به کمک داشته باشيد،داراي يك شبكه حمايتي هستيد
- آيا جهت اخذ دستورات درماني ازپزشك و پيگيری معاينات خود نياز به جابجائي داريدياخير.
- آيا جهت رسيدگي به ساير مشكلات خود ا زجمله : عدم تعادل، عفونت های زياد، فشارخون بالا يا پائين وافسردگی نيازمند جابجائي نزد پزشک هستيد يا خير.
- آيا شما در منطقه ای که زندگی می کنيد ،درمان مي شويد يا خير.
- و آيا درمانهاي شما تحت پوشش بيمه قرار دارد يا مجبوريد هزينه های درمانی خود را شخصا" بپردازيد.
درمانهائی که برای SH تجويز می شود، يکی از چهار گزينه زير را شامل مي شود:
- توانبخشی
- تجويز داروئی
- انسداد نقطه حرکتی
- يا جراحی
مطمئنا"شما دوست داريد که ابتدا ساده ترين روش را آزمايش کنيد.
انجام حرکات روزانه و کشش مرتب بدن که بوسيله متخصصين فيزيوتراپی تجويز می شوند می توانند اسپاسم های عضلانی را کاهش دهند.مشخص شده که وسايل مربوط به ايستادن يا عصاهای کمکی در اين زمينه، می توانند جهت کاهش SH و درمان آن در بعضی از افراد نخاعی مفيد باشند. چرا که ايستادن می تواند تمايل عضله به تا شدن را که از طريق نشستن تشديد می شود کاهش دهد.
متداولترين روشي كه جهت درمان SH مورد استفاده قرارمي گيرد،تجويزهای داروئی هستند. برخی از داروها به شكل خوراكي مصرف می شوندو يا ممكن است بوسيله لوله های تغذيه دهنده ( غذا رسان )مورداستفاده قرارگيرند.برخي از داروها نيز ازطريق رابط های پوستی، که ميزان دارو را در خون افراد در تمام مدت متعادل نگه می دارند، می توانند وارد بدن شوند. پزشک شما ممکن است در ابتدا داروهای خوراکی را تجويز نمايد ،چرا که اغلب اين داروها برای افراد نخاعی موثر هستند.


برخی از داروهای متداول عبارتند از:
- بنزوديازپين ( Benzodiazpines )
- ليورسال ( Liore sal )
- دنتاريوم ( Dantrium )
- نوروتين ( Neurotin )
- زانافلکس ( Zanaflex )
- و کاتاپرس ( Catapres ) که از طريق رابط های پوستی وارد بدن مي شوند.
گاهي نيز ازداروهای قطع كننده جريانهای عصبی (Chemodenervation ) استفاده مي شودكه طي آن ترکيبات داروئی بطور مستقيم به درون عضله تزريق می شوند تا جريان تحريکات عصبی ماهيچه های درگير اسپاسم را دچار وقفه نمايند.ازجمله اين داروها مي توان به بوتوکس ( Botox ) اشاره كرد که همراه با فنل و الکل استفاده می شوند. بطوركلي اين داروها از طريق کاهش انقباضات و ايجاد وضعيت طبيعی برای عضلات درگير عمل می کنند.
اماهر داروئی مزايا و معايبی دارد.

بنابراين شما بايستی در مورد خطرات احتمالی يا اثرات جانبی داروهای مورد استفاده با پزشک خود صحبت نمائيد.


افرادی که جراحی را به عنوان گزينه درمانی خود انتخاب می کنند، بايد بدانند که اکثر روشهای جراحی
غير قابل برگشت هستند. برای مثال، به محض اينكه يک عصب قطع شود،درحال حاضر هيچ راهی برای ترميم و فعاليت مجدد آن وجود ندارد. جراحی های ارتوپدی، برای اصلاح يا تعديل اثرات SH ، با روشهای مختلفی بر روی ماهيچه ها، تاندونها يا استخوانها انجام می گيرند. چهار حالت متداولي كه در مورد جراحی های ارتوپدی وجود دارند.عبارتنداز:
- سفتي مفاصل (Contracture) عبارتست از يک ناهنجاری در وضعيت مفاصل که در اثر کوتاه شدن مداوم عضله حاصل می شود.درنتيجه وقتی که عضلات نتوانند بطور مرتب کشش پيدا کنند، تاندونها کوتاه و سفت مي شوند که اين مسئله باعث محدود شدن دامنه حرکتی ماهيچه هامی شود.
- جابجا کردن تاندون می تواند محل تاثير اسپاسم عضله را تغيير دهد. به اين مفهوم که باروش جابجاكردن ،عضله ديگر نمی تواند مفصل مورد نظر را جهت ايجاد وضعيت غير طبيعی تحت کشش قرار دهد.
- استئوتومی ( Osteotomy ) عبارتست از جدا کردن قسمت کوچکی از استخوان که باعث تغيير وضعيت يا شکل گيری مجدد استخوان مي شود.
- آرتروديسس ( Arthrodesis ) عبارتست از پيوند استخوانها با يکديگر. به طوری که بطور مستقل و طبيعی حرکت نمايند.
روش ديگري نيزوجوددارد بنام" Dorsal root rhizotomy" که البته بندرت برای افراد نخاعی مورد استفاده قرار می گيرد. دراين روش، جريانهای انعکاسی يا تحريکات حسی وارد شده به نخاع را با سوزاندن،قطع،و يابا استفاده ازداروها ريشه های عصبی نخاع ، دچار وقفه می شوند.
بطوركلي مصرف داروها از طريق روش ( Intrathecal )يک گزينه سريع و پيش رونده محسوب می شود. در اين روش، يک پمپ اينتراتکال (=IP Intrathecal Pump) از طريق جراحی درون شکم کار گذاشته می شود.اختلاف اين روش با سايرگزينه های جراحی در اين است که جراحی (IP) قابل برگشت ( به حالت اول) است.سپس دارو از طريق يک سوند بطور مستقيم به مايعات اطراف طناب نخاعی پمپ می شود. از جمله معايب پمپ اينتراتکال اين است که جهت کارگذاشتن پمپ در بدن، نياز به جراحی دارد. همچنين روشی گران است.ازسوي ديگر لوله های دارو رسان ممكن است قطع شده يا گره بخورند. به علاوه، خطرات ديگری نيز وجود دارند. از جمله می توان به عفونت ، احتمال تزريق بيش از حد باکلوفن،اشکال در کار پمپ و علائم مربوط به پس زدن دارو اشاره كرد.
با اين وجود، پمپ اينتراتکال مزايائی دارد .ازجمله اينكه دارو بطور مستقيم به سلولهای عصبی يعنی جائی که مورد نياز است، فرستاده می شود ولي مقدار داروي مصرفي تنظيم های خاص خود راداردومي توان آنرا به اندازه مورد نياز تنظيم نمود.از طرفی مقدار داروی ورودي به بدن خيلی کمتر از مصرف آن از طريق خوراکی می باشد و در نتيجه اثر ات جانبی دارونيز کاهش می يابد.
پمپهاي IP در مواقع لزوم به آسانی از طريق تزريق مجددا" از دارو پر می شوند.بعلاوه ، جراحی آن قابل برگشت است که اين مسئله به نوبه خود يک مزيت بزرگی نسبت به روشهای جراحی ديگر محسوب مي شود.
شما بايستی ارتباط نزديک خودتان را با پزشک حفظ کرده و بطور مستمر کيفيت زندگی خود را تحت نظر قرار دهيد.پزشک شما از گزينه های جديد درمانی که می تواند کيفيت زندگی تان را بهبود بخشند، شناخت دارد.
وقتی که در مسير درمان ،ارزيابی های مورد نياز رابا موفقيت انجام داديد، سه سئوال زير را از خودتان بپرسيد:
- آيا من از زمانی که درمان را شروع کرده ام، استقلالم در فعاليتهای روزمره کمتر شده يا بيشتر شده است؟
- آيا طي درمان تمرکز حواس يا حافظه ام با مشکلاتی مواجه شده است؟
- آيا از زمانی که درمان را شروع کرده ام، دردم کمتر شده يا بيشتر شده است؟
شما ممکن است متوجه شويد که درمان فعلی شما، تاثير چنداني برروي کيفيت زندگی شمانداشته وآنرابهتر نکرده است. دراين حال شما ممکن است گزينه درمانی ديگری را در نظر داشته باشيد،و يا اينکه ممکن است متوجه شويد که هيچ يک از روشهای درمانی موجود، گزينه درستی برای شما نيستند.
اعتقاد بر اين است که افزايش سن می تواند منجر به کاهش SH شود. همزمان با فرآيند طبيعی افزايش سن، ميزان هدايت جريانهای عصبی کاهش پيدا کرده ،وحجم عضله و اندازه آن کم می شود.درنتيجه مقدارجريان خوني كه به طناب نخاعی نيزمي رسد، تقليل می يابد.
ازسوي ديگر، بسياری از افراد نخاعی همزمان با افزايش سن، با اسپاسم خود هماهنگ تر گشته وبه مرورراحت تر می شوند. آنها می دانند که چرا اسپاسم هایشان شروع می شوند.بنابراين با گذشت زمان سعی می کنند که از شروع اسپاسم خودجلوگيری کنند .همچنين ياد می گيرند که از اسپاسم های خود، برای بهتر کردن توانائی هايشان جهت انجام فعاليتهای روزانه استفاده کنند.
درنهايت:
- گزارشات مراکز آمار ،نشان داده : تعداد افرادي كه به دنبال درمان اسپاسم خود هستند،تدريجا" کاهش می يابدو از 7/42 درصد در سالهای اوليه آسيب به کمتر از 35 درصد بعد از 10 سال بعد رسيد.
- در نتيجه
- SH نزد افراد مبتلا به آسيبهاي نخاعی خيلي شايع است.
- ولی، همه افراد نخاعی نيازمند درمان نيستند.
- اگر متوجه شديد که درمان SH می تواند باعث بهبود کيفيت زندگی شما شود، بهتر است که شما و پزشکتان بهترين گزينه درمانی را انتخاب نمائيد.

****

منبع :مقاله : " مقابله با اسپاسم های شديد بعد از ضايعه نخاعی" – مترجم: مهندس عباس كاشي (This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.) - انتشار : مركز ضايعات نخاعي جانبازان – دي ماه 1387 - برگرفته از:سايت www.pva.org , www.spinalcord.uab.edu –
Department of Physical Medicine and Rehabilitation –SPINE REHABILITATION CENTER



همين جور الکی نشسته ايد و داريد فکرتان را به هزار جا می بريد و اصلا" مواظب نيستيد! مواظب چی؟ مواظب افکارتان که يک دفعه از آنها برای کنترل ماشينی، دستگاهی، روباتی و خلاصه برای کاری استفاده نکنند. می خنديد؟ پس چند لحظه صبر کنيد تا اصل اتفاق را برای تان را بگوييم تا به جای خنديدن، چشمان تان چهار تا شود . با شرکت ژاپنی هوندا که آشنايی داريد؟ اين شرکت برای اتصال افکار انسانها به ماشين ها، يک گام رو به جلو برداشته است. آنها فن آوری را توسعه داده اند که از سيگنال های مغزی برای کنترل حرکات خيلی ساده يک روبات استفاده می کند.

محققان می گويند اين فن آوری که شرکت هوندا موتور با کمک موسسه تحقيقاتی ATR آن را گسترش داده. در آينده می تواند به جای صفحه کليد يا گوشی های تلفن همراه استفاده شود. همچنين از اين فن آوری می توان برای کمک به افراد دارای ضايعات نخاعی استفاده کرد.

چيزی که در اولين نمايش اين فن آوری در توکيو، نشان داده شد در اين مايه ها بود: يک نفر داخل يک اسکنر تصويری تشديد مغناطيسی ( همان دستگاه MRI خودمان که دکترها و بيمارها با آن سرو کار دارند ) دراز کشيده بود. کار اين دستگاه آشکار ساختن و نشان دادن سيگنال های مغز است. تصوير گرفته شده از مغز توسط يک نرم افزار کامپيوتری تحليل مي شد. سپس سيگنال ها به يک دست روباتيک فرستاده می شد. مثلا" آدم داخل دستگاه MRI دستش را مشت می کرد و سپس باز می کرد و با انگشتان يک علامت V را مي ساخت. چند ثانيه بعد دست روباتيک همه اين حرکت ها را تقليد می کرد. البته برای انجام حرکات پيچيده تر، تحقيقات بيشتری بايد انجام شود. ضمن اين که اين دستگاهی که الگوهای مغزی را می خواند و سيگنال ها را آشکار می کند بايد کوچک تر و سبک تر ساخته شود. مثلا" اندازه يک کلاه تا مردم بتوانند آن را همه جا با خودشان ببرند.

البته استفاده از سيگنال های مغز برای ارتباط با ماشين ها سابقه چندين ساله دارد و روش های مختلفی برای آن ابداع شده است. ولی ويژگی اين فن آوری جديد اين است که در چيزی که هوندايی ها بهش اينترفيس مغز انسان - ماشين و يا BMI می گويند نسبت به روش های گذشته بهبود و پيشرفت خوبی حاصل شده است. مثلا" در بعضی از روشهای قديمی ( روش های تهاجمی ) نياز به عمل جراحی برای اتصال الکترودها و چيزهای ديگر به بدن شخص است. در بعضی ديگر از روش های قديمی ( روش های غير تهاجمی ) نياز به عمل جراحی برای اتصال چيزی نيست ولی مردم بايد آموزش های سختی را پشت سر بگذرانند تا ياد بگيرند چگونه فعاليت های مغزی با قابليت آشکارسازی توليد کنند. مثلا" چون گفتن بله به سادگی قابل تعقيب و آشکارسازی نيست به مردم آموزش داده می شود که برای گفتن بله، فعاليت ذهنی معادل قرار دهند و در هنگام گفتن بله اين فعاليت ذهنی را انجام دهند.

در بعضی روش های ديگر هم مرحله خواندن سيگنال ها، صحت و دقت خوبی ندارد. ولی روش جديد شرکت هوندا BMI اين معايب را ندارد. اين روش جديد غير تهاجمی است ( يعنی نيازی به عمل جراحی نيست ) و نيازی هم به آموزش افراد برای کنترل فعاليت های ذهنی شان نيست و بر اساس همان فعاليت های طبيعی مغز طراحی شده است. صحت و درستی آن هم در درصد بالايی قرار دارد.

ايده اين فن آوری که بر پايه رمزگشايی فعاليت های طبيعی مغز انجام می شود، از مقاله بسيار تحسين شده دکتر يوکياشو کاميتانی محقق موسسه ATR با عنوان رمزگشايی محتوای ادراکی و ذهنی مغز انسان چاپ شده در Neuroscience Nature آمده است. اين تحقيق نشان می داد که رمزگشايی عصبی بر پايه MRI می تواند اين امکان را به يک روبات بدهد که حرکات انگشت يک سوژه ( حالت های بازی سنگ، کاغذ، قيچی ) را با تعقيب پاسخ های هيدروديناميک مغز، تقليد کند. مثلا" آدم داخل دستگاه MRI دستش را يکی ازشکل های سنگ، کاغذ، قيچی در می آورد. وقتی دارد اين کار را می کند تغييرات پاسخ های هيدروديناميکی مرتبط با فعاليت مغزش در هر ثانيه کنترل می شود. يک برنامه کامپيوتری هم سيگنال های خاص توليد کننده حرکت های سنگ، کاغذ، قيچی را استخراج و رمزگشايی می کند. اين اطلاعات رمزگشايی شده به دست روباتيک فرستاده می شود تا حرکت اصلی انجام شده را شبيه سازی کند.

اگر چه بين حرکت سوژه و تقليد حرکت روبات يک تاخير زمانی هفت ثانيه ای وجود دارد ولی محققان توانسته اند با موفقيت به صحت رمزگشايی 85درصد برسند. اين فن آوری اين قابليت را دارد که در ديگر روش های اندازه گيری غير تهاجمی مغز مثل ميدان های مغناطيسی و الکتريکی استفاده شود. اگر چنين اتفاقی بيفتد، انتظار می رود که همين دقت و صحت با تاخير زمانی کمتر و با دم و دستگاه جمع و جورتری به دست بيايد.

اين فناوری در آينده می تواند به جای صفحه کليد يا گوشی های تلفن همراه استفاده شود. همچنين از اين فناوری می توان برای کمک به افراد دارای ضايعات نخاعی استفاده کرد.
پس با اين اوضاع و احوال چنين تصويری چندان هم دور از دسترس نيست. توی ماشين روی صندلی لم داده ايد. يک دفعه به ذهن تان می رسد که ماشين سرعتش را زياد کند و ماشين سرعتش را زياد می کند چند لحظه بعد هم يک دفعه تصميم می گيريد کناری بايستيد و چيزی بخوريد. بدون هيچ حرکتی ماشين سيگنال های مغزی شما را دريافت کند و همين کار را انجام خواهد داد. حالا متوجه شديد که چرا بايد مواظب افکارتان باشيد؟

****

منبع : مقاله "مغز، فکر، روبات، حرکت " - تهيه كننده : محمد جباري - روزنامه جام جم -ضميمه كليك -يك شنبه 28 خرداد 1385

هر چند اغلب این گونه تصور می شود که فردی که روزانه بصورت جدی تلاش جسمی می کند را می توان یک ورزشکار نامید ولی آیا بین فعالیت بدنی روزانه و فعالیت بدنی و ورزش تفاوت و تمایزی وجود دارد که برای درک این مطلب با بازنگری تعاریف علمی این لغات می توان به پاسخ این سوال دست یافت.


فعالیت بدنی روزانه : به هر گونه فعالیتی که افراد در طی یک روز انجام می دهند را فعالیت بدنی گویند و چه بسا این فعالیت ها باعث تقویت یا آسیب به فرد شود خالی از بعد نتیجه به چنین حرکاتی که چهارچوب منظم و خاصی ندارد فعالیت بدنی اتلاق می شود.


فعالیت بدنی :به هر نوع حرکات بدنی ،نرمش و ورزش که آمادگی و ورزیدگی جسمی وبدنی ، تندرستی و سلامت افراد و خانواده ها را افزایش داده یا حفظ می کند ،گفته می شود .


ورزش : معنای لغوی ورزش به معنای ورزیده و کسی را گویند که مواظبت و ممارست بسیار در کاری داشته باشد که با توجه به معنای لغوی ورزش نبایست از یاد برد که اهداف فعالیت های ورزشی در صورت تکرار و تمرین حاصل می شود(1).


با توجه به تعاریف ارائه شده می توان نتیجه گرفت تفاوت فعالیت بدنی روزانه با فعالیت بدنی یا ورزش در هدف، قانونمند و منظم بودن فعالیت بدنی است همچنین تفاوت فعالیت بدنی با ورزش در تکرار و ممارست است به گونه ای که فعالیت بدنی که در طی یک مدت معین، توسط ورزشکار اجرا شود بعنوان فعالیت ورزشی آن فرد مشخص می شود.


فعالیت های ورزشی شامل فعالیت هایی هنرمندانه و علمی است که افراد مختلف با شرایط جسمی و روحی متفاوت با اهداف متنوع مانند کسب سلامتی، حفظ سلامتی، گذراندن اوقات فراغت، قهرمانی در قالب تمرین و مسابقات به انجام آن می پردازند که با این تفاسیر می توان نتیجه گرفت فعالیت ورزشی نیازمند قانون، زمان و مکان خاص خود می شود بنابراین پریدن از روي یک مانع در مقابل دیدگان هزاران نفر در یک میدان سر پوشیده فعالیت ورزشی است در حالی که پریدن از روي یک چشمه هنگام پیاده روي در روستا فقط تلاش براي خیس نشدن پاي فرد است(2).

با توجه به اینکه فعالیت های ورزشی در قالب هنر و علم تشکیل دهنده ی المپیزم، بعنوان رایجترین فلسفه ورزش است، انجام هر فعالیت ورزشی بایست بر اساس آگاهی از ظرافت های علمی و هنری آن ورزش باشد تا بتواند برای فرد مفید واقع شود که در غیر اینصورت چه بسا انجام فعالیت ورزشی بدون دانش کافی خود عاملی برای تشدید آسیب های روحی و جسمی باشد. انتخاب ورزش در بین معلولین بایست متناسب با شرایط جسمی آنها انتخاب شود که برای انتخاب صحیح بایست ابتدا با رشته های ورزشی مختلف آشنا شوند و سپس بر اساس علاقه مندی و استعداد خود بتوانند رشته ی ورزشی متناسب را انتخاب کنند تا با انجام فعالیت های ورزشی صحیح بتوانند به اهداف از پیش تعیین شده ی خود دست یابند.(3).

اهمیت و قدمت ورزش


در عصر حاضر ورزش بعنوان یک زبان بین المللی در بین جامعه های بشری در حال کاربرد است از این رو تعاریف، تنوع رشته های ورزشی و طبقه بندی فعالیت های ورزشی بسیار گسترده است. امروزه ورزش می تواند برای حل مسائل و مشکلات اجتماعی و اقتصادی، سلامتی و تربیتی استفاده شود (4). برای نمونه برخی اهداف جسمانی عبارتند از حفظ دامنه حرکتی مفاصل ، بهبود انعطاف پذيری، توسعه و پيشرفت در روند توان بخشی، بهبود استقامت قلبی- تنفسی، بهبود تعادل، پر کردن اوقات فراغت، تقويت روحيه افراد، کاهش آثار منفی روانی از جمله اضطراب ، استرس و برخی اهداف اجتماعی عبارتند اجتماعی شدن، اعتماد به نفس، نظم پذیری، احترام به قوانین، همکاری، تقویت ارزش های انسانی مانند شجاعت، صداقت و...می باشد.

به نظر می رسد اکثر مردم به يک يا چند دليل از چهار علت جسمی زير ورزش مي کنند: بهبودوضعیت انعطاف پذيری بدن،افزايش قدرت بدنی،افزايش استقامت يا آمادگی هوازی ، بهبود شکل بدن که می توان هر یک از این فاکتور ها را عامل مهمی در بهبود و نگهداری از سلامت روحی جسمی یک فرد دانست(5). فعالیت های ورزشی قدمتی به اندازه تاریخچه زندگی انسان دارد. هر چند در عوام از فعالیت ورزشی ، فعالیت بدنی نسبتا طاقت فرسا تصور می شود ولی جالب است بدانیم برخی ورزش ها نیازی به چنین فعالیت هایی ندارد.


در تقسیم بندی فعالیت های ورزشی می توان فعالیت های ورزشی را به دو بخش جسمی و فکری تفکیک کرد که در ادامه بصورت کلی تعریف می شوند:

ورزش فکری

عبارت از فعالیتی است که در جهت به کار انداختن مغز به منظور گسترش فکر و سرگرمی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ورزش‌های فکری در جهان امروزی بسیار با اهمیت بوده و بیش از صدها نوع از آن‌ها موجودند.

جهان پیشرفته برای کودکان، نوجوانان، جوانان، کهن‌سالان، معلولین و از کار افتادگان انواع گوناگونی ورزش‌های فکری الکترونیکی و غیر الکترونیکی بروی شیشه، کاغذ، چوب و غیره را اختراع نموده‌اند و می توان در کشورهای مختلف ورزش های فکری را یافت که ریشه در فرهنگ و ارزش های آن کشور دارند، یافت که مزایای بسیاری برای افرادی که به انجام آن می پردازند دارد از جمله نشاط، سلامتی، تقویت حافظه، تغییر روحیه و... (6).

ورزش جسمی


به مجموعه ورزش هایی که انجام آن مبتنی بر فعالیت بدنی است گفته می شود که دارای رشته های گوناگونی مانند والیبال نشسته، بسکتبال روی ویلچر، فوتبال، تیر اندازی می باشد که فرد با تلاش و انجام حرکات موزون و هدفمند بدنی با رعایت یکسری قوانین از قبل تعیین شده در غالب تمرین و مسابقه سعی در ایجاد سلامتی و کسب درآمد بعنوان ورزشکار حرفه دارد.

سلامت جسمی و روحی


روح و جسم انسان دو روی یک سکه اند که سلامت انسان را تضمین می کنند و فعالیت های ورزشی سعی در تقویت جسم و روح انسان را دارد. با توجه به اهداف فعالیت های ورزشی که تقویت و شکوفایی توانایی جسم و روح همچنین پیشگیری کاهش و نقص سلامت جسم و روح است می توان این انتظار را داشت که افراد هر چند مشغول به ورزش فکری بدون کوچکترین حرکتی باشند توانسته اند توانایی های روحی خود را تقویت کنند و سلامت خود را بهبود بخشند.

علاوه بر فواید ذکر شده جسمی و روحی؛ دو هدف ویژه فعالیت های ورزشی برای معلولین شامل تغییر نگرش، تفکر و دیدگاه معلولان نسبت به خود و تغییر نگرش، تفکر و دیدگاه جامعه نسبت به معلولیت و نیازهای آن می باشد.

فعالیت های ورزشی در معلولین علاوه بر تضمین سلامت این قشر می تواند بعنوان یک حلقه ی ارتباطی بین معلولین و سایر افراد عمل کند به گونه ای که افراد جامعه با معلولیت و شرایط آن آشنا شوند و مسئولیت خود را در برابر پدیده ی معلولیت به درستی ایفا کنند. (7)

ورزش و درمان


درمان یعنی به کاربردن مجموعه تدابیری برای کاهش و برطرف کردن نقص و آسیب ایجاد شد ه در سیستم سلامتی انسان که به صورت نجویز دارو و فعالیت های درمانی مانند ورزش درمانی و روان درمانی می باشد که طی فرآیند شامل بررسی، تشخیص، برنامه ریزی، اجرا و ارزیابی حاصل می شود(8).

در عصر کنونی ورزش بعنوان یک شیوه درمانی مورد کاربرد است از ویژگی های ورزش درمانی تنوع حرکات و رشته های مختلف است که می تواند با توجه به علایق، فیزیک افراد و استعداد آنها برای ترمیم و بهبود سلامتی افراد بکارگرفته شود که بعنوان یکی از مولفه های اصلی پر کردن اقات فراغت نیز محسوب می شود که افراد را با روحیه و استعداد مشابه کنار هم جمع می کنند و علاوه بر ورزش بصورت غیر مستقیم به افراد کمک می کند تا روحیه خود را تقویت کند و راهی برای پیشگیری از افسردگی بیابد و با عزمی جمعی به مقابله با محدودیت ها بپردازد.

فعالیت های ورزشی شامل جسمی و فکری برای افراد بویژه معلولین کمک می کند که تا لحظات سر شار از لذت را تجربه کنند که هر چقدر این لذت بردن بیشتر باشد ورزش بعنوان یک عامل انگیزشی برای درمان کاربرد دارد.

محدویت های ورزشی


البته نبایست از یاد برد فعالیت ورزشی که فرد برای پرداختن به آن مجبور شود استقلال خود را با وابستگی عوض کند نه تنها لذت بخش نیست بلکه عذاب آور است که می توان برخی از عواملی که باعث کاهش لذت از ورزش کردن می شود را اینگونه ذکر کرد(9):
1 – نبود امکانات و تجهیزات مناسب برای معلولین
2 – عدم دسترسی آسان به اماکن و مجموعه های ورزشی
3 – برخورد نامناسب کارمندان مجموعه های ورزشی با پدیده ی معلولیت به دلیل ناآگاهی از نیازها و ویژگی های پدیده ی معلولیت
4 – طراحی و معماری نامناسب اماکن و مجموعه های ورزشی
5 – نبود فضاهای مناسب برای گردهمایی بعد از انجام فعالیت ورزشی برای برقراری ارتباطات دوستانه بین معلولین و همراهان آنها با هم

منابع


1 – لغت نامه دهخدا
2 – کتابخانه ی مجازی الکترونیک ایران، 90، ورزش چیست؟.
3 – میرزا حسینی، امید.(1392).مشارکت معلولین در ورزش همگانی با در نظر گرفتن نوع محدودیت های حرکتی و کلاسبندی پزشکی ورزشی _ ورزشی، اولین همایش واکاوی و تبیین راهبردی فرمایش های مقام معظم رهبری در حوزه ورزش همگانی و فعالیت بدنی.
4 – نیک شعار، اکرم. (1387)، نقش ورزش در صلح جهانی،نشریه رشد و آموزش تربیت بدنی، شماره 3، ص50-53.
5 – کاشی، عباس.(1387).هدف از ورزش درافرادنخاعی، مرکز ضایعات نخاعی جانبازان
6 – مطالب موجود در ویکی پدیا
7 – جایگاه ورزش همگانی برای جانبازان و معلولان عباس اردستانی. عباس، مشرف جوادی. بتول ،سید باقری. سید احمد.(1392). اولین همایش واکاوی و تبیین راهبردی فرمایش های مقام معظم رهبری در حوزه ورزش همگانی و فعالیت بدنی.
8 – حقگو جهرمی، مهران.(1392). نگاهی به فرآیند و برنامه مراقبت پرستاری
9 – سجادی، سید نصرالله. جعفری، حسین.(1389). طراحی و نگهداری اماکن و تاسیسات ورزشی، چاپ اول، تهران: انتشارات آوای ظهور.

 

****


منبع : مقاله " معلولین، ورزش فکری و جسمی " - محمد حسین میرسلیمانی کارشناسی ارشد مدیریت ورزشی-انتشار: مرکز ضایعات نخاعی جانبازان- فروردین 1393 -www.isaarsci.ir

 


گفتيم معلولان تأمين شغلي ندارند، گفتند افراد سالم هم بيكارند. گفتيم امكانات دارويي و درماني براي معلولان محدود است، گفتند براي سالم‌ها هم محدوديت داريم. گفتيم وسائط ويژه حمل و نقل معلولان در كشور موجود نيست، گفتند با وسائط نقلية عمومي براي افراد سالم هم دچار مشكل هستيم.

اگر از مقوله برتر دانستن اين افراد سالم (كه مي‌دانيم هيچ فرد سالمي در دنيا وجود ندارد) نسبت به معلولان بي‌سر و صدا بگذريم و حق استفاده از تمامي امكانات را در مرحله اول براي افراد به ظاهر سالم مشروع بدانيم، فكر نمي‌كنم بتوان كسي را يافت كه در مورد تفريح و گذران اوقات فراغت نيز با چنين توجيهي موافق باشد. به عبارت ديگر معتقد باشد كه معلولان در درجه دوم اولويت برخورداري از امكانات تفريحي قرار دارند، بلكه همه مي‌دانند و معتقدند هر انساني با هر شرايط بدني و روحي احتياج به تفريح و امكانات مناسب و البته مساويِ گذران اوقات فراغت دارد.

خوشبختانه در اين مورد كسي هم بخيل نيست. يعني ممكن است شما با ديدن فرد معلولي كه فلان سمت را در فلان مؤسسه دارد، با خود بگوييد كه پسر يا دختر من با چنين مدرك تحصيلي بيكار است و اين سمت قطعاً در درجه اول حق مسلم اوست، ولي يقين دارم كه با ديدن معلولي كه در حال تماشاي يك فيلم ويدئويي است، نه فقط احساس رقابت و حسادت نمي‌كنيد، بلكه آن را بسيار مناسب روحيه فردي با مشكلات جسمي و حركتي يا ذهني و رواني مي‌دانيد.

همه مي‌دانيم و پذيرفته‌ايم كه با يا بدون توجيه، امكانات تفريحي در كشور ما نسبت به بسياري از كشور‌هاي ديگر دنيا در حد بسيار پاييني قرار دارد.شايد باكمي دقت بتوان دريافت كه سالن‌هاي سينما و تئاتر، تنها مكان‌هاي قابل توجه تفريحي در بسياري از شهرهاي كشور ما است. هر چند در بيشتر نقاط كشور ممكن است تنها يك سالن سينما يا تئاتر وجود داشته باشد،آن‌هم باكيفيتي پايين‌تر از حد استاندارد.شايد شمايي كه به علت رشتة تحصيلي يا نوع شغل و مشغوليت‌هاي خود با معلولان و مسائل مربوط به آنها آشنا نيستيد، در مورد چگونگي استفاده از همين امكانات ساده تفريحي آگاهي چنداني نداشته باشيد. اما براي يكبار هم كه شده انديشيده‌ايد معلولي كه روي ويلچر نشسته است، چگونه مي‌تواند از يك سالن سينما يا تئاتر استفاده كند؟

قطعاً مي‌دانيد كه يك فرد ويلچري براي بالا رفتن از پلكاني كه شما هر روز به راحتي و بدون فكر كردن از آن بالا مي‌رويد، دچار مشكل اساسي است. سطح شيبدار، البته در صورت استاندارد بودن از نظر جنس،زاوية شيب، عرض، نرده دار بودن و...، به يك فرد ويلچري اين قابليت را مي‌دهد كه او نيز بدون انديشة زياد خود را به همان مكاني كه شما رسيده‌ايد برساند. شايد بر اين عقيده باشيد كه يك معلول ويلچرنشين با كمك گرفتن از دوست سالم خود خواهد توانست از پلكان هر ساختماني بگذرد، ولي هدف غايي توانبخشي رساندن فرد معلول به حداكثر رساندن استقلال ممكن است. بينديشيد كه چقدر دشوار خواهد بود اگر بر اثر قطع شدن انگشتان دست راستتان مجبور باشيد براي نوشتن هر مطلب كوچكي سايه دوستي را بالاي سر خود حس كنيد. آيا در اين صورت ترجيح نخواهيد داد كه با تمرين و ممارست به يك چپ دست ماهر تبديل شويد؟ چند سالن سينما يا تئاتر سراغ داريد كه داراي سطح شيبدار است؟ مي‌دانيد كه سطح شيبدار الفباي مناسب‌سازي و برابري فرصت‌هاست. جاي دوري نرويم. در همين تهران بزرگ كه امكانات تفريحي‌اش از هر كجاي ايران وسيع‌تر است، چند سالن سينما با سطح شيبدار مناسب مي‌توان يافت؟ يا چند سالن تئاتر؟

بسيار ساده است. از همين امشب امتحان كنيد.به هر سالن سينما يا تئاتري كه مي‌رويد خوب دقت كنيد. يك نگاه اجمالي كافيست. (پيشنهاد مي‌كنم از تئاتر شهر شروع نكنيد، با آن سالن‌هاي زير زميني و پلكان‌هاي پيچ در پيچ،) و پس از آن يك لحظه، فقط يك لحظه بينديشيد كه در عبور از همين خيابان مقابل سينما دچار سانحه رانندگي شويد و مجبور باشيد تا آخر عمر بر ويلچر بنشينيد. عجيب نيست. دقت كنيد! بسياري از افرادي كه امروز بر ويلچر مي‌نشينند روزي مانند شما براي رسيدن به چنين مكان‌هايي دچار مشكل نبودند. فقط يك حادثه كوچك كافيست. زياد فكر نكنيد، ممكن است لذت ديدن فيلم را از دست بدهيد.

 


نكتة آخر

شروع نهضت‌هاي كمك به معلولان و برابري فرصت‌ها فقط با شكايت از مسئولان و گله از آنها ميسر نمي‌شود بلكه آگاهي همه جانبه همه ما را از مسائل معلولان، يعني همين افرادي كه بي‌سرو صدا، در اطراف ما زندگي مي‌كنند و كوله باري از مشكلات را جداي از مشكلات همه انسانها به دوش‌ مي‌كشند، طلب مي‌كند.

در پايان تأكيد مي‌كنم كه امكانات موجود در هر كشور، اعم از امكانات آموزشي، بهداشتي، حرفه‌اي، اجتماعي و فرهنگي متعلق به همه افراد آن كشور، اعم از سالم و ناسالم و همه سهم يكساني از اين امكانات دارند.

****

منبع : مقاله " معلوليت در كمين همه " - تهيه كننده : آرش امين زاده- انتشار : روزنامه اطلاعات -18 فروردين 1388

دو نوع نگاه فلسفي به پديده معلوليت وجود دارد که قابل تامل و بحث است. مطلب زير به اختصار توضيحي درباره اين ديدگاهها ‌دارد.

نخستين نگاه، نگاه سنتي به مقوله معلوليت است كه تا پيش از تصويب قانون 1990 رواج داشته است و به طور عمده آن را «مدل طبي» مي‌نامند. بنابراين نگاه ، فرد معلول كسي است كه ميزان سلامت او پايين‌تر از خط سلامت افراد طبيعي قرار مي‌گيرد. در اينجا فرض آن است كه نوع و گونه انسان بنابر واقعيت‌هاي بيولوژيك داراي مرز مشخص و ثابتي براي سلامتي است.‌

اين مرز كه كاملاً عيني است، افراد طبيعي را از افراد غيرطبيعي جدا مي‌كند. به عنوان مثال زيست‌شناسي به ما مي‌گويد كه ديد انسان طبيعي فلان ميزان است، آن‌گاه هر كس كه صاحب چنين ميزان ديدي باشد طبيعي و هركس كه نباشد، معلول خواهد بود.‌

پيش فرض اين نگاه به معلوليت آن است كه جداسازي معلولان از افراد عادي، امري كاملاً عيني و فارغ از جنبه‌هاي اجتماعي است، بنابراين پزشكان يگانه گروه صاحب صلاحيت براي تعيين افراد معلول محسوب مي‌شوند.

به زبان فني‌تر، معلوليت يك «پديده طبيعي» است و افراد معلول بنابر ملاك‌هاي عيني كه همانا ويژگي‌هاي ذهني و بدني آنها است، فارغ از هرگونه بستر و زمينه اجتماعي، در اين رده قرار مي‌گيرند.

امروزه اجماع عمومي ميان نظريه‌پردازان، نفي مدل طبي و روي آوردن به «مدل اجتماعي» است.

نكته اصلي در اين مدل آن است كه ميزان كارايي و بهره‌اي كه ما انسان‌ها از اندام و توانايي‌هاي خود مي‌بريم، علاوه بر ويژگي‌هاي شخصي ما به اجتماعي كه در آن زندگي مي‌كنيم نيز وابسته است.

در نظر بگيريد كه فردي داراي سيستم خاصي از حركت است و امكان بالا رفتن از پله‌ها را ندارد.

اين فرد در جامعه‌اي كه ساير افراد آن براي بالا رفتن از ارتفاع صرفا از پله استفاده مي‌كنند، معلول به حساب مي‌آيد، اما در جامعه ديگري كه افراد از آسانسور يا سطح شيب‌دار استفاده مي‌كنند، متمايز از بقيه نخواهد بود. به عبارت ديگر نكته آن است كه افراد داراي طيف وسيعي از توانايي‌هاي فيزيكي هستند.‌

اين كه كدام سطح از اين توانايي‌ها طبيعي به حساب‌ آيد و كدام يك نشانه معلوليت باشد توسط اجتماعي كه فرد در آن زندگي مي‌کند، معلوم مي‌شود. فرد نابينا در ايران معلول مطلق است، چون هيچ امكاني براي حركت او در خيابان نيست؛ اما در كشوري غربي به مدد سگ‌هاي مخصوص، علائم بريل و ساير امكانات به آن درجه معلول نيست.‌

اكنون با داشتن چنين نگاهي به معلوليت به سادگي مي‌توان نتيجه گرفت كه تك تك ما و در واقع جامعه ما، در اين تصميم كه چه كسي معلول و چه كسي عادي است، شريكيم.

اين جا است كه تك‌تك مهندسان، معماران، قانونگذاران و افراد عادي تكليف اخلاقي مي‌يابند با اتخاذ تصميماتي، كمترين افراد را در گروه معلولان قرار دهند. معلوليت امري نيست كه بدون دخالت ما در طبيعت موجود باشد.

ما معلوليت را مي‌سازيم و بنابراين از نظر اخلاقي موظف‌ هستيم تا آن جا كه ممكن است كمترين تعداد افراد را در گروه معلولان قرار دهيم.‌

****

منبع : مقاله "معلوليت از نگاه‌هاي مختلف " دكتر حسين شيخ‌رضايي‌-انتشار: ضميمه روزنامه اطلاعات 6 آبان 1388


خانم مل کلارک در مسابقه تير و کمان برای رسيدن به هدفش با تمام نيرو و توانش ظاهر شد زماني که او در مسابقات جهانی تير و کمان سال 2003 آمريکا شرکت کرد مقام دوم جهانی را کسب کرد مدت زيادی نبود که او خود را در يک مبارزه برای کسب مدال درگير کرده بود.

مل می گويد داشتم واقعا" خوب تير می زدم و همه چيز عالی بود اما در عرض بيست دقيقه همه چيز به هم خورد و من بی هوش شدم. پزشکان گفتند او تنها 24 ساعت می تواند زنده بماندحتی برای تنفس مشکل داشتم دستگاه اکسيژن وصل کرده بودند . مل که بخاطر سالم بودن جسم و مغزش احساس غرور و سربلندی می کرد اينک در يک قدمی مرگ قرار داشت.

چه چيزی موجب اين فاجعه شده است؟ تنها نيش حشره ريزی بنام کنه .

پزشکان هيچ اميدی به زنده ماندن مل نداشتند و اعتقاد داشتند حشره بسيار ريزی مل را دچار عفونت کرده است و به يک بيماری عفونی مبتلا کرده. ويروس مهلکی که حتی می تواند مشکلات عصبی، قلبی، آرتروز را به همراه داشته باشد.

بيماری توسط يک باکتری که از طريق نيش حشره ای که روی بعضی حيوانات زندگی می کنند به انسان منتقل می شود.

اما مل در يک مسابقه ی سطح بالا با شجاعت تمام و اراده محکم مشتاقانه شرکت و به مشکلات پيش آمده غلبه کرد و در مسابقات جهانی تير و کمان معلولين که در ايتاليا برگزار شد مدال طلا کسب کرد.

در سال 2003 جهت شرکت در مسابقات تيرو کمان به کشورهای هلند، فرانسه و ترکيه سفر کرد اما در جولای همان سال در هنگام برگزاری مسابقه در نيويورک ، مل ناگهان بيهوش شد. مل می گويد ناگهان در سمت راست بدنم و همچنين سينه احساس درد کردم ضربان قلبم به شدت بالا رفت تنها چيزی که به خاطر دارم اين است که مربی ام منو زير سايه برد تا اينکه وقتی چشمهايم را باز کردم فهميدم از دو هفته پيش در بيمارستان بستری هستم.

مل به مدت دو هفته در بيمارستان در حالت کما بسر برد تا اينکه بعد از هوشياری فهميد که توانايی هيچ کاری را ندارد. مل می گويد من واقعا" شوکه شده بودم من حتی نمی توانستم نفس بکشم و به وسيله دستگاه هوا رسان زنده بودم و بوسيله لوله ای تغذيه می شدم. اين اتفاق واقعا" غير منتظره بود من قبلا" خيلی سالم بودم.

مل که از شانزده سالگی ورزش تير و کمان را انتخاب کرده بود تصميم قاطع گرفته بود که برای پيدا کردن روشی برای بازگشت به سلامتی مبارزه کند. موقعی که از بيمارستان مرخص می شد دکترها اطلاع دادند که او دچار بيماری عفونی شده است. مل که برای زنده ماندن جنگيده و پيروز شده بود، به واسطه تبعات شدید تر بيماری از کمر به پايين فلج و از يک چشم نابینا شد، معلوليتی که آرتروز زود رس و اختلالات گوارشی و عصبی را به دنبال داشت و او را برای يک عمر ويلچری کرد.

تمرين برای مسابقات 2008 پکن :

وقتی مل احساس کرد بهبودی نسبی حاصل شده خود را برای يک مبارزه جديدتر آماده نمود او بايد در مسابقات جهانی تير و کمان معلولين سال 2005 شرکت می کرد اما خاطره ی بدی که در روز سرنوشت ساز سال 2003 برای او پيش آمده بود هنوز فکر و ذهن او را آزار می داد اما مل تصميم نداشت در مقابل مشکلات پيش آمده تسليم شود و توانست بر بيماری و معلوليت غلبه کند و در سپتامبر با کسب مدال طلا پرچم تيم بريتانيا را به اهتزاز در آورد او می گويد اين مسابقات از من يک انسان قوی و نيرومند ساخته است.

مل دارای 10 رکورد در مسابقات افراد سالم و 6 رکورد در مسابقات جهانی معلولين است.

او هم اکنون مشغول تمرين به منظور شرکت در مسابقات پارالمپيک 2008 پکن است.

****

منبع : کتاب " معلولیت بخاطر نیش کنه " -ترجمه : سارا عزیزی - برگرفته از اینترنت - انتشار سایت مرکز ضایعات نخاعی جانبازان- اسفند

1385


به واقعيتهای زير توجه کنيد

- ميزان سيگار کشيدن دربين زنان مبتلا به محدوديتهای جسمی يا ناتوانی ،درمقايسه با ساير زنان بيشتر است.
- يک مطالعه علمی نشان داده که در ايالات متحده، زنان جوانتر که دارای محدوديتهای بدنی هستند، دو برابر ساير زنان هم سن خود تمايل به مصرف سيگار دارند.
- بسياری از زنان مبتلا به محدوديتهای بدنی اظهار می دارند که آنها بخاطر افسردگی و استرسهائي كه دارند ،سيگار مصرف می کنند.
- زنانی که محدوديت های جسمی دارند بيشتر از ساير زنان ،در معرض خطر عوارض تنفسی، اختلالات گردش خون، پوکی استخوان و مشکلات پوستی قرار دارند. بطوركلي مصرف سيگار خطرابتلا به مشکلات مذکور را افزايش می دهد.
- زنان سيگاری که مبتلا به مشكلات حركتي هستند،نسبت به ساير زنان سيگاری ،کمتر توسط پزشکان خود مورد معاينه قرار می گيرند.
- تنباکوی موجود در سيگار، روند بهبودی افراد را کند می كند.
- زنانی که سيگار می کشند، بيشتر در معرض خطرات بارداری و داشتن نوزادان نارس قرار دارند.

خطرات مصرف سيگار
• مصرف سيگار يا قرار گرفتن در معرض دود آن می تواند باعث بروزسرطان، سکته، قاعدگی زودرس، افزايش چين و چروک صورت، افت دائمی صدای افراد و ناراحتيهاي دستگاه ادراری شود.
• بطوركلي مصرف سيگار خطر حملات قلبی افراد را دو برابر می کند.
اگرشما جزوزنانی هستيد که محدوديتهای جسمی دارند:
• با ساير زنانی که سيگار را ترک کرده اند، در موردموضوعاتي مانند :"عوارضی که داشته اند و يا موفقيتهايی که با ترک آن بدست آورده اند" صحبت کنيد.
• از دوستان و اعضای خانواده خود بخواهيد تا شما را حمايت کنند تا به يک گروه حمايتی بپيونديد، يابا انجمن ريه يا سازمانهای مشابه ارتباط برقرار کنيد.
• بخاطر داشته باشيد که مشكلات شما با مصرف سيگار بهتر نخواهند شد.
• ساير روشهای تسکين استرس را ياد بگيريد :از جمله گوش دادن به موسيقی های آرام بخش و يا صحبت کردن با افرادمناسب، و ياحمام کردنهائی كه مي توانندباعث آرامش وتمدداعصاب شوند.
نکات بيشتری كه زنان دارای محدوديتهای جسمی مي توانند در مورد ترك سيگار مورد توجه قراردهند:
• تاريخی را برای ترک سيگارتعيين کنيد و از دوستان و علاقمندان و همکاران خود بخواهيد تا شما را حمايت کنند به نحوي که هيچ کسی در اطراف شما سيگار نکشد.
• فهرستی از دلايلي راكه بايد سيگار را ترک نمائيد،تهيه نموده و آنرا در جائی قرار دهيد که بتوانيد هر روز آنرا ببينيد.
• هر زمانی که خواستيد سيگار بخريد ،پول آنرادر يک جای مخصوص كه براي آن درنظرگرفته ايد، پس انداز کرده و آنرا به عنوان جايزه اي كه به خود مي دهيد، برای خريد چيزهای ديگر خرج کنيد.
• از پزشکتان بخواهيد که درباره جايگزينی چيزهای مفيد با سيگار به شما کمک کند.
• در مورد شکست آمادگی داشته باشيد.اما اگر در مبارزه با ترك سيگار شکست خورديد، به فکر تماس با اشخاص يا سازمانها ي مفيدديگرباشيد.
• اگر شما درترك سيگارشکست خورديد و مجددا" به سمت آن رفتيد، آنرا فراموش کنيد.
• باترك سيگار،از اينکه سيگار کشيدن را بعنوان يک چيز پايان يافته تلقی مي كنيد، احساس غرور و سربلندی کنيد.
اگر شما زنی هستيد که دارای ناتوانی های جسمی هستيد و :
• از نظر فعاليت های بدني در محدوديت شديدی قرار داريد.
• اضافه وزن داريد يا چاق هستيد.
• از گذشته برخی از عوارض ناشی از شرايط و محدوديتهای جسمی داريد.
• دارای درآمد کمی هستيد و در زير سطح فقر زندگی می کنيد.
• و يا
• كسي را نداريد كه به اندازه كافي به شما كمك كند .
...... بنابراين بيشتر از بقيه در معرض خطرات حاصل ازمصرف سيگار قرار داريد.
يكي ازافرادنخاعي چنين مي گويد:"من با ترك سيگار،درواقع جلوي آسيب به خودم رامي گيرم."


****


مقاله:" مصرف سيگار در زنان مبتلا به محدوديتهای جسمی" – مترجم: مهندس عباس كاشي (This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.) - انتشار : مركز ضايعات نخاعي جانبازان – دي ماه 1387 - برگرفته از:سايت www.bcm.edu/crowd

جور دیگر باید دید...

بچه محله كیان پارس اهواز، ساكت است و آرام! حتی وقتی از لحظه تصادفش می گوید، توی نگاهش، نه رنجیدگی می بینی و نه ناراحتی! آنقدر كه باور می كنی همه آن لحظه های سخت را پشت سر گذاشته و حالا فاطمه قمیشی در 29 سالگی فقط به آینده فكر می كند... آینده ای كه می تواند روشن باشد!

روز واقعه

19 سالم بود، اول جوانی و شادابی و تحرك! دانشجو بودم در تهران. با برادرم داشتیم برمی گشتیم اهواز كه خانواده ام را ببینم. یك دفعه لاستیك ماشین تركید و تصادف كردیم. از ماشین پرت شدم بیرون. چشم كه باز كردم، دیدم برادرم بالای سرم ایستاده، پرسید: حالت چطوره؟ گفتم: خوبم! فقط سرم درد می كنه!

دستش را به طرفم دراز كرد: « پس دستت رو بده به من و بلند شو!» خواستم بلند شوم، اما هیچ چیز را حس نمی كردم... انگار نه دست داشتم... نه پا... گفتم: نمی تونم ... من از گردن به پایین فلج شدم! یعنی همان لحظه تصادف فهمیدم كه دیگر نمی توانم راه بروم. بعد كه به بیمارستان رفتیم، معلوم شد از ناحیه مهره پنجم گردن قطع نخاع شده ام.

روزهای سخت

بعد از این حادثه، مدتی گذشت تا من و خانواده ام متوجه شویم چه اتفاقی برای من افتاده است. رو به رو شدن با این واقعیت كه من باید از این به بعد، روی صندلی چرخدار زندگی كنم، سخت بود؛ هم برای من، هم برای خانواده ام! یعنی در وهله اول، اصلاً قبول نمی كردم كه حتی برای چند دقیقه روی ویلچر بنشینم؛ ولی بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم كه همین صندلی چرخدار می تواند به من استقلال بدهد. سخت بود؛ اما بالاخره قبول كردم كه ویلچر پای دوم من باشد. وقتی با این مساله كنار آمدم، یك دفعه موضوع دستهایم پیش آمد. با خودم گفتم پس دستهایم چی؟

یك نقطه شروع

آشنایی من با خانم دكتر میرفتاح خیلی اتفاقی بود. خانم دكتر، خودشان هم یك معلول ضایعه نخاعی بودند و روی ویلچر می نشستند. تحول زندگی من هم از همین دیدار شروع شد. شاید به گونه ای، دكتر میرفتاح الفبای زندگی با معلولیت را به من یاد داد. او بارها به من گفت: «حالا كه در این موقعیت قرار گرفتی، چاره ای نداری جز این كه این شرایط رو قبول كنی و سعی كنی موفق باشی!» همیشه و همه جا گفته ام كه ایشان، مادر دوم من هستند. به هر حال من تصمیم گرفتم دوباره درس بخوانم. من قبل از تصادف، دانشجوی رشته شیمی بودم. ولی چون رشته شیمی احتیاج به كار در آزمایشگاه داشت و انگشت های من هیچ حركتی نداشتند، تصمیم گرفتم دوباره در كنكور شركت كنم. یعنی 2 سال و نیم بعد از تصادف دوباره كنكور دادم و این بار رشته زبان اسپانیولی تهران قبول شدم. یك ترم هم در این رشته درس خواندم، تا این كه برنامه سفرم به امریكا پیش آمد برای معالجه. این سفر حدود یك سال طول كشید و دوباره یك وقفه طولانی افتاد بین درس خواندنم. از امریكا كه برگشتم، مادرم فوت كرد و من مجبور شدم از محل تحصیلم كه تهران بود، برگردم اهواز و پیش بقیه خانواده ام باشم!

چون اهواز رشته زبان اسپانیولی نداشت، دوباره كنكور دادم و این دفعه زبان انگلیسی قبول شدم. 2 سال اول كلاسهایم در همان اهواز بود، ولی 2 سال دوم را در دانشگاه آبادان درس خواندم.


هیچ وقت فراموش نمی كنم...

موقعی كه اول ترم، با رئیس دانشگاهمان در آبادان صحبت كردم و گفتم من این شرایط را دارم و نیاز دارم كه مقداری با من همراهی كنید، گفت: دخترم، برای چی خودت را اینقدر اذیت می كنی؟ تو می تونی توی خونه ات باشی و درس هم نخونی تا زحمت این رفت و آمد رو هم نداشته باشی!»

این حرف آنقدر برای من سنگین تمام شد كه همان موقع به ایشان گفتم: « از شما كه رئیس یك مجموعه فرهنگی هستید اصلاً انتظار چنین حرفی را نداشتم.

من آنقدر تلاش می كنم تا شما باور كنید كه من و امثال من هم می توانیم درس بخوانیم و زندگی كنیم».

من هم هستم!


به هر حال دوران تحصیل را به سختی گذراندم. چون شرایط خاصی داشتم و تنها فرد معلول دانشگاه بودم. موقع امتحان ها هم حتماً باید منشی می گرفتم و پذیرش این مساله برای خیلی ها سخت بود. دانشگاه كه تمام شد، در آزمون استخدام رسمی راه آهن شركت كردم و قبول شدم؛ اما بعد از این كه همه مرحله های گزینش را پشت سر گذاشتم، به من گفتند ما احتیاج به یك مترجم شفاهی داریم و چون شما معلول هستید و رفت و آمد برایتان دشوار است، نمی توانیم شما را بپذیریم.

اردیبهشت سال 77 بود كه در آزمون استخدامی بهزیستی شركت كردم و قبول شدم و الآن چند سالی می شود كه كارشناس روابط بین الملل هستم. فكر می كنم به نوعی، هم به خودم و هم به بقیه ثابت كرده ام كه من هم هستم.

همراهی خانواده ...

بحران روحی سراغ هر كسی می آید؛ اما من هیچ وقت نخواسته ام افراد خانواده، ناراحتی ام را ببینند؛ چون آنها همیشه بهترین همراهم بوده اند. مخصوصاً خواهر كوچكترم كه واقعاً مدیون او هستم. هیچ وقت هم به خدا نگفته ام چرا من؟! چرا این حادثه باید برای من اتفاق بیفتد؟! البته مواقعی بوده كه فكر كرده ام دیگر نمی توانم ادامه بدهم، ولی خیلی كوتاه مدت بوده؛ چون افرادی را دیده ام كه شرایط خیلی سخت تری نسبت به من دارند و موفق هم هستند.

زمانی كه تازه آسیب دیده بودم، همیشه فكر می كردم چرا نباید منبعی باشد كه به من بگوید حالا چطور رفتار كنم، چطور زندگی كنم... یعنی كلاً در زمینه ضایعه نخاعی و چگونگی كنار آمدن با آن به من و خانواده ام آگاهی بدهد. چون وقتی یك نفر دچار آسیب نخاعی می شود، این ضایعه روی تمام ارگان های بدنش تأثیر می گذارد. روی كلیه هایش، دستگاه گوارشش و ... حتی اگر این فرد مرتباً تغییر وضعیت ندهد، دچار زخم بسترهای شدید می شود. به همین دلیل وقتی رشته زبان انگلیسی قبول شدم، به خودم قول دادم كتابی در زمینه ضایعات نخاعی ترجمه كنم. كه بالاخره در سال 80، كتاب «چگونه با ضایعه نخاعی خود مواجه شویم» را ترجمه كردم كه با همكاری حوزه توانبخشی سازمان بهزیستی در سراسر كشور به صورت رایگان توزیع شد.

بهترین لحظات...


با توجه به این كه سطح ضایعه نخاعی من خیلی زیاد بود، حدود 9 ماه روی تخت بستری بودم. بعد وقتی سعی كردم روی ویلچر نشستن را تجربه كنم، واقعاً به مشكل برخوردم. انجام این تمرین ها خیلی سخت بود؛ حتی گاهی مایوس كننده بود و بارها برای انجام یك حركت خیلی كوچك اشك می ریختم؛ اما بعضی لحظات واقعاً برای من خاطره انگیز شدند.

مثلاً اولین باری كه خانم میرفتاح یك ماژیك خیلی قطور را بین دستهایم گذاشت و گفت بنویس! حس خیلی بدی داشتم. چون باید روی حركت مچ دستم كار می كردم.

حدود یكی دو ساعت طول كشید تا من اولین كلمه را نوشتم! نوشتم «خدا» و خیلی هم ذوق كردم كه دوباره می توانم بنویسم. یا اولین باری كه من را روی شكم چرخاندند و گفتند سعی كن روی دستهایت بلند شوی، یك ساعت تلاش كردم تا فقط برای چند لحظه روی دستهایم بلند شوم! در هر حال به من ثابت شد كه آسیب نخاعی پایان زندگی نیست. شاید به نوعی شروع یك زندگی جدید باشد. من حتی الان هم دوست دارم ادامه تحصیل بدهم و این بار در رشته جامعه شناسی یا روان شناسی، فوق لیسانس بگیرم.

****

منبع : گفت و گو با فاطمه قميشي " مصاحبه با یك زن قطع نخاع كه روی پاهای خودش می ایستد " برگرفته از سايت تبيان

درسالهای اخیر مشکلات شانه به وفور زبان زد عام وخاص است.استفاده کنندگان ویلچر 50 تا 75 درصدبیشترازسایرافرادجامعه مستعدصدمات حاصل ازاستفاده بیش ازحدشانه ها هستندکه علت آن هم فشارهای نامتعارف و مکرری است که به قسمت بالاتنه خود واردمی نمایند.فعالیتهای که آنها هرروز انجام می دهند،ازجمله:

- هل دادن ویلچر
- جابجاشدن
- حتی تنها نفس کشیدن، برای اینکه یک فردنخاعی ممکن است معمولا" علاوه بردیافراگم خود از عضلات بیشتری برای نفس استفاده کند.

ازآنجائی که آسیب نخاعی باعث می شودکه فرد برای ایجادتعادل در وضعیت بدن و استقرار خوددر حالتی بهتر،یکسری حرکات جبرانی (که اغلب به صورت نامناسب و غیراصولی انجام می شود) داشته باشد، به مرورزمان متوجه خواهدشدکه کنترل عضلانی و وضعیت ماهیچه های او ازحالت غیرطبیعی خارج می شود.

اما واقعا" چه چیزی باعث دردشانه درافرادمبتلا به آسیب نخاعی می شود؟ ازجمله مهمترین دلایل مربوط به ایجاددردشانه ها درافرادنخاعی که لازم است شماازآنها آگاهی داشته باشید،عبارتنداز:

فلج عضلات

بعدازآسیب نخاعی وبا آغاز فلج شدن ، عضلات درگیر تحت تاثیرقرار می گیرند. از سوی دیگر، این حالت فلجی باعث ضعیف شدن عضلات و ناهماهنگی آنها می شود. همزمان بااین وضعیت، عضلاتی که قبلا"برای حرکت دادن مفاصل کارمی کردند،دچارمشکل می گردندواین موضوع به این مفهوم است که مفاصل به شکلی غیرطبیعی حرکت کرده وبه مرورزمان دچارضایعه می شوند.

همچنین اسپاسم ها که یکی ازپیامدهای فلج شدن هستند،درآسیب دیدگی شانه ها نقش دارند.اسپاسم ها معمولا" یک سمت بدن یا یک اندام خاص را بیشتر از سمت دیگرتحت تاثیرقرارمی دهند و درنتیجه باعث آسیب بیشتر قسمت محروم بدن می گردند.ازنظرآناتومی شانه ها به شکل لولاهای در ساخته شده اند، بنابراین همانندلولای یک در،اگروضعیت مناسبی داشته باشند،به آسانی حرکت می کنند.اما اگرلولا کج شودیا ازحالت ترازخارج گردد، عملکردآن دچارمشکل خواهدشدودرصورتی که فشار دائم برروی آن واردشود،حتی ممکن است باعث تخریب آن گردد.

افزایش فشاربرروی مفاصل

شانه ها برای تحمل وزن بدن کارخیلی سختی را درپیش رودارند.به واسطه فعالیتهائی مانند جابجائی ها،مافشارغیرعادی بسیارزیادی راروی شانه های خودوارد می کنیم تا کاری کنیم که وضعیت بهتری رابرای کار مفصل ران فراهم آوریم.به لحاظ بیومکانیکی این کار برای تحمل مقدار فشاربدون آسیب دیدگی صورت می گیرد.

تکرارفعالیتها

باتکرارفعالیتهائی مانندهل دادن ویلچر، جابجاکردن وزن بدن مثل بالا کشیدن بدن توسط دستها و نقل وانتقالات، به طورمکرر برروی شانه ها فشارواردمی شودکه در نهایت موجب آسیب دیدگی خواهدشد.

ناهماهنگی عضلات

ناهماهنگی بین عضلات، به دلیل استفاده مفرط ازیک عضله درقبال کم کاری عضله مخالف آن ایجادمی شود.نتیجه ی این ناهماهنگی کوتاه شدن عضله پرکار خواهدبود وموجب می شود که عضله کم کار فقط کشیده شود، ولی به دلیل عدم استفاده ضعیف باقی خواهدماند.آسیب دراین ناحیه به همین جا محدود نمی شود،بلکه به دلیل حرکتهای غیرطبیعی درمفاصل و وضعیت استقراربدن ادامه پیدا خواهدکرد.

این نوع ناهماهنگی عضلانی را می توان درساختارعضلانی شانه های افراد نخاعی که برای چندین سال ازویلچرهای دستی استفاده کرده اند،مشاهده نمود. چیزی که معمولا"اتفاق می افتداین است که عضلات جلوی شانه وقفسه سینه بیش ازحداستفاده می شوندو به همین دلیل قوی تر شده و به صورت سفت بالا باقی مانده ودچارافتادگی نمی شوند.درحالی که ماهیچه های پشت و تیغه شانه(اسکاپولار) کمتر کار کرده، درنتیجه ضعیف ترشده وتحلیل می روند.این مسئله موجب تغییردروضعیت استقراربدن و درنهایت آسیب دیدگی آن می شود.

مثال دیگری که باعث نامتعادل شدن عضلات می شود، قلاب کردن دستها است وموقعی اتفاق می افتد که افرادتتراپلژی دستهای خودرا پشت دسته عقب ویلچر قلاب می کنند. این وضعیت به تعادل فرد کمک کرده وباعث می شود باایجاد ثبات ، فعالیتهای بیشتری راانجام دهد.به همین دلیل دستی که درگیر قلاب شده است نسبت به دست دیگر کاربیشتری انجام می دهد.


درحالت قلاب کردن، غیرازناهماهنگی عضلانی ، پیچش و خم شدن دست نیزخیلی زیاداست که نه تنها باعث دردشانه ها می شوند،بلکه منجربه دردپشت و زخمهای فشاری روی باسن شده وحتی ممکن است باعث بدفرم شدن اسکلت بدن می شود.

این نوع آسیب ها رامی توان نه تنها دراستفاده کنندگان ویلچرهای دستی بلکه درکاربران ویلچرهای برقی که عمل قلاب کردن راانجام می دهند،مشاهده نمود.

وضعیت استقراربدن

خیلی ازافراد ترجیح می دهندکه روی ویلچربه حالت لم داده بنشینند،چراکه این حالت باعث افزایش تعادل آنان می گردد.اما قرارگرفتن نامناسب روی ویلچر می تواند اثرات سوئی برروی سلامتی داشته باشد و حتی ممکن است به دلیل دردشانه وپشت توانائی فردرا برای انجام کارها محدودنماید.البته ممکن است ساختارویلچر طوری باشد که شمارا واداربه لم دادن کند.مثلا" اگرعمق صندلی ویلچر خیلی زیاد باشد یا وقتی زاویه پشت خیلی زیادباشد، حالت مذکورایجادمی گردد.

نکات مهم ورزشی درموردشانه ها

نکته مهم قبل ازهرگونه تمرین ورزشی این است که با پزشک یا گروه درمانی خود مشورت کنید تا اطمینان حاصل کنیدکه جائی ازبدنتان دچارشکستگی، پارگی و یا هرنوع آسیب دیدگی نشده باشد.
به خاطرداشته باشیدکه اگر احساس می کنید که تمرینات شما کمی شدیداست ، درصورتی که ازوزنه های دستی استفاده می کنید، وزنه ها راکاهش دهید و موقعی که فشارزیادی به بدنتان وارد می شود، تمرینات آن جلسه خود رابه پایان برسانید یا برای یک هفته آن را کناربگذارید.

به خاطرداشته باشیدکه درطول اجرای تمرینات بطورمناسبی تنفس نمائید و نفس خودتان رانگه ندارید.

تمرینات مربوط به تقویت شانه ها

تمرینات زیر راحداقل 4 تا 5 باردرهفته انجام دهید:

تمرین اول:حرکت بال زدن چرخشی


1) روی ویلچرخودصاف بنشینید.
2) پشت دستهای خودراروبه رانهای خودقراردهید.
3) آرنجهای خودرا تاآنجاکه امکان دارد به آرامی به طرف جلو چرخانده و دور کنید. در صورت احساس درددرناحیه شانه ها ، انجام این تمرین برای شما خیلی سخت خواهدبود.
4) سپس آرنجهای خودرابه عقب بچرخانید.
5) هرکدام ازمراحل 3 و 4 را 15 تا 20 بار تکرارکنید.


تمرین دوم: حرکت شانه ها به سمت خارج
1) روی ویلچرخودصاف بنشینید وآرنجهای خودتان رانزدیک بدن جمع کنید.
2) ساعدهای خودرابه صورت افقی به سمت جلوقرارداده و درصورت امکان یک باندکشی را با هردودست محکم نگه دارید.دقت کنید که دستهایتان درحدود 6 اینچ(حدود15 سانتیمتر) ازیکدیگرفاصله داشته باشد.
3) دستهای خودرابه سمت جلو درازکرده،بطوریکه کف دستها روبه زمین باشد و سپس باندرادرعرض سینه بکشید.سپس باندرابه حالت اول برگردانید.اینکاررا 15 تا 20 بارتکرارکنید.

 

تمرین سوم: خم کردن آرنج
1) روی ویلچرخود صاف بنشینید و کاملا به پشتی صندلی آن تکیه دهید.
2) درصورت امکان دریکی ازدستهای خودوزنه ای بگیرید.آرنج خودرا به دسته صندلی ویلچرتکیه ندهید. آرنج خودراکمی خم نمائید.اجازه بدهیدکه دست دیگرتان خیلی راحت درپهلوی شما استراحت داشته باشد.
3) به آرامی وبا سه شماره، دست خودرا به سمت شانه هایتان بالا ببریدتاجائی که آرنج شما خم شود.
4) تا دوشماره دراین حالت باقی بمانید.
5) به آرامی دست خودراپائین آورده و به اندازه 3 شماره درموقعیت شروع باقی بمانید.
6) تکرارحرکت بایستی به اندازه دو سری 8 تا 15 تائی باشد.
7) سپس همین حرکت رابرای دست دیگراجرانمائید.

تمرین چهارم: کشش شانه ها ازپهلو
1) روی ویلچرخود صاف بنشینید .دقت کنیدکه برای اجرای این حرکت در اطرافتان فضای کافی وجودداشته باشد.
2) درصورت امکان درهریک ازدستهای خودوزنه ای بگیرید.دستهای خودرا دردوطرف بدن قراردهید.
3) آرنجهای خودرا کاملا" صاف نکرده وآنها رامختصری خم نگه دارید.
4) به آرامی وبا سه شماره هردودست خودرا ازپهلو وبه سمت بالا حرکت داده وازبدن دورکنید.
5)هردودست خودراتا جائی بالاببریدکه تانزدیکی سطح شانه قرارگیرند.دقت کنید که آنها رابالاترازسطح شانه نبرید. به اندازه دو شماره در این وضعیت باقی بمانید.
6) با شماره 3 به آرامی دستهای خودرا به وضعیت اولیه پائین ببرید.
7) این حرکت رابه صورت دو سری 8 تا 15 تائی تکرارکنید.

تمرین پنجم: چرخش دستها
1) روی ویلچرخود صاف بنشینید.
2) دستهای خودرا به دوطرف درازکنید و آنها راتا سطح شانه هایتان بالا ببرید.
3) آنها راصاف نگه داشته و به شکل یک دایره بزرگ 10 بار بچرخانید.سپس آنها را در پشت شانه برده و برای یک ثانیه درآن حالت باقی بمانید.
4) بعددستهای خودراروبه عقب 10 بارحرکت دهید.
5) سپس آنها تا سطح شانه ها به پشت برده وتا 2 شماره درآن حال باقی بمانید.
6) این تمرین رابه صورت 2 سری 5 تا8 تائی اجراکنید.


تمرین پنجم: بلندکردن بدن ازروی ویلچر
1) روی ویلچرخود صاف بنشینید.دستهای خودرا دربالای لاستیک های ویلچر بگذارید.
2) بدن خودرا ازروی ویلچربلندکنید،بطوری که دستهای شما کاملا"صاف شوند.
3) تا سه شماره دراین حالت باقی مانده و سپس به آرامی خودتان را پائین بیاورید. سعی کنید که آرنجهای خودرا نزدیک بدن نگه دارید.
4) این حرکت را 10 تا 20 بارتکرارکنید.


تمرین ششم: کشش عضله پشت بازو
این تمرین ماهیچه های پشت بازوها راتحت کشش قرارمی دهد.می توانیدبا دست دیگر خود، دست تحت فشارخود را حمایت کنید.
1) روی ویلچرنشسته وکاملا" به پشتی صندلی خودتکیه دهید.
2) وزنه ای دریک دست خودنگه داشته وآن را بطورمستقیم به سمت سقف بالا بیاورید.
3) دست دیگرتان رادرزیرآرنج قرارداده و آن را حمایت کنید.
4) به آرامی دست صاف شده خودرا خم کنید و وزنه را به سمت شانه همان دست پائین بیاورید.
5) به آرامی دست خودرابه طرف سقف صاف کنید.
6) این حالت را تا 2 شماره حفظ نمائید.
7) مجددا" دست خودرابه آرامی به طرف شانه خم کنید.
8) خم وراست کردن دست را تکرارکنید تا 8 الی 15 بارآن راانجام دهید.
9) این تمرین رابرای دست دیگرخودهم اجرانمائید.
10) استراحت کرده و سپس سری بعدی تمرین را به تعداد 8 تا 15 بارانجام دهید.

****


منبع:مقاله " مشکلات شانه درافرادنخاعی و تمریناتی برای تقویت شانه ها " -مترجم: مهندس عباس كاشي - (This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.) - انتشار : مركز ضايعات نخاعي جانبازان -دی ماه 1388 - برگرفته از December 2007: SIA:

Page 5 of 23

ورود به سایت



بازدید از سایت

Visitors
40
Articles
281
Web Links
3
Articles View Hits
172940

حاضرین در سایت

We have 7 guests and no members online