اسپاستيك هيپرتوني( SH=Spastic Hypertonia ) اصطلاحی است که در حال حاضر پزشکان ،جهت ارائه توصيف کاملتری از حالات تشنجي و شرايط مختلف تنش های شديد عضلاني بکار می برند ودرواقع به تکانهای تند وسريع غير قابل کنترل، سفتي بيش از حد ماهيچه ها،انقباضات شوک ماننددر تمام يا قسمتی از عضله يا گروهی از ماهيچه ها،و بطوركلي انقباضات غير طبيعی آنها اطلاق می شود.
موقعی که به جسم داغی دست می زنيد، اولين واکنش شما نسبت به احساس گرما اين است که دست خود را سريعا" از سطح داغ دور می کنيد. اين مثال، نشان دهنده يک واکنش انعکاسی نسبت به احساس درد است كه طي آن بدن به دنبال علائم ارسال شده از طريق اعصاب موجوددر مناطق حسی به مراکز انعکاسی مختلف بدن ،واکنش نشان می دهد. مراکز انعکاسی موجود در مغز ،با تشخيص آنچه كه احساس مي شود و فرستادن پيامهای مربوطه، از طريق اعصاب طناب نخاعی، به بدن شما فرمان می دهند تا واکنش لازم به خوبی انجام گيرد.يكسري مراکز انعکاسی نيزدر "سطوح مختلف طناب نخاعی" قرار دارند ولی اين مراکز انعکاسی به اندازه مغز در تشخيص علائم و صدور دستورات مربوطه به بدن دقيق نيستند. اما تنها وقتی كه مراکز انعکاسی موجود درمغزونخاع، جهت تشخيص تحريك ايجادشده و واکنش نسبت به آنها ،با همديگر همکاري خوبي داشته باشند، بدن قادرخواهدبود نسبت به آنها به خوبی عکس العمل نشان دهد.
بطوركلي اسپاستيك هيپرتوني(SH) بلافاصله بعد از آسيب نخاعی بوجود نمی آيد. در اوايل آسيب نخاعی ماهيچه های بدن فردمصدوم، تحت تاثير ضايعه ضعيف مي شوند. چرا که انعکاسهای طبيعي بدن در پائين سطح آسيب ازبين مي روند.اين وضعيت به " شوک نخاعی" موسوم است وممكن است بين چند هفته تا چندين ماه طول بکشد.اما به محض اينکه شوک نخاعی به پايان برسد، فعاليتهای انعکاسی عضلات نيزبرقرار مي شوند.ولی جريان پيامهای عصبی در پائين سطح ضايعه قطع می شوند. درنتيجه پيامهای مذکور نمی توانند به مراکز انعکاسی مغز برسند.
اگر مراکز انعکاسی بدن نتوانند جهت تنظيم و اکنش ،باتوجه به پيامهای ارسالی با همديگر عمل کنند،مراکز انعکاسی نخاع تلاش می کنند تا واکنش های بدن را متعادل کنند. از آنجا که مراكزنخاعی به اندازه مغز کارآئی لازم را ندارد، پيامهايی که به محل تحريک ارسال می شوند، معمولا" بيش از حد لازم هستند. اين مسئله باعث افزايش بيش از حد فعاليت عضله شده وباعث بروزحالتي مي شود که هم اکنون پزشکان آن را به عنوان "اسپاسم" می شناسند.
اکثر افراد نخاعی اسپاسم ها را به صورتهای مختلف تجربه می کنند ،ولی در همه زمانها با SH مواجه نمی شوند.افراد تتراپلژی و اشخاصی که دارای ضايعات ناقص هستند احتمالا" بيشتر از افراد پاراپلژی و اشخاصی که دارای ضايعات کامل هستند SH را تجربه مي نمايند.
شايعترين اسپاسم های عضلانی نزد افراد نخاعی بصورت خم شدن آرنج ( اسپاسم عضله تا کننده ) يا باز شدن پاها (اسپاسم عضله بازکننده ) تجربه می گردد. معمولا" اين اسپاسمها در نتيجه و اکنش های خودکار بدن نسبت به تحريکات درد به وجود می آيند.
مهمولا"بسياری از افرادی که به تازگی دچار ضايعه شده اند، حرکات حاصل از SH را با برگشت واکنشهای حرکتی اشتباه می گيرند.
خيلی از افراد نخاعی از اسپاسم های عضلانی خود جهت کمک به انجام فعاليتهای زندگی روزمره خود استفاده می كنند.برای مثال، برخی از افراد ياد گرفته اند که اسپاسمهايی را در دستها و انگشتان خودشان ايجاد نمايندكه به کمک آنها مي توانندچيزهای سبکی مانند قلم يا مجله را بردارند. حتي بعضی از افراد می توانند ياد بگيرند که از اسپاسمهای خود جهت دفع ادرار، حذف فشارها،انجام جابجائی ها، لباس پوشيدن و حتی ايستادن يا راه رفتن استفاده کنند.
SH می تواند فوايد ديگری نيز داشته باشد. ازجمله اينكه می تواند به افرادکمک کند تا شكل وحجم ماهيچه هاي آنان حفظ شده،افت تراکم استخوانی به حداقل ممكن رسيده و در نتيجه خطر پوکی استخوان کاهش يابد.همچنين باعث افزايش نيازهای متابوليسمی از جمله بهبود جريان خون و اصلاح تنفس مي شود.
طبيعی است که افرادی که به تازگی دچار آسيب نخاعی شده اند، فورا" تغييراتی را دروضعيت عضلات و دستگاه عصبی مرکزی خود احساس خواهند كرد. ولی بعد از آسيب اوليه ،تغيير در اسپاسم های افراد می تواند بعنوان يک علامت هشدار باشد ،به طوری که مي تواندحاكي ازوجود مشکل در مناطقي باشدكه هيچ حسی ندارند.
اگر تاكنون SH نداشته ايد ولي اخيرا" اسپاسم های عضلانی شما شروع شده است و يا اگر اسپاسم های شما بدتر شده اند و يا حتی کاهش پيدا کرده اند، بايستی به پزشکتان مراجعه کنيد.هر كدام از تغييرات مذکور ،می توانند علائم هشدار دهنده ای از ايجاد مشکلات جديدي نظير زخم فشاری،عفونت دستگاه ادراری،، رشد بيش از حد ناخن شست پا و نفوذ آن به داخل بافت انگشت، تنگ بودن لباسها يا يبوست باشد.همچنين ممکن است علامت هشدار دهنده ای برای بروزاتونوميک ديس رفلکسی،شکستگی استخوان ،وجود يک کيست يا تومور،ويا علامتي ازوجودنوعي التهابات در عرض نخاع ( transverse Mylitis ) ،يا ضربه و صدمه به طناب نخاعی باشد.
مرکز آمار آسيب های نخاعی ايالات متحده ( NSCISE ) دارای يک پايگاه اطلاعاتی است که ميزان وقوع عوارض افراد مبتلا به ضايعات نخاعی در آن ثبت می شود.بر طبق اطلاعات اين مرکز، افراد نخاعی به هنگام پذيرش، ترخيص يا معاينات ساليانه خود ازحيث SH موردبررسي قرارمي گيرندووقتي كه ميزان اسپاسم آنها شديد باشد ، آزمايشات داروئی موردنياز ويا حتي جراحی براي آنان تجويزمي شود.
وقتي SH داريد، درواقع تنها يک مشکل پزشکی نداريد .چراكه اسپاسم ها مي توانند دامنه حرکات طبيعی يا فعاليتهای روزمره زندگي شما را تحت تاثيرقراردهند ،بنابراين بايد درمان اسپاسم ها راآغاز نمود.برای مثال، اسپاسم های عضلات اندامهای تحتانی در افراد تتراپلژی می توانند مانع انجام كارهائي ازجمله لباس پوشيدن،خوردن يا انجام نظافت روزمره شوند.


ساير زيانهاي احتمالی حاصل از SH عبارتند از:


- SH می تواند باعث دردهای ناشی از فشارهای وارده بر مفاصل و عضلات شود.
- SH می تواند بر روی فعاليت های جنسی، خواب، رانندگی، قدم زدن و يا ساير فعاليت ها تاثير بگذارد.
- همچنين SH می تواند باعث دفع ناخواسته ادرار يا مدفوع گردد.
- SH می تواند بر روی وضعيت استقرار بدن و راحت نشستن ، حفظ تعادل، جابجائی ها يا تغيير وضعيت افراد تاثيرگذار باشد.
- SH می تواند باعث خراشيده شدن پوست شده و خطر بروز زخمهای فشاری را افزايش دهد.
- SH هزينه های داروهای مصرفی و نياز به مراقبين را نيز افزايش مي دهد.
بطوركلي هدف از درمان SH اين است که کيفيت زندگی ( QOL ) فرد بهبود پيداكنند.بااين حال خيلی از افراد از اين موضوع اطلاع ندارند.اگر تاثيرات منفی يا مثبت SH بر روی کيفيت زندگی زياد باشد، تصميم گيری جهت درمان رابا مشكل مواجه مي كند.
شما می توانيد از خودتان سئوالاتي را بپرسيد كه به شما کمک مي کنند تابفهميد آيا درمان صحيح است يا خير :
- آيا اسپاسم هائي كه داريد، مانع انجام کارها و شرکت شمادر فعاليت هائی که قصد انجام آنهاراداريد، شده واستقلال شما را محدود می نمايد؟
- آيا شما به خاطرداشتن SH ، نيازمند کمک بيشتری هستيد؟
- آيا اسپاسم باعث می شود که کنترل خودتان را روی ويلچر، خودرو يا ون از دست بدهيد؟
- آيا خواب شما بخاطر اسپاسم هايتان، مختل شده است؟
- آيا اسپاسم هائی که داريد شما را در معرض خطر ساير عوارض پزشکی مانند زخم فشاری قرار می دهد؟
شما بايستی به پزشکی مراجعه کنيد که با مسائل ومشكلات افراد نخاعی آشنا باشد.چراكه برخی از گزينه های درمانی ،چنانچه توسط پزشک به درستي انتخاب نگردند، می توانند خطرناک باشند و حتی زندگی فرد را نيزتهديد به مرگ نمايند.
عوامل مهم ديگری نيز وجود دارند که بر روی انتخاب روش درمانی موثرند. شما و پزشکتان می توانيد بر اساس شش عامل، برنامه درماني خود را پايه ريزی نمائيد.اين عوامل عبارتنداز:


- علت SH شما
- اگر شما جهت مصرف داروهايتان يا استفاده از اسپيلنت (Splint ) نياز به کمک داشته باشيد،داراي يك شبكه حمايتي هستيد
- آيا جهت اخذ دستورات درماني ازپزشك و پيگيری معاينات خود نياز به جابجائي داريدياخير.
- آيا جهت رسيدگي به ساير مشكلات خود ا زجمله : عدم تعادل، عفونت های زياد، فشارخون بالا يا پائين وافسردگی نيازمند جابجائي نزد پزشک هستيد يا خير.
- آيا شما در منطقه ای که زندگی می کنيد ،درمان مي شويد يا خير.
- و آيا درمانهاي شما تحت پوشش بيمه قرار دارد يا مجبوريد هزينه های درمانی خود را شخصا" بپردازيد.
درمانهائی که برای SH تجويز می شود، يکی از چهار گزينه زير را شامل مي شود:
- توانبخشی
- تجويز داروئی
- انسداد نقطه حرکتی
- يا جراحی
مطمئنا"شما دوست داريد که ابتدا ساده ترين روش را آزمايش کنيد.
انجام حرکات روزانه و کشش مرتب بدن که بوسيله متخصصين فيزيوتراپی تجويز می شوند می توانند اسپاسم های عضلانی را کاهش دهند.مشخص شده که وسايل مربوط به ايستادن يا عصاهای کمکی در اين زمينه، می توانند جهت کاهش SH و درمان آن در بعضی از افراد نخاعی مفيد باشند. چرا که ايستادن می تواند تمايل عضله به تا شدن را که از طريق نشستن تشديد می شود کاهش دهد.
متداولترين روشي كه جهت درمان SH مورد استفاده قرارمي گيرد،تجويزهای داروئی هستند. برخی از داروها به شكل خوراكي مصرف می شوندو يا ممكن است بوسيله لوله های تغذيه دهنده ( غذا رسان )مورداستفاده قرارگيرند.برخي از داروها نيز ازطريق رابط های پوستی، که ميزان دارو را در خون افراد در تمام مدت متعادل نگه می دارند، می توانند وارد بدن شوند. پزشک شما ممکن است در ابتدا داروهای خوراکی را تجويز نمايد ،چرا که اغلب اين داروها برای افراد نخاعی موثر هستند.


برخی از داروهای متداول عبارتند از:
- بنزوديازپين ( Benzodiazpines )
- ليورسال ( Liore sal )
- دنتاريوم ( Dantrium )
- نوروتين ( Neurotin )
- زانافلکس ( Zanaflex )
- و کاتاپرس ( Catapres ) که از طريق رابط های پوستی وارد بدن مي شوند.
گاهي نيز ازداروهای قطع كننده جريانهای عصبی (Chemodenervation ) استفاده مي شودكه طي آن ترکيبات داروئی بطور مستقيم به درون عضله تزريق می شوند تا جريان تحريکات عصبی ماهيچه های درگير اسپاسم را دچار وقفه نمايند.ازجمله اين داروها مي توان به بوتوکس ( Botox ) اشاره كرد که همراه با فنل و الکل استفاده می شوند. بطوركلي اين داروها از طريق کاهش انقباضات و ايجاد وضعيت طبيعی برای عضلات درگير عمل می کنند.
اماهر داروئی مزايا و معايبی دارد.

بنابراين شما بايستی در مورد خطرات احتمالی يا اثرات جانبی داروهای مورد استفاده با پزشک خود صحبت نمائيد.


افرادی که جراحی را به عنوان گزينه درمانی خود انتخاب می کنند، بايد بدانند که اکثر روشهای جراحی
غير قابل برگشت هستند. برای مثال، به محض اينكه يک عصب قطع شود،درحال حاضر هيچ راهی برای ترميم و فعاليت مجدد آن وجود ندارد. جراحی های ارتوپدی، برای اصلاح يا تعديل اثرات SH ، با روشهای مختلفی بر روی ماهيچه ها، تاندونها يا استخوانها انجام می گيرند. چهار حالت متداولي كه در مورد جراحی های ارتوپدی وجود دارند.عبارتنداز:
- سفتي مفاصل (Contracture) عبارتست از يک ناهنجاری در وضعيت مفاصل که در اثر کوتاه شدن مداوم عضله حاصل می شود.درنتيجه وقتی که عضلات نتوانند بطور مرتب کشش پيدا کنند، تاندونها کوتاه و سفت مي شوند که اين مسئله باعث محدود شدن دامنه حرکتی ماهيچه هامی شود.
- جابجا کردن تاندون می تواند محل تاثير اسپاسم عضله را تغيير دهد. به اين مفهوم که باروش جابجاكردن ،عضله ديگر نمی تواند مفصل مورد نظر را جهت ايجاد وضعيت غير طبيعی تحت کشش قرار دهد.
- استئوتومی ( Osteotomy ) عبارتست از جدا کردن قسمت کوچکی از استخوان که باعث تغيير وضعيت يا شکل گيری مجدد استخوان مي شود.
- آرتروديسس ( Arthrodesis ) عبارتست از پيوند استخوانها با يکديگر. به طوری که بطور مستقل و طبيعی حرکت نمايند.
روش ديگري نيزوجوددارد بنام" Dorsal root rhizotomy" که البته بندرت برای افراد نخاعی مورد استفاده قرار می گيرد. دراين روش، جريانهای انعکاسی يا تحريکات حسی وارد شده به نخاع را با سوزاندن،قطع،و يابا استفاده ازداروها ريشه های عصبی نخاع ، دچار وقفه می شوند.
بطوركلي مصرف داروها از طريق روش ( Intrathecal )يک گزينه سريع و پيش رونده محسوب می شود. در اين روش، يک پمپ اينتراتکال (=IP Intrathecal Pump) از طريق جراحی درون شکم کار گذاشته می شود.اختلاف اين روش با سايرگزينه های جراحی در اين است که جراحی (IP) قابل برگشت ( به حالت اول) است.سپس دارو از طريق يک سوند بطور مستقيم به مايعات اطراف طناب نخاعی پمپ می شود. از جمله معايب پمپ اينتراتکال اين است که جهت کارگذاشتن پمپ در بدن، نياز به جراحی دارد. همچنين روشی گران است.ازسوي ديگر لوله های دارو رسان ممكن است قطع شده يا گره بخورند. به علاوه، خطرات ديگری نيز وجود دارند. از جمله می توان به عفونت ، احتمال تزريق بيش از حد باکلوفن،اشکال در کار پمپ و علائم مربوط به پس زدن دارو اشاره كرد.
با اين وجود، پمپ اينتراتکال مزايائی دارد .ازجمله اينكه دارو بطور مستقيم به سلولهای عصبی يعنی جائی که مورد نياز است، فرستاده می شود ولي مقدار داروي مصرفي تنظيم های خاص خود راداردومي توان آنرا به اندازه مورد نياز تنظيم نمود.از طرفی مقدار داروی ورودي به بدن خيلی کمتر از مصرف آن از طريق خوراکی می باشد و در نتيجه اثر ات جانبی دارونيز کاهش می يابد.
پمپهاي IP در مواقع لزوم به آسانی از طريق تزريق مجددا" از دارو پر می شوند.بعلاوه ، جراحی آن قابل برگشت است که اين مسئله به نوبه خود يک مزيت بزرگی نسبت به روشهای جراحی ديگر محسوب مي شود.
شما بايستی ارتباط نزديک خودتان را با پزشک حفظ کرده و بطور مستمر کيفيت زندگی خود را تحت نظر قرار دهيد.پزشک شما از گزينه های جديد درمانی که می تواند کيفيت زندگی تان را بهبود بخشند، شناخت دارد.
وقتی که در مسير درمان ،ارزيابی های مورد نياز رابا موفقيت انجام داديد، سه سئوال زير را از خودتان بپرسيد:
- آيا من از زمانی که درمان را شروع کرده ام، استقلالم در فعاليتهای روزمره کمتر شده يا بيشتر شده است؟
- آيا طي درمان تمرکز حواس يا حافظه ام با مشکلاتی مواجه شده است؟
- آيا از زمانی که درمان را شروع کرده ام، دردم کمتر شده يا بيشتر شده است؟
شما ممکن است متوجه شويد که درمان فعلی شما، تاثير چنداني برروي کيفيت زندگی شمانداشته وآنرابهتر نکرده است. دراين حال شما ممکن است گزينه درمانی ديگری را در نظر داشته باشيد،و يا اينکه ممکن است متوجه شويد که هيچ يک از روشهای درمانی موجود، گزينه درستی برای شما نيستند.
اعتقاد بر اين است که افزايش سن می تواند منجر به کاهش SH شود. همزمان با فرآيند طبيعی افزايش سن، ميزان هدايت جريانهای عصبی کاهش پيدا کرده ،وحجم عضله و اندازه آن کم می شود.درنتيجه مقدارجريان خوني كه به طناب نخاعی نيزمي رسد، تقليل می يابد.
ازسوي ديگر، بسياری از افراد نخاعی همزمان با افزايش سن، با اسپاسم خود هماهنگ تر گشته وبه مرورراحت تر می شوند. آنها می دانند که چرا اسپاسم هایشان شروع می شوند.بنابراين با گذشت زمان سعی می کنند که از شروع اسپاسم خودجلوگيری کنند .همچنين ياد می گيرند که از اسپاسم های خود، برای بهتر کردن توانائی هايشان جهت انجام فعاليتهای روزانه استفاده کنند.
درنهايت:
- گزارشات مراکز آمار ،نشان داده : تعداد افرادي كه به دنبال درمان اسپاسم خود هستند،تدريجا" کاهش می يابدو از 7/42 درصد در سالهای اوليه آسيب به کمتر از 35 درصد بعد از 10 سال بعد رسيد.
- در نتيجه
- SH نزد افراد مبتلا به آسيبهاي نخاعی خيلي شايع است.
- ولی، همه افراد نخاعی نيازمند درمان نيستند.
- اگر متوجه شديد که درمان SH می تواند باعث بهبود کيفيت زندگی شما شود، بهتر است که شما و پزشکتان بهترين گزينه درمانی را انتخاب نمائيد.

****

منبع :مقاله : " مقابله با اسپاسم های شديد بعد از ضايعه نخاعی" – مترجم: مهندس عباس كاشي (این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید) - انتشار : مركز ضايعات نخاعي جانبازان – دي ماه 1387 - برگرفته از:سايت www.pva.org , www.spinalcord.uab.edu –
Department of Physical Medicine and Rehabilitation –SPINE REHABILITATION CENTER

ورود به سایت



بازدید از سایت

بازدیدکنندگان
40
مطالب
281
وب لینک ها
3
نمایش تعداد مطالب
121108

حاضرین در سایت

ما 10 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم