مقالات فارسی

مقالات فارسی (243)

 

مقدمه

فعاليتهای روزمره زندگی (ADL =Activities of Daily Living) شامل خوردن، آشاميدن، استحمام، نظافت روزانه، لباس پوشيدن و توالت کردن می باشد. همچنين امور مربوط به جابجائی ها، وسايل الکترونيکی كه جهت كمك به زندگی روزمره (Electronic Aids for Daily Living=EADL) مورد استفاده قرار مي گيرندو كليه امورمربوط به كنترل وضعيت منزل رانيز شامل مي شوند.
به محض اينکه شرايط مناسب باشد، دلگرم می شويد تابسياری از کارهای خودتان را ،که قادر به انجام آن ها هستيد، انجام دهيد. ممکن است لازم باشد که فنون جديدی را ياد بگيريد، و يا از وسايل ديگري جهت کمک به ضعف قوای عضلانی و بهبوددامنه حرکتی آنها و نيز افزايش استقامت كم شده بدن استفاده نمائيد.
آموزش برنامه هاي ADL از موقعی آغاز می شود که گروه درمانی تشخيص دهند ، شما قدرت، تعادل و مهارت کافی راجهت انجام فعاليتهای روزانه داشته باشيد. امکان دارد نياز باشد که مهارتهای موردنياز را با گروه درمانی خود در سالنهاي درمانی و يا در کنار تخت خودتان تمرين نمائيد.درهرحال، همکاری شما برای کسب بالاترين سطح استقلال ممكن، ضرورت دارد.

مهارتهائي که در صفحات بعدی ذکر می شوند، برای استقلال نسبی يا کامل بسياری از بيماران ،جهت انجام فعاليتهای زندگی روزمره مفيد خواهند بود. از مزايای جانبی مهارتهاي ADL می توان به افزايش دامنه حرکتی ،تقويت قوای عضلانی، بالا رفتن ميزان استقامت عمومی بدن ، بهتر شدن وضعيت تعادل بدن و افزايش انعطاف پذيری اشاره نمود. ازسوي ديگر استقلال در انجام فعاليتهای زندگی روزانه، می تواند منجر به افزايش اعتماد به نفس و خودباوری گردد.
شما می توانيد با مشورت گروه درمانی خود تصميم بگيريد که انجام کدام مهارتها بر روی تخت، و کداميک بر روی صندلی و يا ويلچر برای شما آسانتر هستند و بعد از آن ،بايدآنها را تمرين كنيد .ازطرفي بسياري از مواقع ممکن است ،فنونی که شما برای انجام فعاليتهای زندگی روزمره از آنها بهره می بريد، تغيير پيدا کنند.


مهارتهای مربوط به پوشيدن لباسهای بالا تنه برای افراد پاراپلژی
در درجه اول، اگر شما از آتل يا بريس ( brace ) استفاده می کنيد، می توانيد يک تی شرت يا پيراهن ورزشي بزرگ روي بريس خود بپوشيد . معمولا" پوشيدن لباسهای بالاتنه ، بدون استفاده ازبريس مشکلی ايجاد نمی کنند. ولی چنانچه با مشکلی مواجه شويد، می توانيد از روش زير استفاده کنيد:
1. پيراهن را روی پاهای خود طوری قرار دهيد که يقه آن روي ران ها و برچسب آن به سمت بالا و روبه صورت شما قرار گرفته باشد.
2. دستهای خودتان را در داخل آستين ها کرده و آستين ها راتا آرنج بالا بکشيد.
3. در حاليکه انتها يا پشت پيراهن را نگه داشته ايد، آنرا روی سرتان بکشيد.
4. پيراهن را مرتب کرده و دکمه های آن را ببنديد.


مهارتهای مربوط به پوشيدن لباسهای پائين تنه برای افراد پاراپلژی

پوشيدن شلوار
1. شلوار بايد در پائين تخت طوری قرار داده شود که پاچه های آن به سمت پائين تخت و بالاوجلوي آن رو به صورت شما باشد. براي انجام اين كارمي توان ، بالای شلوار را نگه داشته و پاچه هاي آن را به سمت پائين پاها انداخته و آن را براي پوشيدن دروضعيت موردنظر قرار دهيد .همچنين مي توانيد براي اين كاراز وسايل مخصوصي بنام dressing stick و يا reacher كمك بگيريد.

reacher


2. در وضعيت نشسته ، پاهايتان را دراز كنيد و هربار يكي از زانوها را ،با قلاب کردن ساعد در زير ران ، بلند نموده و پاهای خودتان را به داخل پاچه شلوار وارد نمائيد. يااينكه مي توانيد پاهای خودتان را به حالت "پای قورباغه " قرار داده و پنجه و پاها رايكي بعدازديگري داخل شلوارنمائيد. سپس همزمان با صاف کردن پاها،شلواررا با دست مخالف تاروی زانوهايتان بالا بکشيد.

3. بعدازاينکه هر دو پا را داخل شلوار کرديد، آن را تا وسط ساق پا ،روی پاهايتان بالا بکشيد. ( اگر شما بريس داشته باشيد، برای انجام اين کار ممکن است لازم باشد که ازوسايل كمكي مانند dressing stick يا reacher استفاده نمائيد ). سپس در حاليکه در وضعيت نشسته قرارداريد، به بالا کشيدن شلوار تا باسن ادامه دهيد.


4. دراز بکشيد ( اگر قادر نيستيد که بطور مستقل وبدون كمك ديگران در اين وضعيت قرار گيريد، از تخت های بيمارستانی کنترل دار استفاده نمائيد ) و از يک سمت به سمت ديگر بچرخيد تابتوانيد شوار را كاملا"روی باسن خود بالابکشيد.

مهارتهاي مربوط به استحمام ،برای افراد پاراپلژی


در اوايل بيماری احتمال دارد ، لازم باشد كه جهت شستشوي بدن خود ، ازروش اسفنج كشيدن دربستر استفاده نمائيد. شما ممكن است قادربه شستن دست و صورت خودتان باشيد. اگر از بريس يا halo استفاده می کنيد، در حالی که در بستر كاملا"درازكشيده ايد ،می توانيد قسمتهائي ازسينه خود را كه با بريس پوشيده نيستند و يا قسمتهاي جلوي جليقه halo را پاك كنيد. اما برای نظافت پشت خود نياز به کمک خواهيد داشت. اسفنجهائي که دارای دستگيره بلند هستند، می توانند برای قسمتهايی از بدن که دسترسی به آنها مشكل است،مفيد باشند. به علت مشکل بودن خشک کردن بدن، شستشوي بدن در وضعيت نشسته با بريس توصيه نمی شود.
به مرور زمان، روشهايی که شما برای حمام کردن استفاده می کنيد، ممکن است تغيير پيدا کنند. البته عوامل زيادی برروي اين موضوع تاثير می گذارند، از جمله توانايی شما جهت جابجائی ها، قدرت تحمل و تعادل شما در حالت نشسته . علاوه براينها،از عوامل ديگری که ممکن است بر روی توانايی شما تاثير بگذارند ،می توان به وضعيت چيدمان حمام منزل شما و نوع تجهيزاتی که از آنها استفاده می کنيد، اشاره نمود.
بسته به توانايی شما، می توانيد از صندلی وان استفاده کنيد و يا در داخل وان بنشينيد. استفاده از دوش های دستی متحرک می تواند مفيد باشد. دستگيره هاي ميله ای و زير پايی های لاستيکی نيز جهت ايمنی فرد مي توانند مناسب باشد. علاوه بر خود شما ،گروه درمانی شما نيز می توانند در اين موارد ارزيابی های لازم را انجام دهند.
به خاطر داشته باشيد که، حس شما دراثرآسيب تغيير پيدا كرده است و شما بايستی از ميزان درجه حرارت آب اطلاع داشته باشيد. بنابراين قبل از وارد شدن به داخل وان بايستی با دستانتان ( اگر حس طبيعی دارند) وضعيت دماي آب را بررسي کنيد. همچنين، می توانيد يک ترمومتر پلاستيکی و يا تنظيم کننده دما، كه حرارت آب را از محل منبع آن تنظيم می کند، استفاده نمائيد.
به خاطر بسپاريد که در حمام بايستی هميشه مراقبت بيشتری را بعمل آوريد ،زيرا سطوح خيس مي توانندخيلی لغزنده باشند. در ذهن داشته باشيد که همواره از زير پايی های لاستيکی در داخل و خارج وان يا زيردوش استفاده کنيد.


آموزشهاي مربوط به نحوه پوشيدن لباس


در مورد روشهای لباس پوشيدن چيزهای زيادی وجود دارند که، دردوره توانبخشی، به شما آموزش لازم داده مي شود تا ميزان استقلال خود را بعد از ترخيص به حداکثر ممکن برسانيد. شما بايستی به خاطر داشته باشيد که "صبور بودن و تمرين" از نکات خيلی مهمی هستند که جهت رسيدن شما به بالاترين حد استقلال تاثير زيادی دارند.
برخی از افراد می توانند لباسهای پائين تنه خود را قبل از جابجا شدن ازروي ويلچر بطور کامل بپوشند. اين مسئله کمک می کند که انرژی بدن ذخيره و در زمان نيز صرفه جوئی شود. بعضی ها نيز راحت تر هستند که لباسهای بالاتنه خودشان را بعد از نشستن روی ويلچر به تن کنند ،زيرا اين وضعيت نسبت به حالت نشسته در بستر، تعادل بهتری را براي آنان فراهم می آورد. فيزيوتراپ شما ( کاردرمانان ) می تواند در مورد اين قبيل نکات، شما را راهنمايی نموده و آن چيزهايی را که برای شما بهتر هستند،را تعيين كند تا تمرين نمائيد.
وسايل و تجهيزات زيادی نيز وجود دارند که می توانند لباس پوشيدن شما را تسهيل نمايند.ازجمله reacher هاي دسته بلند می توانند شما را قادر سازند که به پاهايتان دسترسی پيدا کنيد. donner هاي جوراب می توانند به شما کمک کنند تا بتوانيد جورابهايتان را روی پاشنه بکشيد. فيزيوتراپ ها ( کاردرمانان ) مي توانند در طول دوره توانبخشی اين قبيل وسايل و ساير تجهيزات مفيد را به شما معرفی نمايند تا کار با آنها را آزمايش كنيد.


لباسهای توصيه شده برای افراد نخاعی

• لباسهاي ورزشي(اسپرت) يا لباسهای گشاد و راحت می توانند برای پوششهای روزانه مناسب باشند. اگر شما با داشتن بريس يا halo ، بخواهيد يک پيراهن بپوشيد، ممکن است لازم باشد که پيراهن خود را يک سايز بزرگتر خريداری کنيد و يا پيراهنی را انتخاب کنيد که ناحيه اطراف گردن آن آزادباشد.
• بطوركلي پيراهنهائي که از جلو باز می شوند، برای پوشيدن و در آوردن راحت تر هستند.
• پيراهن بايستی سبک و جنس آن از موادمرغوب بوده و بدون درزيابرجستگيهای بزرگ باشد.
• پارچه های نخی اجازه می دهند که هوا از ميان بافت آنها به خوبي جريان پيدا کرده و می توانند باعث کاهش تعريق شوند. پارچه های نايلونی باعث نگه داشتن گرما و رطوبت می شوندو می توانند بر روی پوست تاثير بگذارند. پارچه های زبر هم موجب سايش يا تحريک پوست می گردند.
• جورابهايی که دارای باندکشی سفت هستند، نبايستی مورد استفاده قرار گيرند. جورابهای ساق بلند هم نبايستی خيلی تنگ و سفت باشند زيرا هر گونه چين خوردگی يا تنگی می تواند باعث فشار و کاهش جريان خون شود. بطور کلی استفاده از جورابهای TED بسيارمناسب است.
• از پوشيدن لباسهائی كه داراي آستين خيلی بلند هستند، وشلوارهای پاچه بلند و دامن های بلند پرهيز کنيد. زيرا امکان دارد به قسمتهای مختلف ويلچر يا حتي به چرخهای آن گير کنند. از پوشيدن لباسهايی که در قسمت کمر، خشتک يا زيردستها خيلی تنگ هستند ،خودداری نمائيد چرا که می توانند باعث سايش بيش از حد يا زخمهای فشاری شوند.
• موقعی که روی ويلچر نشسته ايد ،پوشيدن و در آوردن شنل يا بارانی های سبک راحتر از کت های بلند است. شرکت هايی هم وجود دارند که طراحی لباسهای افراد استفاده کننده از ويلچر را انجام می دهندكه ازانواع لباسهاي آنها ، شلوارهايی هستندکه دارای درزهاي کاملا" خوابيده ( بدون برجستگی ) و زيپ های بلندتر ند و حلقه کمربند آنها نيزپهن تر و پاچه های بلندی نيز دارند. اگر مايل باشيد ،کاردرمانان می توانند به شما کمک کنند تا کاتالوگهائی که در زمينه لباس افراد نخاعی وجود دارند، به شما معرفی نمايند.
• پاچه های شلوارها و لبه دامن ها بايستی يک اينچ بلندتر از حد معمول باشند ،زيرا لباسها موقعی که کسی روی ويلچر نشسته باشد، مکرر به سمت بالای پاها حرکت می کنند. کفش ها و کتانی ها نيز بايد نيم تا يک سايز بزرگتر از اندازه طبيعی انتخاب شوند.چراكه پاها ممکن است دچار ورم شوند و وقتی سايز کفش کافی نباشد، در قسمتهای استخوانی ممکن است زخم فشاری به وجود آيد.


روشهای پوشيدن لباس های پائين تنه نزد افراد تتراپلژی


روش اول:
الف) پوشيدن شلوار
1)روی تخت تان بنشينيد، بطوری که پشت خود را به سرتخت ( که کاملا" بالا آمده ) يا به ديوار تکيه دهيد. شلوارتان را طوری قرار دهيد که در جلوی شما و موازی با پاهايتان باشد. ( ممکن است لازم باشد كه پاچه هاي شلوارتان را به روی تخت پرتاب کنيد يا از وسايلي مانند dressing stick يا گيره هاي مخصوص استفاده نمائيد ) .

2) مچ دستتان را زير ساق پای مخالف ( مچ دست راست زير ساق پای چپ ) قرار داده و پايتان را روی زانوی پای مخالف ( بصورت متقاطع و عرضی ) و يا به شکل حالت " پای قورباغه " ( يعنی زانو به سمت خارج خم شده باشد ) بکشيد.

3) با دست ديگرتان که آزاد است، شلوار را روی پنجه پايتان ( که متقاطع است ) بکشيد. شما ممکن است که مجبور باشيد از بند شلوار استفاده کنيد و يا بالای شلوارتان را زير پاشنه پايتان قرار دهيد.

4) پايتان را صاف کنيد و آن سمت از شلوار كه موردنظرتان است، تا زانوي خود بالا بکشيد. ( لازم است اين قسمت راپائين نگه داريد تا وقتی که پای ديگرتان را هم داخل کنيد )


5) تمام اين مراحل را برای پای ديگرنيز تکرار کنيد.
6) وقتی شلوار تا نزديک لگن بالا کشيده می شود، پشت خود را روی يک آرنج خم نموده و از يک سمت به سمت ديگر بچرخيد. سپس با استفاده از دست ديگرتان که آزاد است، شلوار را روی باسن تان بالا بکشيد. ممکن است لازم شود که 2 تا 3 بار به هر سمت بچرخيد. شما نياز خواهيد داشت که برای اجرای اين مرحله سر تخت را پائين تر بياوريد تا در وضعيت خوابيده قرار گيريد.


ب)پوشيدن جوراب و کفش
اگر بريس داشته باشيد ،پوشيدن جوراب و کفش برای شما مشکل خواهد بود. توصيه شده است که کفش يا کتانی هايی بپوشيد که نيم تا يک سايز بزرگتر از اندازه ی طبيعی باشد چرا که اغلب ورم پاها شايع است و شماآن راحس نمي كنيد. تا زمانی که بريس داريد، ممکن است لازم باشد که از وسايل کمکی استفاده نمائيد .البته امكان دارد حتي بااين وسايل هم قادر نباشيد ،كفش وجوراب خودرابپوشيد.
کاردرمانان مي توانند اين نوع مسائل را ارزيابی کنند و نحوه استفاده از تجهيزات را به شما نشان دهند. شما می توانيد دو روشي راكه در زير پيشنهاد شده آزمايش کنيد تا ببينيد که کداميک از آنها برای شما مناسب تر است:
• در حالی که روی تخت نشسته ايد، يک پا را با قفل کردن دستهای خود درزير زانوبالا ببريد يا يکي از پاها را به حالت " پای قورباغه " قراردهيد (اگر بريس پوشيده ايد،اطمينان پيداكنيد كه قسمت انحنای ران بيش از 90 درجه حرکت نکند ). در حاليکه پايتان را با يک دست نگه داشته ايد، جوراب يا کفشتان را با دست ديگر که آزاد است بالابكشيد.
• در حاليکه روی ويلچر نشسته ايد، يک پا را بطور متقاطع روی پای ديگر قرار دهيد. بطوری که قوزک پايتان روی زانوی پای ديگر قرار گيرد. ( مطمئن شويد که اگر بريس می پوشيد، انحنای ران بيشتر از 90 درجه حرکت نکند). سعی کنيد جوراب يا کفشتان را گشاد انتخاب کنيد. اگر تعادل بالا تنه شما مشکل است و نمی توانيد وضعيت پاهای خود را روی ويلچر حفظ کنيد، می توانيد پايتان را روی يک چارپايه، صندلی، ياکشوی باز قرار دهيد و يا با قلاب کردن دست مخالف در اطراف دسته عمودی ويلچر به تعادل بدن خود کمک نمائيد. با توجه به اينکه حس پاهای شما آسيب ديده يا از بين رفته، موقعی که روی سطوح مختلف با پای برهنه هستيد، بايد مراقبت خيلی زيادی بعمل آوريد.
توجه : به مرور زمان، روشهايی که شما برای خودتان استفاده می کنيد ،ممکن است تغيير پيدا کند. اماعوامل بسيار زيادی بر روی اين موضوع می توانند تاثير داشته باشند. از جمله داشتن بريس، ميزان تحمل ،تعادل بدن در حالت نشسته وغيره.


روش دوم:
الف) پوشيدن شلوار
1. روی تخت خود به حالتی که پاهاي خود را كاملا"دراز کرده ايد، بنشينيد.

2. مچ دست راست خود را گرفته و آنرا در زير زانوی راست قرار دهيد.


3. پشت خود رابه روی تخت تان (كه در حالت خوابيده قراردارد) گذاشته و زانوی خود را به طرف سينه خود بالاببريد. با دست چپ خود، شلوارتان را روی پای راست خود سر داده وآن را تا قسمت ران بالا بکشيد.


4. صاف نشسته و همين کار را در مورد پای ديگرنيز انجام دهيد ( شما می توانيد براي تخت خود از کنترل هايی استفاده کنيدكه مي توانند آن رادر حالت نشسته يا خوابيده قرار دهند. )


5. از يک پهلو به پهلوی ديگر خوابيده تا شلوارتان را روی ران پاهايتان بالا بکشيد.


مهارتهاي استحمام برای افراد تتراپلژی
در اوايل ضايعه نخاعي، شما مجبوريدجهت تمييزكردن بدن خود،آن را روی تخت، اسفنج بكشيد. بسته به توانايی شما، در مواقعی که قدرت دستان ضعيف و يا از بين رفته باشد ،دستکش های بلند شستشو يا اسفنجهای مخصوص وجوددارندكه می توانند برای کمک به شما مورد استفاده قرار گيرند. کاردرمانان می توانند طوري برنامه ريزی کنند كه استقلال شما جهت نظافت بدنتان در اتاق ، روزبه روزافزايش پيداكندودراين خصوص ازکمکهای لازم بهره مند شويد.
با گذشت زمان، روش هايی را که شما جهت استحمام خود استفاده می نمائيد ممکن است تغيير كنند. عوامل بسيار زيادی در اين مورد تاثيرگذار هستند. از جمله توانايی شما جهت جابجائی ها، ميزان تعادل و تحمل شما هنگام نشستن، و چيدمان امکانات حمام منزل و يابهره بردن ازانواع تجهيزات كمكي که مورد استفاده قرار می گيرند،همگي برروي روشهاي انتخابي شما تاثيرگذارند.
وقتی که شما توانائي دوش گرفتن را داشته باشيد، استفاده از صندلی دوش هنگام استحمام ،برای ايمنی شما ضروري خواهد بود. گروه درمانی شما کمک خواهند کرد تانيازهاي شمامشخص شوند. بطورمثال: آيا شما به يک نيمکت ثابت ( شبيه صندلی )و يا صندلی چرخدار مخصوص دوش نيازداريد؟ آياوجوديك ميز مناسب يا يك نشيمنگاه متحرک برای جابجا کردن شما از ويلچر به قسمت دوش مي تواندمفيد باشد؟.بطوركلي شمابايد روش جابجا شدن خود ،از ويلچر به روی اين قبيل تجهيزات را، در باشگاههای درمانی و يا در حمام ،در طول دوره توانبخشی تمرين كنيد.
همواره به خاطر داشته باشيد که حس شما آسيب ديده و شما بايستی از ميزان درجه حرارت آب آگاهی داشته باشيد. شما هميشه بايد اول دماي آب را با قسمتهايی از دستان خود که دارای حس طبيعی هستند، آزمايش کنيد و يا اينکه بايد از شخص ديگری بخواهيد که اينکار را برای شما انجام دهد. درغيراينصورت می توانيد ازيک دماسنج پلاستيکی جهت تشخيص دماي آب استفاده نمائيد و يا اينکه يک تنظيم کننده درجه حرارت در محل پمپاژ مخزن آب نصب کنيد.
استفاده از يک دوش دستی متحرک (البته بسته به توانايی شما)، می تواند مفيد باشد. دستگيره ها نيز می توانند متناسب با نياز شما نصب شوند.
خشک کردن بدن بخصوص موقعی که دامنه هاي حركتي محدود هستند و يا اينکه دستها ضعيف باشند ممکن است برای شما مشکل باشد.بنابراين استفاده ازيک کت حوله ای بزرگ يامشابه آن(ازجملهponcho )می تواند مفيد باشد. ممکن است شما قادر باشيد که قبل از برگشت به ويلچرتان، مستقيما" با اين نوع حوله ها خودتان را خشک نمائيد.
بخاطر داشته باشيد که حمام بخاطر سطوح خيسي كه دارد، خيلی لغزنده است و شما بايستی هميشه مراقبت بيشتری را انجام دهيد.بنابراين به ذهن بسپاريد که از کف پوشهای لاستيکی مناسب برای داخل حمام و حتي خارج از قسمت دوش يا وان استفاده نمائيد.


روش پوشيدن لباسهای بالا تنه نزد افراد تتراپلژی
روشهای زيادی برای پوشيدن لباسهای بالاتنه وجود دارند و متخصصين کاردرمانی می توانند به شما کمک کنند که تصميم بگيريد کدام روش برای شما مناسبتر است. نکاتی وجود دارند که جهت افزايش توانايی وتعادل شماو صرفه جوئی وقت برای پوشيدن لباسها ( مانند بستن دکمه ها و زيپ ها ) مفيد هستند. اگر قدرت شانه شما خوب باشد و تعادل نسبتا" خوبی داشته باشيد، برخی از روشها آسانتر خواهند بود. در بعضی از روشها، با استفاده از مهارتهاي پرتاپ کردن به تعادل کمتری نيازاست، ولی لازم است که تمرين زيادی شود. شما ممکن است که متوجه شويد که پوشيدن لباسهای بالاتنه در حاليکه روی ويلچر نشسته ايد آسانتر است. چرا كه استقرار روی ويلچر تعادل بهتری نسبت به نشستن روی تخت برای شما ايجاد می کند. بسته به ميزان توانائی شما جهت ثابت نگه داشتن خودتان، می توانيد پاها را روی تخت و يا روی جاپايی ويلچر قرار دهيد.
روش اول :
اگر دست ها و شانه های شما خوب کار کنند، احتمالا"قادر خواهيد بود که پيراهن خود را به روش های معمول بپوشيد .يعنی ابتدا يک دست را داخل آستين کرده و سپس آن را با دست ديگر به پشت خود رسانده تا آستين ديگر را بپوشيد.
روش دوم :
1. پشت پيراهن را روی پاهای خود قرار دهيد بطوری که برچسب آن رو به بالا و يقه آن هم به طرف شما باشد.


2. دستهای خود را داخل آستين ها قراردهيد ، تا زمانی که زير بغل ها در بالای آرنج قرار گيرند و دستهای شما آزاد شوند.

3. دستهای خود را در زير تنه پيراهن قرار دهيد و پيراهن را به دور از قفسه سينه هل دهيد سپس آنرا به سمت بالا و روی چانه خود بچرخانيد.


4. همينطور که پيراهن به پشت گردن شما رسيد، دستهای خود را صاف کنيد و اجازه دهيد که پيراهن در وضعيت مناسب و لازم قرار گيرد.


روش سوم :
1. پشت پيراهن را روی يک ميز بلندي قرار دهيد كه بتوانيد (در حالی که روی ويلچر نشسته ايد يا وقتی که روی تخت خود به حالت نشسته قرار داريد) به سمت جلو و روی آن خم شويد. پيراهن را طوری قرار دهيد كه اگر دارای دکمه است بر چسب آن به سمت بالا و يقه به طرف شما قرار گيرد. اگر پيراهن به صورت پولیور است، بايدبرچسب آن رو به پائين و لي پائين پيراهن رو به شما باشد.
2. روی ميز يا تخت خم شويد و دستهای خود را داخل آستين ها کنيد تا زمانيکه زيربغل ،بالای آرنج قرار گرفته و دستها آزاد باشند.
3. در حالی که روی ميز يا تخت خم شده ايد ،دستهای خود زير تنه پيراهن قرار دهيد و آنرا روی سرتان بکشيد.
4. هنگامی که پيراهن به پشت گردن شما رسيد، دستهای خود را صاف کنيد تا کمک کند پيراهن در جای خود قرار گيرد. خودتان را عقب کشيده و روی ويلچرتان در وضعيت صاف ( عمودی ) قرار گيريد و يا اينکه از شخص ديگري کمک بگيريد.


واژه نامه :

Dressing stick
اين وسيله به افرادی که ميزان دامنه حرکات آنان کاهش يافته است کمک می کند تا پوشيدن و يا تعويض لباس ها آسانتر شود و دارای يک قلاب C شکل کوچک در يک انتها و يک قلاب بزرگتر در انتهای ديگر است.


Long- Hondled sponge
اين وسيله در هنگام استحمام به افرادی که ميزان طيف حرکات بدن آنان جهت دسترسی به پائين تنه يا پشت کاهش يافته، کمک می کند.


Portable Hand - Held Shower
وسيله ای است که کمک می کند تا افراد در حالت نشسته در حالی که سر دوش را در دستان خود نگه داشته اند ،دوش بگيرند.


Sock Donner
اين وسيله به افرادی که عملکرد دستها يا قابليت حرکتی تنه آنان محدود شده و پوشيدن جورابها برای آنان مشکل است ، کمک می کند. جوراب در يک ظرف پلاستيکی و قسمت Donner نزديک پا قرار می گيرد. که با کشيدن ممتد وسيله، جوراب روی پاشنه و بعد روی ساق پا بالا می آيد.


****


مقاله:" فعاليتهای زندگی روزمره افرادنخاعي" – مترجم: مهندس عباس كاشي (این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید) - انتشار : مركز ضايعات نخاعي جانبازان – آذر ماه 1387 - برگرفته از:
Patient-Family Teaching Manual-Regional Spinal Cord Injury Center of Delaware Valley-Thomas Jefferson University Hospital and Magee Rehabilitation Hospital-1993-2001

بیشترافراد می توانندازمزایای فعالیت های بدنی بهره مندشوند.فعالیت بدنی کمک می کند که انسان زندگی طولانی ترو سالمتری داشته باشد .فعالیتهای بدنی خطرایجادیکسری عوارض بهداشتی مانندبیماریهای قلبی، فشارخون بالا، دیابت و بعضی ازاشکال سرطان را کاهش می دهد.

فعالیت های بدنی برای افرادمبتلا به آسیب های نخاعی، مزایای بهداشتی زیادی دارد.اگر شما به عنوان یک فردنخاعی فعالیت بدنی داشته باشید، کمتردرمعرض خطرعوارض ثانویه ای مانندعفونت های ادراری، زخم فشاری، وبیماریهای تنفسی قرارخواهیدداشت. همچنین فعالیت بدنی می تواندبه شما کمک کندتا مشکلاتی مثل اسپاسم، اضافه وزن ودردهای مزمن را بهترکنترل کنید.شما می توانیدباانجام فعالیتهای بدنی میزان قوای بدنی واستقامت خودرا بهبودبخشید،ودرنتیجه توانائی خودرا برای انجام وظایف روزانه خود مانند جابجائیها وهل دادن ویلچروغیره افزایش دهید.به علاوه، کسانی که ازنظربدنی فعال هستند، اضطراب، دلتنگی و افسردگی کمتری احساس می کنند.

فقط لازم است که شما یک فعالیت بدنی متوسط داشته باشیدتا وضعیت سلامتی خود رابطورقابل ملاحظه ای بهترکنید.این مسئله به این مفهوم است که نیازاست شما 20 تا 30 دقیقه بصورت یک روزدرمیان فعالیت بدنی داشته باشید.اگرشما مدت زمان(طول زمان) ،تعداد روزها( فرکانس)و یا مقدارانرژی(شدت)که برای انجام فعالیتهاصرف می کنید،افزایش دهید،نیزاحتمالا" مزایای بیشتری عایدشماخواهدشد.

برای انجام فعالیت های متوسط روش های خیلی زیادی وجوددارد.بعضی ازافرادباانجام کار های منزل یا کارهای عادی روزمره که درمحوطه آن انجام می دهند، یابا بازیهای لذت بخشی که با بچه های خودمی کنند،به فعالیتهای بدنی می پردازند.البته ممکن است شمایک کار بدنی داشته باشید،یا اینکه امکان دارددرزمانهای فراغت از فعالیت های تفریحی خودلذت ببرید.

اگربخواهیددرفعالیت های بدنی بهترشرکت کنید،ابتدابایددرموردانواع فعالیت های بدنی که قبل ازآسیب دیدگی برای شما لذت بخش بوده،فکرکنید.آیا شما ازفعالیت های باغبانی، اسب سواری، شکار، تمرینات ورزشی،غواصی و ورزش لذت می برد ه اید؟ ازهرفعالیتی که قبل ازآسیب دیدگی لذت می بردید، حالا هم احتمالا" ازهمان فعالیت ها لذت خواهیدبرد.

درمرحله دوم، شما می توانیدبا سایرافرادصحبت کنیدتاببینیدچه فعالیت هايی درمنطقه و محل زندگی شما وجوددارندوبرای شماقابل استفاده هستند.درموردسازمان ها و موسساتی که می توانند امکان شرکت شما رادر فعالیت های بدنی فراهم کنند،پرس وجو کنید.اگردرمحل زندگی شما چنین مراکزی وجودندارند، می توانیدبا سازمانهای کشوری تماس گرفته وازطریق آنها پیگیری های لازم راانجام دهید.بعضی ازاین مراکزبرنامه هائی را ارائه می کنندکه افرادباهرنوع ناتوانی می تواننددرفعالیت هائی مانند شکار، ماهیگیری، تیر اندازی، وسایرفعالیتهای بیرونی شرکت نمایند.

اگرشما قبل ازآسیب خود، ازورزش ها لذت می بردید، بعدازضایعه نخاعی هم می توانید در ورزش ها ی موردعلاقه تان شرکت کنید ورزشهائی که با ویلچرانجام می شوند،روش خیلی خوبی برای بهبود سلامت کلی بدن محسوب می شوند.یکسری ازورزش ها به کسانی ارائه می شوندکه ناتوانی آنها به حدی است که می تواننددرورزش های افرادفاقدناتوانی شرکت نمایند. درحال حاضرافرادنخاعی می تواننددرهررشته ای، ازبسکتبال با ویلچرگرفته تا فوتبال با ویلچربرقی شرکت کنند.

درنهایت، خودتان را محدودبه فعالیت هايی نکنیدکه دراجرای آنها محدودیت دارید.اگرمی توانیدبه فکرفعالیتهائی باشیدکه برای انجام آنها، همراه باسایرافرادی که می خواهند آنها راانجام دهند، شانس زیادی داشته باشید.وقتی شما به این واقعیت توجه کنیدکه بعضی ازافرادنخاعی واقعا"توانائی صخره نوردی راهم دارند، فورا" می فهمیدکه هرچیزی امکان پذیراست.

امکان دارد شما قادربه انجام برخی ازفعالیت ها به همان صورتی که قبل ازآسیب انجام می داده ایدنباشید، اما ممکن است تعجب کنیدکه شما می توانیدبا یک روحیه مثبت و با استفاده ازتجهیزات مناسب آنچه که می خواهیدانجام دهید.برای مثال،بعضی ازافراد تتراپلژی ممکن است برای ماهیگیری به یک میله وقرقره مناسب سازی شده ، یابرای اسکی روی آب یا برف به چوبهای خاصی نیازداشته باشند.درهرصورت، با وجودداشتن ضایعه نخاعی بازهم می توانیدبه انجام این گونه فعالیتها بپردازیدو درحقیقت نیاز به تجهیزات خاص، به این مفهوم نیست که شماازماهیگیری یا اسکی لذت نخواهیدبرد.

بعضی ازسازمانهاوموسسات هستندکه درمورد تجهیزاتی که شماقادربه تهیه آنهابرای خودتان نیستید می توانندکمکهائی راارائه کنند. برخی ازبرنامه ها تجهیزات موردنیاز برای شرکت کنندگان راتامین می کنند.اماسعی کنیددرفعالیتهائی مشارکت داشته باشیدکه برای شمابدون هزینه یا کم هزینه باشند.


****


مقاله " فعالیتهای بدنی بعدازآسیبهای نخاعی"" – مترجم: مهندس عباس كاشي (این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید) - انتشار : مركز ضايعات نخاعي جانبازان - مرداد ماه 1388 - برگرفته از سایت: http://www.spinalcord.uab.edu : نشریه Pushin' On.

 

 

استخوانهای ستون فقرات یعنی مهره ها بوسیله یکسری صفحات ژله مانند (دیسک) از هم جدا شده اندکه درموقع جابجائی ها به مثابه یک ضربه گیر عمل می کنند. این مهره ها و دیسکها دارای فضائی هستندکه درمجموع کانال ستون فقرات راتشکیل و طناب نخاعی وریشه های عصبی منتج از آن رادربرمی گیرد. هرگونه فشار وارده روی ستون فقرات ، می تواند باعث فشاربرروی خود نخاع و ریشه های عصبی عبورکننده ازبین مهره ها و ناحیه دم اسبی (cauda equine )و بطورکلی مجموعه ای ازاعصاب خارج شده از پایه نخاع می گردد.

علل عمده فشار برروی نخاع

مطابق با گزارشات بدست آمده از وب سایت Merck ،فشردگی طناب نخاعی ممکن است دراثر آسیب دیسک بین مهره ای به دلیل شکستگی یا جابجائی مهره ها به وجودآمده وباعث تنگی کانال نخاعی شود. همچنین دیده شده که بعداز آسیبهای نخاعی، لیگامنت ها (رباط) برروی عصب یا عروق خونی اطراف طناب نخاعی فشار واردمی کنند.
یکسری عوارض پزشکی نظیر اختلالات لخته یا عفونت نیز ممکن است باعث ایجادحفره هایی مملو از مایع شده و طناب نخاعی و ریشه های عصبی آن را تحت فشارقراردهند.

اقدامات درمانی برای کاهش فشارهای وارده بر نخاع

انواع روشهای درمانی

براساس گزارش انجمن جراحان ارتوپدی ایالات متحده (AAOS)،درمان فشارهای وارده بر طناب نخاعی درشرایط غیراضطراری بایستی بادرمانهای حفاظتی آغازگردد.این درمانها شامل فیزیوتراپی،استفاده ازداروهای ضدالتهابی نظیر ایبوبروفن و تزریق کورتیزون به داخل طناب نخاعی است. درمان های دیگری مانند طب سوزنی یا فنون ماساژ وجابجا کردن ستون مهره ها نیز جزو درمانهای حفاظتی محسوب می شوند.اگراین اقدامات موثرواقع نشود وکیفیت زندگی فردبه دلیل درد و ضعف درسطح پائینی باشد، پزشک می تواندفردرا جهت لامینوکتومی(laminoctomy عبارتست از اکسیزیون قوس خلفی مهره )همراه با fusion یا بدون آن با به یک جراح ارجاع دهد. اگر فردمبتلابه تومور یا عفونت باشد،جراح بایستی برای کاهش فشار برروی طناب نخاعی ،عارضه اساسی را درمان نماید.

اثرات

درمانهای غیرجراحی باعث بازشدن کانال نخاعی نمی شوند،ولی به طرق دیگری تاثیرگذارهستند. به عنوان مثال داروهای ضدالتهابی و تزریق کورتیزون می تواندمیزان آماس بافتها راکاهش داده و فشارراازروی طناب نخاعی بردارد.به عبارت دیگر،درمانهای جراحی به منظور بازکردن طناب نخاعی وکاهش دائمی فشردگی طناب نخاعی طراحی می شوند.متداولترین روش جراحی دراین زمینه لامینوکتومی است که طی آن جراح فشارحاصل از قطعات استخوان ها ورباطها را حذف می کند.اگرجراح متوجه جابجائی وگسیختگی مهره ها شده باشند، می تواند لامینوکتومی را همراه با fusion انجام دهد که طی آن مفاصل بطوردائم به هم متصل و با استفاده از استخوان یا میله های فلزی پیوند داده می شوند.

نتایج بدست آمده

بسیاری از افرادمتوجه می شوند که درمانهای حفاظتی می توانندکیفیت زندگی آنان رابهبودبخشد به همین دلیل آنها تمایلی به جراحی ندارند. براساس گزارشات AAOS ، لامینوکتومی همراه باfusion یا بدون آن دربیش از80 درصد مواقع نتایج بسیارخوبی به دنبال داشته است.

هشدار

سندرم دم اسبی( cauda equine )یکی از جدی ترین اشکال فشرده شدن طناب نخاعی محسوب می شودکه برای پیشگیری از آسیبهای دائمی نیازمند اقدمات فوری جراحی است . درصورتی که حس قسمتهایی ازبدن مانند لگن یا رانها که درشرایط طبیعی قابل حس هستند، ازبین رفته باشد، می تواند کنترل ادرار یا اجابت مزاج رابا مشکل مواجه نماید یا بایستی به اختلالات حسی و کاهش قوا درپاها توجه نمود.

****


منبع: مقاله "فشار برروی مهره ها درآسیب های نخاعی" -مترجم: مهندس عباس كاشي - (این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید) - انتشار : مركز ضايعات نخاعي جانبازان -آذر ماه 1388 - برگرفته از سایت : http://www.ehow.com

افرادنخاعی به دلایل مختلفی درآسایشگاهها اقامت می کنند .اما چهاردلیل عمده این مسئله ازاین قرارند:

1) آنان نمی توانند جای دیگری را پیداکنند که به خوبی آسایشگاهها مناسب سازی شده باشد.
2) آنان قادرنیستند درجاهای دیگر خدمات بهداشتی موردنیازخودرابطور قابل اعتماد تامین کنند.
3) آنان باید برای گذراندن دوره نقاهت بعدازاعمال جراحی به آسایشگاه منتقل شوند.
4) آنان ازجانب خانواده خودحمایتهای لازم راندارند که این مسئله باعث می شود هیچگاه آسایشگاه راترک نکنند.

البته آسایشگاه ها فقط برای افراد فقیر، بیمه نشده یا بی اطلاعی که دوره نقاهت خود راگذرانده اند، ساخته نشده اند.
دوو ماک(Devoe Mack) اولین نفرازافرادخانواده خودش بود که ازدانشگاه فارغ التحصیل شد. درسال 1993 زمانی که ماک دربخش تجاری فیلادلفیا کارمی کرد، نوجوانی که همسایه اوبود به قصدسرقت واردمنزل اوشد و بعدازخروج ازلای دربه اوتیراندازی کرد.درنتیجه ماک در40 سالگی به دلیل آسیب کامل نخاع ازناحیه C5 ، سه ماه  ونیم  درمرکزتوانبخشی توماس جفرسون سپری کرد.درآنجا علی رغم محدودیتهائی که دردستهای اووجودداشت به استفاده ازویلچردستی تشویق شده بود.طلاق و تنهائی ونداشتن جا باعث شد که ترخیص اوبا مشکل مواجه شود،به همین دلیل بهترین گزینه اواین بودکه به ممفیس(Memphis) یعنی جائی که مادرش زندگی می کرد،برگردد.
اومی گوید:"وقتی من به ممفیس رسیدم هیچکس را نمی شناختم به همین دلیل ابتدا اقامت خودرا دریکی ازآسایشگاهها بصورت هفت روزهفته شروع کردم ،ولی کم کم مدت اقامت مرا ابتدا به 5 روز وسپس به سه روزدرهفته تقلیل دادند.وقتی مادرم درسن 97 سالگی فوت کرد،برادرم خانه اورادراختیارگرفت و من با اووهمسرش زندگی کردم.بطورکلی زندگی جالبی نداشتم.مجبوربودم هرجائی که می خواستم بروم به برادرم متکی باشم .موقعی که بیرون می رفتم جای زیادی وجودنداشت که قابل دسترس من باشد. به فکرم نمی رسید که درآن منطقه حتی یک جای عمومی مناسب برای افرادناتوان وجودداشته باشد.من منزوی شده بودم وفکرمی کردم تنها فردمعلول منفیس هستم . بیشتروقتم را درخانه می گذراندم ویک جوراحساس خجالت داشتم ودلم نمی خواستم مردم مراروی ویلچرببینند".

رفته رفته برنامه مراقبتهای بهداشتی ماک درمنزل به هم خوردواعتمادخودراازدست داد وبه تدریج ویزیتهای موردنیازش ازسه چهاربار درروزبه دوویزیت تقلیل یافت و کم کم به دوباردرهفته رسید.سرانجام وضع اوطوری شدکه درآگوست 2003 به آسایشگاه ممفیس انتقال یافت.

مبارزه ای دشوار


افرادآسایشگاهها برای بازیافتن استقلال خود با مبارزه ای دشوارمواجه هستند.پی بردن به قابلیت دسترسی وامکانات مناسب آسایشگاهها به مثابه یک قوطی پر از کرم است که اندازه آن به حدی بزرگ است که می تواندنیازقایق یک مرد ماهیگیر رابه خوبی برآورده سازد. بسیاری ازافرادتا قبل از معلولیت ونیاز خود چیزی ازمراکز زندگی مستقل نشنیده اند،و تعدادکمی ازآنها از جزئیات آسایشگاهها یا برنامه های کمکی مراقبتهای شخصی اطلاع دارند.


بسیاری ازافراد ناتوان هرروزازاعضای خانواده ومراقبین شخصی خودکمک می گیرند،ولی هیچ خانواده ای نمی تواند دقت، وقت، امکانات ومهارتهای لازم را برای ارائه مراقبتهای بهداشتی درمنزل داشته باشد.


بیمه ها نیزسیاستگذاریهای قابل توجهی برای حمایت ازچنین خدماتی نکرده اندواکثریت قریب به اتفاق بودجه های عمومی نیز به شکل بسیارناچیزی به صنعت آسایشگاهها تخصیص می یابد، بطوری که مثلا" 98 درصد تمام بودجه ایالت تن نسی (Tennessee) تنها برای برنامه های مراقبتی طولانی مدت دریافت می شود.پرداخت هزینه ها نیزبرای اکثرافرادمقدورنیست.


ارائه دهندگان مراقبتهای بهداشتی به خصوص کسانی که درکارباافرادنخاعی دارای تجربه کمی هستند،همگی درارائه یک محیط مناسب و کنترل شده ازجنبه ایمنی، بطورمکرردچاراشتباه می شوند. درگذشته امکانات آسایشگاهها تنها محدودبه تسهیلات پرستاری بود، اگرهم توانبخشی های بعدازجراحی راشامل می شد، خیلی از افراد به لحاظ جسمی وروحی بیش ازاندازه به کارکنان وخدمات وابسته می شدند. بنظرمی رسد سیاستگذاران این خدمات نیز این نگرش را دارندکه غالب " افراد مذکور" نیازبه کمک دارند.چالشی که کارکنان مراکززندگی مستقل باآن مواجه اند، این است که سیاستگذاران ومتخصصین مراقبتهای بهداشتی را همانند سایرافرادمتقاعدکنند.

راه آهن زیرزمینی

وقتی که دووماک ، 10 سال بعدازجراحت حاصل ازاصابت گلوله واردآسایشگاه شد، سعی کردامیدش راازدست ندهد،ولی واقعا"مشکل بود.اومی گوید:" آنجا به نظرم ترسناک بودواحساس می کردم ممکن است برای همیشه درآنجا ماندنی شوم. .تنهاچیزمثبتی که می دیدم،بودن درکنارسایرافرادناتوان بود، به همین دلیل خیلی احساس انزوانمی کردم.اما هیچ فکری هم برای امکان خروج خود ازآنجا نداشتم ".
ماک خوش شانس بودکه یکی ازدوستان قدیمی دوره دبیرستان که ازممفیس بازدیدمی کرد از حادثه ای که برای ماک رخ داده بودآگاه شدوبرای دیدن اوبه منزلش رفت."اوبه من گفت :می خواهد مرا ازآنجا بیرون ببرد.اوباجستجودرشبکه اینترنت مرکززندگی مستقل ممفیس (MCIL) راپیداکردومن هم تصمیم گرفتم برای بررسی آنجا بااو همراه شوم.اصلا" درذهن خودفکرنمی کردم که افرادمعلول هم بتوانند کار کنند و دارای نگرشی خوبی باشند و باعث تغییرات شوند".


موقعی که ماک به MCIL رسید،دیدکه تمام افرادناتوانی که آنجاحضورداشتنددرحال کار هستند و فعالیتهای خوبی انجام می دادند.او می گوید:"خیلی تعجب آور بود!. من به کارکردن رسیده بودم، اما نمی توانستم جائی را برای زندگی پیدا کنم". چرا که درکل منطقه ممفیس فقط 24 واحد مناسب سازی شده وجودداشت.

ماک می گوید:"پس ازآن شخصی به نام Darrell از Denver به MCIL آمدودرباره "مترو" و اینکه به چه صورت می توانم به مراقبتهای ضروری موردنیازم دست پیداکنم و همچنین نحوه زندگی در Denver بامن صحبت کرد.من همیشه یک فردماجراجو بودم وفکرکردم که درسن 50 سالگی چه چیزی برای ازدست دادن دارم؟ به همین دلیل برای انجام آن مجبور بودم هر کاری را که می توانم شروع کنم.

رندی آلکساندر درMCIL ماک را راهنمائی کردتاازطریق فرایند ارتباط با سازمان تامین اجتماعی و Medicaid (بیمه بهداشت مستمندان آمریکا) آنها را ازاقدام قریب الوقوع خود آگاه کنم.همچنین اوماک راباشخصی بنام Barry Rosenberg که یک دفتر آسایشگاه بهداشتی رادرDenver دائرکرده بود،آشناکرد.

ماک می گوید:"باری به من گفت که تازمانی که Medicaid درکلورادو (Colorado) من را تحت پوشش قراردهد، دراکثرچیزها از جمله محل اقامت ،تهیه خوراک و پوشاک من کمک خواهدکرد.مرکززندگی مستقل ممفیس هم اعلام کردکه آنها پول بلیط هواپیمای من راپرداخت خواهندکرد،پول غذای من رامی دهندو دویست دلارهم برای اقلام متفرقه پرداخت می نمایند. وهمه این چیزها هم واقعا" اتفاق افتاد." ولی درست قبل از حرکت ، ماک کمی نگران شدکه آیا این موضوع همه چیز راحل خواهدکرد یا اینکه فقط نوعی دل خوشکنی است. او می گوید:"بنظرمی رسیدتحقق آنها خیلی خوب باشد.ولی Darrel دوباره به من اطمینان داد،به همین دلیل، من هم ادامه دادم".


درفرودگاه دوستی ازلارامی (Laramie )  نیزاوراملاقات کردو آنها به مقصدیکی از آپارتمانهای روزنبرگ که درآن یک پرستار  و  یک CNA درانتظارآنان بودند،یک تاکسی گرفتند. اومی گوید:" روزبعد موقعی که بیدارشدم، یک نفر درآنجاحضورداشت تا در مورد مراقبتهای من کمک کند. همه چیز خیلی مرتب وسازمان یافته بود.مراقبت عالی بود وافرادهرموقع که فکرش رابکنید،سروقت حاضرمی شدند.آنجا برای من تازگی داشت و مهیج بود و چیزی وجودنداشت که ازآن بترسم".


هم اکنون آپارتمان مک یکی از 12 آپارتمانی است که روزنبرگ در اختیار داشته و به مراجعین خود که مراقبین شخصی آنان مشترک هستند، اجاره می دهد. مک روزی سه بار و مجموعاً 4 ساعت کمک پزشکی موردنیازش را دریافت می کند.
او می گوید، «من دارم زندگی می کنم، نه این که فقط باشم. حالا نگرش من به زندگی خیلی بهتر شده، دانشکده می روم، چند دوست و یک ون دارم. بخشی از زندگی دستیابی به این حس است که بتوانی سهمی در انجام کاری داشته باشی و من امیدوارم به زودی کار پیدا کنم.» درحال حاضر او در صدد اعاده ارزش هایی است که برای او اهمیت دارند.


او معتقد است، «من نباید برای زندگی ناچار به ترک زادگاه و خانواده خود می شدم. گرایش های فکری در تنسی با این جا متفاوت است. تفاوت نژادی همیشه یک عامل به شمار آمده، اما در آنجا، ناتوانی و مسائل مالی حرف آخر را می زدند. مردم می گویند قابل دسترس ساختن همه چیز هزینه بسیار زیادی برمی دارد. برای همین باید جاهای بیشتری مانند اینجا وجود داشته باشند. من از بابت وجود افرادی مانند باری، رندی ومرکززندگی مستقل ممفیس(MCIL) خدا را شکر می کنم. آنها همگی در تلاش هستند تا این سیستم فعال باشد.»

مبارزین راه آزادی مراکز CIL

راه آهن زیرزمینی تنسی به کلرادودرواقع روش جدیدی از سیستم محسوب می شد که درحقیقت امکان فرار از اسارت را تسهیل نمود. ریشه آن به اوایل دهه 1990 بازمی گردد، یعنی زمانی که در آن کارکنان MCIL، مستأصل از نبود خدمات در تنسی به کارکنان CIL در کلرادومتوصل شدند ،چراکه مردم به واقع می توانستند روی مراقبت های خانگی آنان که قابل اطمینان بوده وپشتوانه مالی داشتند حساب کنند. در این همکاری مشترک، طرفداران مرکزممفیس و مرکز آتلانتیس در دنور به شخصی به نام لاتونیا ریوز(Latonya Reeves ) که مبتلا به فلج مغزی ونابینا است،کمک کردند تا اولین مسافر این خط آهن زیرزمینی گردد.


ریوزمی گویدبه یاددارم که: «من با پدر و مادر خود زندگی می کردم، آنها دیگر نمی توانستند حمایتی را که من نیاز دارم تأمین کنند. نمی توانستم مراقبت های روزانه لازم را دریافت کنم، بنابراین به این فکر می کردم که شاید لازم باشد به آسایشگاه بازگردم. این همان زمانی بود که با MCIL تماس گرفتم.در اثر فعالیت هایADAPT با افرادی در دنوور آشنا بودم ،به همین دلیل شرایط آنجا برایم آن قدرها ترسناک نبود. مؤسس ADAPT ( یعنی وید بلنک) من را در فرودگاه دید و ازآن به بعد برای آتلانتیس در دنور کار کردم.در حال حاضر وظایف اصلی ریوز شامل انتقال افراد به خارج از آسایشگاه ها می شود.

جیمز چاپمن(James Chapman) فروشگاه کوچک و در عین حال موفقی را اداره می کرد و با افرادی در شهر دنور واقع درایالت کلرادو و یک شرکت بزرگ حمل و نقل عمومی قرارداد داشت. وی در سن 39 سالگی در پی سقوطی وحشتناک از پله ها دچار شکستگی در ناحیه پشت گردید؛ بعد از 30 روز استراحت در بیمارستان دنور به جز آموزشهای مربوط به جابجایی ها هیچ نوع کمک توانبخشی دریافت نکرده و به خانه فرستاده شد.


« نماینده امور بیماران بیمارستان باستفاده از بیمه بهداشتی وکنترل آدرس منزل من و بعد از تسویه حساب به من گفت می توانم ترخیص شوم. هرچند برای ورود به خانه باید از 5 پله بالامی رفتم ، هیچ اطلاعی هم درباره نحوه کنترل ادرار و مدفوع خود نداشتم. می دانستم که قرارداد بزرگی با مسئولین اینوسکوفیلد (جایی برای رام کردن اسبها ) دارم .به همین دلیل باید به سرکار خود بازمی گشتم.»
در حالی که سوار بر ATV ( یک نوع خودرو) در اطراف محل کار خود دور می زد،خیلی سریع یک زخم فشاری درپوست اوایجادشد و وی را دوباره به بیمارستان فرستاد تا تحت عمل جراحی قرار گیرد.اما پس از درمان، دیگر جایی برای رفتن نداشت؛ بیمارستان نیز او راترخیص و به یک آسایشگاه محلی فرستاد. تنها در عرض کمترازشش ماه، او سلامتی، همسر، خانه و شغلش را از دست داد.


اومی گوید:«اولین چیزی که از پرسنل آسایشگاه شنیدم این بود که چطور چنین چیزی اتفاق افتاد واگر می خواهم سلامتی خود را حفظ کنم، باید همانجا بمانم. اما کارکنان آنجا اطلاع چندانی درباره ضایعه نخاعی نداشتند و در تمیز نگهداشتن محل جراحی من نیز ضعیف عمل می کردند.بنابراین آسایشگاه جایی نبود که برای جوانی مانند من محیط دوستانه ای به نظر برسد؛ ازطرفی ارتباط زیادی هم با محیط بیرون نداشتم. در هر اتاق دو نفر به سر می بردند و تنها یک پرده بین آنان قرار داشت ؛ به همین دلیل برای دید و بازدیدهای خانوادگی مکان راحتی به شمار نمی آمد. فرصتی برای خلوت کردن با همسرم و بازی با بچه ها نداشتم. اتاق ها تا حدی شبیه به زندان بودند و من مرتب دعامی کردم کسی به من کمک کند تا از آنجا خلاصی یابم. زندگی در آنجا سبب می شود ناگزیر به همانجا قانع شوید، زیرا آنها بیشتر سهم بیمه شما را مصادره می کنند».


با ادامه زندگی در آسایشگاه، وضعیت چاپمن می توانست از این هم بدتر بشود. این محل در دنور واقع شده بود، متوسط سن ساکنین خانه سالمندان 50 سال بود. بسیاری از آنها به امید بهبودی از سکته، سل، بیماری های قلبی و یا مشکلات بهداشت روحی وروانی به آنجا مراجعه می کردند. اما زمانی که در این محیط قرار می گرفتند، کم کم خانواده هایشان آنها را ترک می کردند. بقیه نیز در مدتی که برای درمان آنجا می ماندند، خانه و زندگی خود را از دست می دادند.


چاپمن می گوید، «هیچ کس تاکنون در آنجا درباره حق انتخاب من  و در باره CIL یا مؤسسه های نیکوکاری خصوصی چیزی به من نگفته بود. من به فکر کردن درباره یافتن راهی برای خروج از آنجا ادامه دادم. اما اگر اتفاقی با بیل برخورد نمی کردم، شاید هنوز همانجا باقی می ماندم».
بیل باس در مرکز زندگی مستقل معلولین دردنور مشغول بود و در این راستا به آسایشگاهی که چاپمن در آنجا بود، نیز کمک می نمود. آن دو در روزهای فعالیت باس در محل کار چاپمن با هم آشنا شده و بلافاصله کار با هم را برای پیداکردن خانه، بن غذا و کمک هایی برای دریافت خدمات رفاهی و اجاره مسکن شروع کردند. باس او را با سازمان های خیریه محلی و مراکزتامین غذا آشنا کرده و امکان ارجاع چاپمن را به بیمارستان کریگ برای شرکت در کلاس های توانبخشی در سطح بین المللی: آموزش اجابت مزاج ودفع ادرار، مهارت استفاده از ویلچر، تفریح درمانی، آموزش رانندگی و همه مهارت هایی که برای فردی در شرایط او ضرورت دارد، فراهم نمود.


نه ماه بعد، چاپمن به آپارتمان قابل دسترس دوخوابه تحت پوشش قانون بخش 8 (عدم امکان اقامت به دلیل مشکلات جسمی یا روانی) نقل مکان و زندگی مستقل خود را آغاز کرد.
«اول کار حالت بچه ای را داشتم که از آغوش مادر جدا شده است. هرگز بیش از نصف روز از آسایشگاه دور نبودم، بنابراین همه چیز نیاز به تطابق داشت. هنوز از نظر غلبه بر موانع به خود مطمئن نبودم، نمی دانستم چه کارهایی، مانند بازی با بچه ها، رفتن به هوای آزاد و امثال آن را می توان انجام داد.»


در طی پنج سال بعد، چاپمن به شرایط خود خو کرده و راه انجام هرکدام از این کارها را آموخت و زندگی وی کم کم ترقی کرد. او در حال حاضر به صورت داوطلب با چند مؤسسه مخصوص جوانان همکاری داشته و در هیئت مدیره مرکز زندگی خدمت می کند. او توانسته قیمومت پسر 11 ساله خود را به دست آورده و غالباً با دختر 16 ساله اش دیدار می کند. او با مؤسسه توانبخشی وُک، در جهت خوداشتغالی و فروش لوازم ویلچر، همکاری داشته و خود را به عنوان مشاور ADA در زمینه امور مناسب سازی ، به بازار معرفی می کند. در همین اثنا نیز با ساخت دکمه، استیکر و تی شرت سفارشی با عنوان "The Button Man" SSI را تغذیه می کند.

رایان لوزن مور(Ryan Loosemore) در سن 16 سالگی در حادثه دوچرخه سواری BMX در هارتفورد واقع در ایالت کنكتیکوت آمریکا دچار شکستگی گردن گردید. پس از ماه ها درمان دقیق و انجام اقدامات مورد نیاز در زمینه توانبخشی – با ضایعه C1-3 با سطح عملکرد C5 - آماده ترخیص گردید. تنها یک مسئله وجود داشت: خانه والدین وی کاملاً غیرقابل دسترس بوده و اقامت در آسایشگاه تنها گزینه ای بود که برای وی وجود داشت.


او آنجا را این طور به یاد می آورد، «چیزی حدود 100 نفر آنجا بودند، بیشتر آنها افراد مسن و پیری بودند که به دلیل ناراحتی هایی مانند دیابت، حمله قلبی، و اعتیاد به مواد مخدر نیاز به مراقبت داشتند و از بعضی از آنها مشکلات کلیوی داشتند و بیشتر آنها از ویلچر استفاده می کردند. تنها تخت آزاد در قسمت تهویه وجود داشت، بنابراین آنها مرا در این بخش قرار دادند. من تنها جوان آن جمع بودم.»
در آنجا خدمات توانبخشی چندانی ارائه نمی شد، آنها خیلی زود از پیشرفت لوزن مور دلسرد شده و گفتند که وضعیت او به گونه ای است که یادگیری انجام هر حرکت برای او مدت ها به طول خواهد انجامید. در آنجا هیچ فعالیت سازماندهی شده ای در اختیار قرار نمی گرفت، حتی در اتاق ها هم تلفن برای برقراری ارتباط با جهان خارج وجود نداشت.


لوزن مور موظف بود تماس های خود را از اتاق مدیر آسایشگاه گرفته و به این ترتیب هم محدودیت زمانی برای صحبت وجود داشت و هم امکان زدن حرف های محرمانه وجود نداشت. او که بسیار افسرده شده و نمی توانست کاری انجام بدهد، ماه ها در تخت خود ماند. وقتی بالاخره توانست از جای خود بلند شود، تنها کاری که می توانست انجام دهد تماشای تلویزیون یا شرکت در بازی های ویدئویی بود.


«همه چیز برای من مانند یک شوک بزرگ بود؛ درآن زمان من 17 سال داشتم و در آسایشگاه دور از خانواده و همه کسانی که دوستشان داشتم بسرمی بردم.وخیلی احساس تنهائی می کردم.»


بالاخره لوزن مور روزی را به یاد می آورد که در هنگام دریافت درمان های توانبخشی با یکی از افراد محلی CIL به نام ریک فامیگلتی( Rick Famiglietti )ملاقات کرد. فامیگلتی به لوزن گفته بود که او می تواند زندگی مستقلی راشروع کند.این همان موضوعی بود که کارکنان آسایشگاه علیرغم درخواست های مکرر او هرگز با وی در میان نگذاشته بودند. وقتی او 18 ساله شد، از طرف دبیرستان لوزن مور با فامیگلتی تماس گرفته شد. بعد نماینده CIL در آسایشگاه جلسه ای را با لوزن مور تشکیل دادکه پس ازآن او با یک بغل پر از تکالیف محوله از جلسه بیرون آمد.
«در آسایشگاه هیچ اطلاعاتی درباره خروج از آنجا یا زندگی مستقل داده نمی شد. آنها از این که من مرتباً درباره امکان بیرون آمدن از آنجا سؤال می کردم، خوششان نمی آمد. یکی از مسئولین تهدید کرد که در صورت ادامه این وضع مرا به هیئت رسیدگی معرفی خواهدکرد تاتوسط روان پزشک معاینه شوم. اوبطور جدی به من گفت که اگر به سؤال کردن در باره امکان بیرون رفتن ادامه دهم، تمام حق و حقوقم سلب خواهد شد.»
او خیلی زود فهمید که رسیدن به استقلال با منحنی پر فرازو نشیب یادگیری ها ، اطمینان از انجام صحیح SSI و بیمه بهداشتی مناسب، پیدا کردن خانه، دسترسی به خدمات و تلفن، اعلام انصراف از کمک های مراقبتی و بعد تعیین مراقبین شخصی بدست می آید. در طول این مدت، لوزن مور دوره دوساله دبیرستان خود را بطورکامل گذراند و سپس شروع به گذراندن دوره دانشگاهی نمود.
فامیگلتی ماجرا را این گونه به یاد می آورد:" داستان او بسیار جالب توجه است ، زیرااو باوجوداینکه یک فردکوادری پلژی C5 است برای انجام بسیاری از کارهایش به کمک نیاز دارد".


در کل لوزن مور تقریباً سه سال را در آسایشگاه گذراند. او انتقال وضعیت خود را امری خوشایند و در عین حال ساده معرفی می کند.
«من تنها زندگی می کنم، شرایطم در حال حاضر خیلی شبیه آن چیزی است که انتظارش را داشتم، بیش از هرچیز می توان آن را یک اقدام عاقلانه نامید. حالا از این که آرامش و سکوت دارم و این که هیچ یک از افرادی که آنها را می بینم در شرایط من نیستند، احساس خوبی دارم. افرادی که در مراقبت های فردی به من کمک می کنند ، روزی سه بار نزد من می آیند تا در بیرون آمدن از تخت یا خوابیدن، لباس پوشیدن و خوردن غذا به من کمک کنند. مسئولین توانبخشی ون مرا اصلاح کردند و گاهی اوقات دوستانم مرا با ماشین به اطراف می برند. بیشتر اوقات یا در مدرسه هستم (سه کلاس در مدرسه نزدیک محل سکونتم دارم) یا وقتم را با دوستانم می گذرانم. آزادی و در عین حال مسئولیتم بیشتر شده و اوضاعم خوب است.»


مایک تیلور(Mike Taylor) پسری است که عکس او به عنوان نمونه ای از اشتباهاتی که در زمینه توانبخشی و مراقبت های بهداشتی برای افراد در آمریکا رخ می دهد، در تبلیغات آمده است. تیلوریک کاسب بیمه نشده بود که به علت شکستگی کمرش در سال 2004 ماه ها در یک بیمارستان عمومی بستری شد. او دردوران بستری خودکمک توانبخشی چندانی دریافت نکرد و بدون هیچ آموزشی حتی اصول مراقبتهای فردی مانند کنترل ادرار و مدفوع، از بیمارستان مرخص شد. جراحت های پوستی که در بیمارستان پیدا کرده بود، به سرعت روبه وخامت گذاشت و ظرف چند هفته مجددا" او را برای جراحی روانه بیمارستان کرد.


با وجوداینکه زخم هایش درمان شدند، اما باز هم آموزش های چندانی به اوداده نشد و تقریباً برای هر کار خود به کمک نیازداشت. اما تقریبا" تنها جایی که او می توانست کمکهای مراقبتی موردنیازش رابااطمینان دریافت کند ،آسایشگاهی درایالت تنسی بود. برای همین او را به این محل انتقال دادند.


«وقتی به آنجا واردمی شوید، بایدازبرنامه ای یکنواخت تبعیت کنی، گرفتن اطلاعات کار دشواری است مگر آن که کسی را پیدا کنی که اطلاعاتی در اختیار دارد. اگر وسایلت گم شوند، کسی کاری برای تو انجام نخواهد داد. من هیچ چیزی درباره خروج از آنجا نمی دانستم و بالاخره فهمیدم باید به ماندن در آنجا عادت کنم.»


مطمئناً پرسنل آسایشگاه به سؤالاتی در باره به دست آوردن استقلال پاسخ می دادند.
«آنها ابداً به شما هیچ چیز نمی گویند و همه چیز را به خانواده محول می سازند. کمک گرفتن ازا فراد خیر هم تأثیری خیلی زیادی ندارد. اما شانس با من یار بود. من فرد دیگری به نام دیو(Devoe) را آنجا دیدم که در باره رندی الکساندر و مرکزممفیس با من صحبت کرد. من به آنجا رفتم و برای خروج از آسایشگاه ثبت نام کردم.


تایلور با فهرستی بلند بالائی از تکالیف محوله به آسایشگاه بازگشت. او ابتدا با کارهای پایه ای مانند مدارک شناسایی معتبر، گواهی تولد، کارت تأمین اجتماعی و فرم درخواست کار شروع کرد. از این جا به بعد،کار او شامل به دست آوردن SSI، بیمه بهداشتی، درخواست بن غذا، آموزش حمل و نقل عمومی، درخواست مسکن، کسب اطلاعات درباره خدمات و تمام موارد دیگری که در فهرست آمده بود، می گردید. تحت بهترین شرایط نیز این روال طاقت فرسا بود.


اما انجام این کارها ، ماندن درآسایشگاه را هم بدتر می کرد. در همین اثنا، به دلیل عدم رعایت بهداشت در مراقبت هایی که از او می شد، به علت ابتلابه آسیب پوستی دوباره به بیمارستان فرستاده شد.


تیلور می گوید، «در بیمارستان سعی کردند بعد از 10 روز و تحت این عنوان که برای آنها دردسر سازهستم،مرا ترخیص کنند.اما آنها نتوانستند آسایشگاه دیگری پیدا نمایند و برای همین می خواستند مرا به ایالت دیگری بفرستند. با رندی تماس گرفتم و بعد تمام مرکز با ویلچر در آنجا حاضر شده و راه ها را بستند. بعدهم با رسانه های خبری تماس گرفتندتا به من کمک کنند که بتوانم برای اقامت در نزدیکی خانه خود مبارزه کنم.»

بالاخره تیلور به دومین آسایشگاه که در فاصله حدوداً 320 کیلومتری خانه او و در نزدیکی ناشویل (Nashville) قرارداشت فرستاده شد. مراحل انتقال در حال انجام بود اما تیلور 9 ماه دیگر را در ساختمان دوم گذراند . بیشتر این مدت هم صرف انتظار برای پیدا کردن یک خانه مناسب سازی شده و انجام تکالیفی گردید که بر عهده او محول شده بود. بالاخره بعد از گذشت بیش ازدوسال و نیم در آسایشگاه ها، تیلور در اواخر پاییز از این مرکز خارج شد،تا دراین زمان در ممفیس زندگی کرده و روی پای خود بایستد.

 
اما این آزادی با پرداخت بهایی همراه شد. او می گوید: «خیلی ترسناک بود. من واقعاً به کارکنان آسایشگاه متکی بودم و چند ماه هیچ کمکی نداشتم. برای حرکت، استفاده از مبلمان و اسباب و اثاثیه کمک لازم داشتم. در این شرایط تنها مرکز است که می تواند کاری برای شما انجام دهد. شما نمی توانید همیشه برای هر کاری از اعضای خانواده خودکمک بگیرید، در غیر این صورت سردرگم خواهید شد که آیا می توانید از عهده این کار برآئید یا خیر. جراحت های پوست بدن من هم مزمن شده بودند و برای مراقبت از آنها به کمک احتیاج داشتم. من شرایط پنج مرکز بهداشتی را مورد بررسی قرار دادم، زیرا می خواهندوقتی افرادی را به آنجا می فرستند کاملاً به آنها متکی شوند و بگذارندکه آنها زندگی آنان را اداره کنند. برای پیدا کردن پزشکانی که داروهای مورد نیاز مرا تجویز کنند،یعنی پزشکانی که روش های مراقبتی مرکزتننسی را قبول داشته باشند، نیز به مشکل برخوردم.»


او در این باره می گوید، «وقتی در چنین جاهایی زندگی می کنید، شرایط شما کم از زندان ندارد. اما حداقل در زندان امکان دریافت کمک های قانونی آسانتر است. در آسایشگاه نه پولی به تو تعلق می گیرد، نه یاد می گیری چگونه روی ویلچر از خودت بهترمراقبت کنی، نه در برابر دزدیده شدن وسایل و اثاثیه ات از تو محافظت می شود، نه هیچ راهی برای اطلاع از نحوه رهایی از این شرایط و خروج از آنجا داری، مگر این که کسی را پیداکنی که چیزی در این باره می داند. رندی همه چیز را در این باره می داند.»


مانند بسیاری که از به دست آوردن آزادی خود قدردان و سپاسگزار هستند، اکنون تیلور داوطلبانه برای مرکززندگی مستقل ممفیس فعالیت می کند و می گوید، «جای خوبی است. روی پای خود ایستادن کار سختی است اما ترجیح می دهم بمیرم و دیگر به آسایشگاه معلولین باز نگردم.»

قهرمانان راه آهن زیرزمینی


قهرمانان واقعی آنهایی هستند که در مراکززندگی معلولین خدمت کرده و وقت و انرژی خود را صرف آزادسازی افراد از آسایشگاه های معلولین نموده و سبب می شوند رأی دادگاه عالی مبنی بر «زندگی در بهترین شرایط ممکن» تحقق یابد. رندی الکساندر، ریک فامیگلتی، و بیل باس همگی از برنامه مشابهی برای کمک رسانی استفاده می کنند. هریک از آنها مراجعین خود را بایک فهرست کلی فرایند انجام کار راهنمایی می کنند که گستره آن ازیک فهرست بازبینی دو صفحه ای تا یک راهنمای هشت صفحه ای و دستورالعمل 32 صفحه ای که دوران تکمیلی خود راطی می کند، متفاوت است.


برنامه کمک رسانی غالباً ترکیبی از آگهی ها ، آموزش ضمن خدمت، ارجاع، اطلاع رسانی شفاهی، الصاق اطلاعیه در بیرون آسایشگاه ها، و توزیع کارت های راهنمای زرد رنگی که در آنها اطلاعات مختصر اما ارزشمندی در باره نحوه تغییروجودداردراشامل می شود.


الکساندر با لبخند می گوید: «وقتی با فردی در آسایشگاه کار می کنیم، سعی می کنیم خیلی بلند با او حرف بزنیم، به این ترتیب دیگران هم صدا و حرف های ما را خواهند شنید. بعضی اوقات مددکار آسایشگاه به ما ارجاع می کند، زیرا آنها می خواهند از دست افراد بداخلاق راحت شوند.»


این روال همیشه ساده نبوده و مقاومت از سوی پرسنل آسایشگاه که می خواهند از ممر درآمد خود محافظت کنند، امری کاملاً رایج است. همه اینها به مددکار آسایشگاه بستگی دارد. بعضی از آنها برخوردی خصمانه داشته، بعضی کاری به کار ما ندارند و به ما اجازه می دهند اطلاعات لازم را بگیریم، بعضی دیگر نیز خیلی کمک کرده و از ما حمایت می کنند.»


وقتی مبارزان آزادی افراد مورد نظر خود را یافتند، یک خودارزیابی کلی از فرد علاقمند انجام می دهند. فامیگلتی، که در وست هاون کنتیکوت کار می کند، کار خود را این گونه توضیح می دهد، «ما کار خود را با خودارزیابی افراد آغاز می کنیم، هدف درگیر کردن افراد است، و ایجاد تفکر صحیح درباره مواردی مانند سیستم حمایتی آنها، منابع و نوع کمکی که می توانند از ADL ها دریافت دارند، و نظارت بر کمک های پزشکی که به آن نیاز دارند.»


بعد از ارزشیابی، نوبت به کارهای پایه ای مانند گواهی تولد، کارت شناسایی عکس دار، کارت تأمین اجتماعی، معرفی نامه مدیر آسایشگاه (موجر)، تحقیق در باره دامنه ناتوانی، تحقیق درباره درآمد، سابقه اعتباری، شاید سابقه جنایی یا امثال آن می رسد. نه تنها در رابطه با کارهای دفتری، بلکه در کل روند انجام کار وجود کارکنان CIL ایجاب می شود تا در تمام مراحل مشاوره های لازم انجام گیرد.


بیل باس یکی از پرسنل فعال در مرکز ناتوانی دنور برای زندگی مستقل می گوید، «ما باید به مردم کمک کنیم تا بر ترس خود فائق آیند، به آنها کمک کنیم تا از قفس آسایشگاه خارج شوند. بعضی اوقات باید به آنها کمک کرد تا بفهمند زندگی روی پای خودشان کارساده ای نخواهد بود. همه افراد نمی دانند که چگونه بایداولویت بندی های خود را تعیین نموده، کارهایی مانند خرید، پخت و پز را کرده، و به تفریحات شخصی برسند یا حتی امور مربوط به بهداشت فردی خود را انجام دهند.»


بیشتر مسئولیت این وظایف بر دوش مراجعه کننده بوده و کارکنان CIL برای پشتیبانی، ارائه رهنمود و تشویق کنار آنها هستند.

آماده سازی

بعد از خاتمه کارهای مقدماتی، قسمت سخت و دشوار کار آغاز می گردد- پیدا کردن مسکن ، تأمین بن غذا، بیمه پزشکی و سایرخدمات اجتماعی. این قسمت هم چنین شامل تأمین خدمات کمک های فردی، آموزش درباره حمل و نقل عمومی، جستجو برای فعالیت های تفریحی مانند دوستان، حمایت های همسالان، طبقه بندی زندگی مستقل درصورت نیاز و آغاز آن.


در تمام جهان، پیدا کردن مسکن را می توان بزرگترین چالش دانست. دنور غالباً فهرست انتظاری پنج ساله را برای خانه هایی که یارانه دریافت می کنند، دارد. در بیشتر جاهای کشور وضع از این بهتر نیست. پیدا کردن کمک های قابل اطمینان شخصی نیز برای افرادی که از موجودی پرداخت می کنند، مشکل بزرگی است- همین وضع در مورد افرادی که به کمک های پزشکی متکی هستند، نیز صدق می کند.


به عنوان رویکردهای واقعی انتقال، افراد باید از بابت داشتن همه آن چیزهایی که نیاز دارند، مانند مبلمان، ملافه، روبالشی، اسباب و اثاثیه آشپزخانه، وسایل پزشکی، خدمات و غیره اطمینان حاصل کنند. در مورد افرادی که سال ها در آسایشگاه ها زندگی کرده و مسئولیت مراقبت از این وسایل را بر عهده داشته اند، این سطح از مسئولیت می تواند فرد را دچار دلهره بنماید.
الکساندر می گوید، «برای این که هرچیزی سر جای خود باشد، از هرکاری مانند درخواست، قرض کردن، معامله کردن و امثال آن کوتاهی نمی کنیم، اما در این رابطه بیشتر به مبالغ و وسایل اهدا شده از سوی سازمان های مختلف متکی هستیم.»

پیگیری

تمام کارکنان افراد مورد نظر خود را چندین ماه بعد از انتقال تحت نظر دارند تا از بابت انطباق آنها با شرایط جدید اطمینان حاصل نموده و درصورت برخورد با مشکل، به آنها کمک کنند. هر قدر مدت اقامت در آسایشگاه ها بیشتر باشد، مشکلات پیش آمده بیشتر خواهد بود. بعضی از آنها دوش های آب سرد مکرر خود را به خاطر آورده و در رعایت بهداشت خود مشکل دارند؛ بقیه با مسائلی مانند مدیریت پول، تنظیم اولویت ها، به خاطر آوری مصرف دارو دست و پنجه نرم کرده و بعضی دیگر نمی توانند مراقبت های بهداشتی خود را در خانه انجام داده و یا سالم بمانند.


الکساندر می گوید، «بیشتر مسائل شبیه به مشکلاتی هستند که افراد در هنگام ترخیص از توانبخشی ها دارند، مسائلی مانند بهداشت، جابجایی، فعالیت های تفریحی، پیدا کردن فردی که مراقبت های پرستاری را انجام دهد، و مشکل انزوا.»


فامیلگیتی می گوید، «در هفته های اول، می توان هفته ای 10 تا 15 ساعت افراد مورد نظر را تحت کنترل قرار داد. این کار حداقل 6 ماه تمام تا زمانی که از بابت سلامت آنها اطمینان حاصل شود، ادامه می یابد. برای بعضی از افراد این کار ها بسیار دشوار به نظر می رسد، زیرا زندگی با امکانات آسایشگاهی آنها را بیش از اندازه متکی می کند.»

قهرمانان دیگر


غیرازتمامی قهرمانان این راه آهن زیرزمینی شاغل در CIL ها، قهرمانان دیگری نیزوجوددارند. باری روزنبرگ مانند سایر افرادی که به کمک بیماران و انتقال آنها از آسایشگاه ها برای یک زندگی مستقل متعهد هستند، اغلب بیش از شرح وظایف خود فعالیت دارند. شرکت پاسکوی او با راه آهن زیرزمینی ادغام شده است. او سالها با مراجعین مرکز بهداشت درزمینه مراقبتهای خانگی کار کرده و آنها با واژگانی مقدس از او یاد می کنند. او با مرکززندگی مستقل ممفیس همکاری داشته و باانتقال چیزی حدود 10 نفر از تنسی به کلرادو ،آنان را در رسیدن به زندگی مستقل یاری نموده است.
او می گوید، «معمولاً مشتری به ما تلفن می زند، و اغلب هم یکی از افراد مرکزممفیس در آن طرف خط با او است. MCIL بیشتر کارهای هماهنگی رادر بخش مربوط به خود انجام داده اما گاهی اوقات لازم است افراد ما به ممفیس پرواز کرده و درباره روال دسترسی به امتیازات توضیح داده و نیز نکاتی را راجع به مشکلات انتقال به این محل شرح دهند. ما بلافاصله درخواست بیمه های پزشکی مخصوص را ارائه می دهیم، چرا که گاه ماه ها طول می کشد تا همه چیز در جای خود قرار گیرد. تهیه مسکن همیشه مسئله است، بنابراین ما به افراد کمک مالی می دهیم ومعمولاً می توانیم با داروخانه محلی هماهنگ نموده و موافقت آنها را جهت در اختیار گذاشتن داروها تا زمان برقراری بیمه جلب کنیم.»
بعضی اوقات افراد در انطباق خود با شرایط جدید مشکل دارند. روزنبرگ می گوید، «بعضی نمی توانند نقدینگی خود را به خوبی مدیریت کنند.این افراد قادربه تهیه موارد جزئی خودهستند،اما نمی توانند وسایل اصلی و مورد نیاز خود را خریداری نمایند. آنها در دوره اقامت خود در آسایشگاه بعضی از مهارت های زندگی مستقل را از دست می دهند، ولی تنها یک مورد بوده که به دلیل عدم توانایی انطباق به تنسی بازگشته است. بقیه در این جا از عهده کارهای خود به خوبی برآمده اند و احساس رضایت و شادمانی دارند».

****

منبع:مقاله "فرارازآسایشگاه" تهیه شده از: Richard Holicky -- مترجم: مهندس عباس كاشي - (این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید) - انتشار : مركز ضايعات نخاعي جانبازان - شهریور ماه 1388 - برگرفته از سایت: http://www.newmobility.com


درهر جامعه ای، افرادمبتلا به ضایعه نخاعی ، هنگام زندگی درمحیط های مسکونی خود ازلحاظ بدنی ، بهداشت روانی وایمنی با گستره ای از خطرات مواجه هستند. ازجمله این خطرات می توان به موارد زیراشاره کرد:

- خطر افزایش عوارض وبروزمشکلات فوریتی به دلیل وضعیت بدنی خاصی که دارند.
- وجود مشکلات ایمنی درمحیط منزل
- عدم وجود امکانات وتجهیزات کافی ومناسب جهت استفاده فرد
- رفتارهای نادرست اعضای خانواده ، نزدیکان یا سایرمراقبین
- نادیده گرفتن نیازهای مراقبتی ، خدمات یا کمک های ضروری
- بروز بیماریهای بدنی و روحی که قابل درمان نیستند.

بسیاری ازاین خطرات را می توان با مراقبت صحیح وایجاد محیطی ایمن ویکسری اقدامات عملی به حداقل رسانده یا ازبین برد.

خطرات ایمنی درمنزل


به عنوان یک مراقب شخصی ، یکی از موضوعات مهم این است که با موقعیت های خطری که امکان دارد بیمارباآن مواجه شود ، بطور مناسبی برخوردکنیم . اگرمتوجه شوید بیماری که تحت مراقبت شما است درموقعیتی قراردارد که با یک خطرمهم مواجه است ، بایستی فوری آن را گزارش کنید . دراین موارد معمولا" لزومی ندارد که شما به طورمستقیم دخالت کنید ، چراکه این کار ممکن است برای شما هم ایجادخطرکند یا حتی این امکان وجودداردکه باعث آسیب بیشتر به بیمارتان گردد.

از سیاست ها وروش های کاری سازمان خودمطلع باشید تا بتوانیدبا این نوع موقعیتها به نحو مناسبی برخورد کنید. ممکن است متوجه نباشید که کل وضعیت خطرناک ایجادشده ، به دلیل محدودبودن ارتباط شما با بیمار، ایجاد شده باشد .اما اگرفکرمی کنیددرموقعیتی قراردارید که امکان فشار یا بدرفتاری وجودداشته باشد ، با سرپرست خود درباره نحوه اقدامات موردنیازمشورت نمائید.
 

سهل انگاری و کارکرد نادرست


معمولا" افرادمبتلا به آسیب نخاعی ازنظر جسمی ، حتی دررابطه با اساسی ترین نیازها ی انسان تاحدزیادی به مراقبین خود وابسته هستند. به خصوص برخی از آنان به اندازه ای آسیب پذیر هستند که درصورت سهل انگاری یا انجام یک عمل اشتباه عمدی یا سهوی ممکن است درموقعیت هايی واقع شوند که برای آنها یک وضعیت خطرناک باشد . بسیاری ازافرادنخاعی درمحیط منزل خود می توانندازنظر دسترسی به خدمات ، مسائل درمانی وتعیین روش های مراقبت بطورقابل توجهی تاثیرگذارباشند. این موضوع نیازمند وجودیک حس صمیمی با همسر، والدین ، بچه های بزرگ ، سایرمراقبین و افرادی است که درخانه حضورداشته و می توانند درهرکدام ازموارد مذکور نقش داشته باشند.

گاهی اوقات ، مراقبین شخصی ممکن است خارج از مسئولیت های کاری خود، ازوجود یک خطردرخانه خود  آگاه شوند . ممکن است شما مشکوک شوید که بیمار ازنظرجسمی بد عمل می کند یا متوجه شوید که مراقبین دیگراز پول های بیمار سرقت می کنند. همچنین امکان دارد دربرخی موارد این خطرات به عنوا ن یک تهدید برای ایمنی وسلامت مراقبین شخصی مطرح باشد . برای مثال بی احترامی وخشونتی که در خانه وجود دارد مراقب رانیزمورد تهدید یا آسیب قرارمی دهد.


ارائه کنندگان خدمات هیچ گونه مسئولیت قانونی درمورد گزارش کارهای مشکوک نادرست یا سهل انگاریها ندارند، اما مراقبین شخصی نسبت به بیمار وظیفه اخلاقی دارند تا دامنه وظایف مهم خود را گسترش بیشتری بدهند. این موضوع به این مفهوم نیست که مراقبین باید درهرحوزه ای وارد عمل شوند. یک مراقب شخصی انتظارندارد که دریک کارسخت مداخله کند یا با یک مراقب دیگردرمورد احتمال سرقت صحبت کند. اما درهرموردی از رفتارهای نادرست یا سهل انگاریها ، ارائه کننده خدمات باید ازاحتمال وجود خطر مطلع باشد، بطوری که متخصصین و مرکزارائه خدمات بتوانند به خوبی ازآنها آگاه شوند.

نکته مهم این است که ازحد و حدود خودبا بیماروخانواده او آگاه باشید ، یعنی حق آنها به احترام وحریم خصوصی باید درتمام مواقع موردتوجه قرارگیرد. اگردرمدتی کوتاه ، رفتاری مشکوک به نظربرسد ، ممکن است یک توضیح منطقی کامل وجود داشته باشد.اما آگاه نمودن ارائه کننده خدمات ازآن رفتار به این مفهوم است که متخصصینی که آموزشی صحیح دیده و دارای تجربه هستند ، می توانند به موقعیتها نگاه کرده و آنچه که بایدانجام شودراارزیابی کنند.

دولت استرالیا یک سازمان ملی را تاسیس کرده که بصورت شبانه روزی پاسخگوئی مسائل مربوط به سهل انگاری ها و عملکردهای نادرست مربوط به معلولین آن کشوراست .(www.disabilityhotline.org) .


تعریفی که آنها از رفتارنادرست وسهل انگاری ارائه کرده اند ،ازاین قراراست :

- رفتارنادرست عبارتست از تخطی کردن ازحقوق انسانی یا اجتماعی ، ازطریق عمل یا اعمال شخص یا اشخاصی دیگر.
- سهل انگاری عبارتست از قصوردرتامین نیازهای مراقبتی ، کمک ها یا راهنمائی های ضروری برای استقلال بزرگسالان یا بچه ها ازسوی کسانی که مسئول مراقبت آنان هستند.

انواع رفتارهای نادرست وسهل انگاری

اشخاص مبتلا به ضایعه نخاعی ممکن است درمعرض رفتارهای نادرست نزدیکان خود قرارداشته باشند . بطورکلی رفتارهای غلط می توانند دریک یا چند مورد ازگروه بندی زیرقرارگیرد:

- رفتارهای غلط بدنی
- رفتارهای نادرست جنسی
- رفتارهای نادرست ازجنبه عاطفی یا روانی
- وادارکردن فرد به انجام کارهای ناخواسته وایجادمحدودیتها برای او
- کلاه برداری و سوءاستفاده های مالی
- سهل انگاری مراقبین و اعضای خانواده یا سایرکسانی که خودسرانه یا بصورت غیرانفعالی عمل می کنند.

درجدول زیرمثالهای خاصی ازانواع مختلف رفتارهای نادرست ارائه شده که ممکن است افرادخانواده ، نزدیکان وحتی مراقبین شخصی مرتکب آنها شوند. این مثالها درمورد بدرفتاری با زنان مبتلا به ضایعه نخاعی بیشترصدق می کند.
 
      

 مراقب
    

 همسریا دوست صمیمی
    

 روش رفتارنادرست

-       کنترل کردن دسترسی به خانواده،دوستان وهمسایگان

-       کنترل دسترسی به تلفن یا خراب کردن وسائل ارتباطی

-          محدودکردن فرصتهای اشتغال بکار

-       دلسرد کردن ارتباط با مددکاری اجتماعی یا وکیل
    

-          ممانعت ازاستفاده از ویلچر

-          قطع کردن تلفن ها

-          استفاده کردن دارو برای تسکین یک فرد

-          شکستن یا مخفی کردن عصاها

-       تجهیزنکردن وسیله نقلیه برای رانندگی فردمبتلابه آسیب
    

منزوی کردن

-          تنبیه کردن یا  مسخر ه کردن آنها

-       ممانعت ازصحبت کردن آنان یا نادیده گرفتن درخواست آنها

-          استفاده از برنامه های منفی

 
    

-       گفتن این جمله که "هیچکس آنها رانمی خواهد"

-       صداکردن آنان با نامهائی مثل القاب زشت

-          گفتن این جمله که "بهتربود،می مردی"

-          جلوگیری ازمصرف داروها
    

جنبه عاطفی

-       انکارکردن دردهای جسمی وروحی آنان

-        وضع قوانینی که استقلال وشان فردرامحدودمی کنند.

-       توجیه بدرفتاری به عنوان کنترل رفتار

 
    

-          انکارکردن یا سبک شمردن رفتارغلط

-          مقصرشمردن فرد ناتوان درمورد رفتار  نادرست

 
    

کوچک کردن ، نفی کردن و شرمنده نمودن فرد

-          غیرعملی

 
    

-       تهدیدکردن به حبس  اگرفرد سعی کند که رابطه ای را به هم بزند.

-       تهدیدکردن به گزارش آنان به مددکار اجتماعی بطوری که  بچه ها را از او دورخواهندکرد.
    

استفاده ازبچه ها

-       رفتارکردن باآنها به عنوان بچه یا خدمتکار

-          تصمیم گیری های یک طرفه

-          انکارنمودن حقوق شخصی

-       ارائه مراقبتها به گونه ای که بر  وابستگی و آسیب پذیری او تکیه شود.

 
    

-          کم صحبت کردن با آنها

-       رفتارکردن با آنها مثل یک بچه ، گفتن به آنها که چه چیزی می توانند بخورند وبپوشند.

-       گفتن این جمله به شخص که " چون مرا داری خوشبخت هستی".

 
    

برتری دادن به خود

 به عنوان مردبودن یا مراقب بودن

-       استفاده کردن ازپول واموال شخص برای خود

-          سرقت پول

-          محدودکردن دسترسی به منابع مالی

-       فشارواردکردن به فرد برای فریب وکارخلاف

 
    

-       وادارکردن آنها به امضاء نمودن چک ها

-       بیان این نکته که آنها نمی تواننداز خودشان حمایت کنند.

-          عدم اجازه دادن دسترسی به پول
    

جنبه اقتصادی

-       درمضیقه قراردادن فرد ازنظرغذا ، گرما ، مراقبت

-          کوتاهی کردن درپیگیری های پزشکی ، فیزیوتراپی، یا توصیه های ایمنی

-       ازبین بردن فرصتهای پزشکی ، گزارش نکردن علائم یا تغییرات مهم

-          زدن ، سیلی زدن

 
    

-       ممانعت استفاده ازویلچر: وادارکردن شخص به خزیدن روی کف منزل

-       برخوردهای بدنی مانند ضربه زدن، لگدزدن ،طعنه زدن ،مشت زدن، سیلی زدن و کشیدن موها

-          رها کردن فرددریک وضعیت خطرناک

                       
    

بد رفتارهایهای بدنی

-          اعمال خشونت بااعضای بدن

-       وادارکردن به انجام اعمال جنسی خلاف میل

-          بهره برداری ازناتوانی بدنی یا رشد فردجهت انجام فعالیت جنسی
    

-       وادارکردن فردبه انجام کارهائی که دوست ندارد.

-       گفتن این جمله : که اگر فعالیت جنسی نداشته باشند ، آنان را ترک خواهندکرد

-       واردآوردن حملات ناگهانی به اندامهای جنسی بدن

-          رفتارکردن با آنها مانند یک شیء جنسی

 
    

سوء استفاده های جنسی
    

با نگاه به تمام روشهای مذکور، هرکسی متوجه می شود که دراغلب مواقع که همسر یا مراقبی که  رفتاری نادرست دارد، به ندرت امکان داردکه قربانی آنها مجبوربه برخوردفیزیکی شود. سایرروشها ئی که دردسترس آنهاست  برای سربه راه نگه داشتن قربانی خیلی موثرهستند.

****

مقاله : " عوامل خطربرای افرادمبتلا به آسیب نخاعی  " –  ترجمه مهندس عباس کاشی -  (این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید) - انتشار : مركز ضايعات نخاعي جانبازان - مرداد ماه 1389 . - برگرفته ازمقاله  :

  . From the article “Intimate and Caregiver Violence against Women with Disabilities by Patricia E.Erwin, MA. Department of Criminology, Law & Society, University of California. July 2000

عوامل اصلی موثردر اجابت مزاج افرادنخاعی

و نکات مهم برای انجام یک اجابت مزاج مناسب:

بطورکلی آموزش روده وکنترل آن درافرادنخاعی مبتلا به مشکل اجابت مزاج حول سه محورزیربرقرارمی گردد:

1- رژیم غذائی :
- استفاده ازرژیم غذائی متعادل ومناسب و غنی ازفیبر
- مصرف مقدارفراوانی مایعات
- استفاده ازیک برنامه تغذیه سالم

2- استفاده ازداروها:


- داروهای خوراکی ، که ملین نامیده می شوند باعث تحریک کولون ، وهمچنین نرم شدن وافزایش حجم مدفوع محسوب شده وعبورآن راآسانترمی کنند.
- داروهای رکتال که بصورت شیاف وتنقیه مورداستفاده قرارمی گیرند، می توانند کولون راتحریک کرده و با چرب کردن مدفوع عبورآن راآسانترمی کنند.
- برای آشنائی بیشتر با داروهای کمک کننده به اجابت مزاج برگه های اطلاعات داروئی را ملاحظه فرمائید.

3- برنامه روزانه و زمان


- داشتن یک برنامه زمان بندی شده روزانه به تنظیم تخلیه روده وکاهش احتمال اجابت مزاج غیرمترقبه کمک خواهدکرد.
- درصورتی که برنامه روزانه خودراتغییرمی دهید، ممکن است هفته ها وقت لازم باشد تا مجددا" بتوانید برنامه زمانی جدیدی را برای خود تنظیم کنید . معمولا" افراددرموقع تغییر برنامه زمانی خود با دفع های غیر منتظره مواجه خواهندشد. نکته مهم این است که بیماردرزمان استفاده از برنامه کنترل روده خود مجددا" بررسیهای لازم رابه عمل آورده ودرتلاش باشد که نسبت به برگشت قدیمی علائم کنترلهای لازم راانجام دهد.


نکات مهم در اجابت مزاج مناسب

- صرف یک میان وعده یا یک نوشیدنی گرم قبل ازاجابت مزاج به تحریک روده ها کمک کرده و باعث حرکت و تخلیه آن می شود ( این کار بااستفاده از یک برنامه صبحگاهی موثرترخواهدبود).
- صاف نشستن روی توالت باعث تاثیربهترنیروی جاذبه شده وبه تخلیه روده کمک می کند.
- ماساژدادن شکم وتنفس نسبتا" عمیق منجربه افزایش حرکات روده می شود.
- فعالیتهای بدنی نیزبه تحریک روده وحرکات آن کمک می کند.
- درصورت استفاده ازتنقیه یا شیاف ،برای کسب نتیجه بهترتوصیه شده است که قبل ازانجام تنقیه یا قراردادن شیاف ، تحریک دستی اسفنکترمقعد انجام شود ( برای اینکارضمن پوشیدن دستکش قسمت انگشت مورد نظر را به خوبی چرب نموده وتا بنددوم به داخل مقعدفروکنید) .این کار بایدحداکثر بین 20 تا 60 ثانیه طول بکشد ونبایستی بیشترازاین مدت ادامه پیداکند.این روش قبل ازتنقیه یا استفاده از شیاف توصیه می شود تا به افزایش راندمان کار کمک نماید.این کار برای مشکلات زیرنیزقابل استفاده است.

- اسهال
- یبوست
- خونریزی مقعد
- اتونومیک دیس رفلکسی
- طولانی بودن زمان تخلیه

****


منبع: مقاله : " عوامل اصلی موثردر اجابت مزاج افرادنخاعی " – ترجمه مهندس عباس کاشی - (این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید) - انتشار : مركز ضايعات نخاعي جانبازان - شهریور ماه 1389 . – برگرفته از:
کتاب : How to: Get Step-by-step instructions for common features

پنومونی درافراد نخاعی چقدر شايع است؟

· چرا پنومونی در افراد نخاعی خيلی شايع و شديد تراست؟

· درمان پنومونی

· آيا لازم است فرد نخاعي برای درمان پنومونی در بيمارستان بستري شود ؟

· پيشگيری از پنومونی

· پيشگيری پنومونی در بيماران در معرض خطر

· واکسن های آنفولانزا

· آپنه خواب چیست؟ و چرا يک عارضه محسوب می شود؟

· آپنه خواب در افراد نخاعی : يک مشکل بزرگتر

· تشخيص آپنه خواب

· درمان آپنه خواب

· نتيجه گيری – نکات توصیه شده به مراقبين افراد نخاعی.

احتمالا" خيلی ها وقتی با واژه اختلالات تنفسی حاصل از ضايعات نخاعی مواجه می شوند، به فکر دستگاههای ونتيلاتور(دستگاههای کمک تنفسی) می افتند. ولی به گفته دکتر استفاون برنز(Stephan Berns)، دستيار دانشکده توانبخشی :" بعد از يک دور حاد تنها 5 درصد افراد نخاعی و يا حتی کمتر، از دستگاه ونتیلاتوراستفاده می کنند." اما عفونتهای تنفسی مخصوصا" پنومونی و آپنه خواب (یک نوع وقفه تنفسی در شب ) نزد افراد نخاعی خيلی شايعتر هستند و بطور کلی در حال حاضرنیز عامل مهم مرگ افراد نخاعی محسوب می شوند. اما عوارض تنفسی قابل پيشگيری و قابل درمان هستند ولی خيلی از مراقبين آگاهی ندارند که اين عوارض درافراد نخاعی می توانند متفاوت باشند و اينکه نيازمند درمانهای متفاوتی هستند.

دکتر برنز يکی از پزشکان متخصص توانبخشی شاغل درمرکز خدمات ضايعات نخاعی سيستم مراقبت بهداشتی پوجت ساند VA است که هم اکنون مسئوليت مطالعه "آپنه خواب درمراحل حاد ضايعات نخاعی "را در سيستم ضايعات نخاعی منطقه شمالغرب ( NWRSCIS ) به عهده دارد. بسياری از اطلاعاتی که او ارائه می دهد، برگرفته از مطالعات وسيعی است که VA بر روی حدود 15000 بيمار نخاعی انجام داده و همچنين ازاطلاعات سيستمهای الگوی ضايعات نخاعی که NVRSCIS يک قسمت از آن می باشد،استفاده کرده است.شبکه امور مجروحين جنگی در سال 2005 در رابطه با موضوعات مختلف ضايعات نخاعی، مجموعه ای از دستورالعملهای مربوط به اختلالات تنفسی را منتشر کرده است که دکتر برنز يکی از مولفين آن است.

پنومونی درافرادنخاعی چقدر شايع است؟

به گفته دکتر برنز "عفونتهای تنفسی به خصوص پنومونی " از عوامل منجر به مرگ افراد نخاعی می باشند. ( شکل 10: 1 علل منجر به مرگ افراد نخاعی را نشان می دهد )، اما در بين عامه مردم کمتر از 3درصد مرگ ها ناشی از بيماريهای تنفسی است و اکثر آنان در اثر بيماریهای قلبی، سرطان و سکته قلبی می میرند.

( شکل 10: 2 نشان دهنده علل منجر به مرگ در ايالات متحده است. در جامعه افراد نخاعی بيماری قلبی در رديف دوم قرار دارد. سپتسمی septicemia يعنی عفونت خون که باعث تخريب بدن می شود ) در جايگاه سوم می باشد .

در هرحال مقايسه ی درصدهای مربوط به علل ايجاد مرگ تنها قسمتی از علل را نشان می دهد . دکتر برنز متذکر می شود : از آنجا که افراد نخاعی بخصوص افرادی که سطح ضايعه آنان بالاتر است، بطورنسبی در سنين پائين تری فوت می کنند، امادر واقع عوامل خطر خيلی متفاوت هستند. ولی بطور متوسط مرگ حاصل از پنومونی نزد افراد نخاعی 37 بار بيشتر از عامه مردم است". اما اين مسئله نسبت به دهه گذشته تغييرات زيادی کرده است. دکتر برنز می گويد: "در گذشته، بيماران بعد از ضايعه نخاعی خيلی سریع و اغلب طی ماه اول می مردند و عمدتا" مرگ آنها نيز بعلت عوارض دستگاه ادراری (قبل از اينکه آنتی بيوتيک در دسترس باشند ) يا سنگهای کليوی و يا نارسائی کليه ناشی از عفونتهای مکرر بود.

چرا پنومونی نزد افراد نخاعی خيلی شديد و شايع است؟

قسمتی از پاسخ اين سئوال به شناخت نحوه تاثيرات ضايعه نخاعی بر روی عضلات تنفسی مربوط می شود. تنفس، يک فرآيند دو مرحله ای است: دم ( ورودهوا به داخل ريه ) و بازدم ( خروج هوا از ريه ). با توجه به اينکه عضله اصلی جهت مرحله دوم ، ديافراگم می باشد و در سطح C3 تا C5 قرار دارد،بنابراین افراد دارای ضايعه C2 و بالاتر معمولا" نياز به دستگاه ونتيلاتور دارند . افراد نخاعی در ناحيه C3 تا5 C ،می توانند تنفس کوچکی داشته باشند و افراد C6 قادرند تنفس عميق انجام دهند.

( شکل 3 نحوه عصب رسانی به عضلات تنفسی را نشان می دهد ) .

شکل3: شبکه اعصاب عضلات تنفسی

از سوی ديگر، بازدم در تمامی ضايعات سطح پائينتر از T12 يک عارضه مهم محسوب می شود. عضلات مربوط به بازدم ،ماهيچه های بين دنده ای و شکمی مي باشند.

در هنگام دم ، ديافراگم شبيه يک مکنده عمل می کند و ريه ها را به سمت پائين می کشد و در نتيجه آنها باد می شوند و حفره قفسه سينه منبسط می گردد. در بازدم نياز است که عضلات بين دنده ای با همديگر دنده ها را فشرده کرده و ماهيچه های شکمی به سمت بالا رانده شده درنتیجه هوا با فشار خارج می گردد. دکتر برنز می گويد: " افرادی که دارای ضايعات پائين تا T12 هستند ، در طول تنفس منظم، توانايی کافی برای وارد و خارج کردن هوا را دارند، ولی در انجام سرفه ،ضعف شديدی دارند. اگر شما نتوانيد به خوبی سرفه کنيد، قادر نخواهيد بود بلغم (خلط) را از ريه هايتان خارج کنيد و در نتيجه باعث تجمع آن می شود. " اين مسئله سبب می گردد ،درمان عفونتهای تنفسی در بيماران نخاعی سخت تر شود. برای اينکه آنان نمی توانند ترشحات خودشان را بطور مناسب پاک نمايند. در اين زمان تنفس مشکل تر خواهد شد، زيرا ريه ها با ترشحات بيشتری پر می شوند و مانع جريان يافتن هوا می گردند.

وقتی که کسی ترشحات بيش از حد داشته باشد و قدرت کافی برای سرفه کردن و بيرون راندن آن نیز نداشته باشد، ترشحات بايستی به روشهای ديگر دفع شود.

· مکش ترشحات به خارج: اين روش تا حدودزیادی ناراحت کننده و ناخوشايند است و نياز به مهارت دارد. دکتر برنز متذکر شده است که بسياری از مراقبين برای انجام اين روش احساس خوبی ندارند. همچنين مکش در ريه سمت چپ کارآيی کمتری دارد، بطوری که در حدود 80 درصد پنومونی ها نزد افرادی که به تازگی دچار ضايعه شده اند،در ريه سمت چپ به وجود می آيند.

· سرفه های چهارگانه : روشی است که شامل فشردن پائين قفسه سينه جهت خروج هوا و ترشحات به سمت بيرون می باشد . اين عمل شبيه سرفه کردن طبيعی است ولی تنها 50درصد راندمان دارد.(شکل 4 سمت راست رانگاه کنید)

· روش MI-E :دکتربرنز می گويد: اين روش اساسا" روشی بسیارگران وبرگشت پذیراست.در اين روش ريه باد می شود و سپس وقتی که جريان هوا برعکس می گردد به شکل سرفه تحريک می گردد. دراین حالت شدت جريان برگشت هوا به حدی است که شبيه يک سرفه عمل می کند. به همين دليل جهت دفع ترشحات به خارج از ريه ها خيلی موثر است. هوا بوسيله ماسکی که روی دهان و بينی قرارمی گيرد و يا از طريق لوله تراکتومی ( tracheotomy ) در بيمارانی که از ونتيلاتور استفاده می کنند، وارد ريه ها می شود. دکتر برنز در مورد بيماران VA می گويد: ما در استفاده از روشهای مذکور در منزل بيمارانی که تحت مراقبت خانواده شان بوده اند، توفيق خيلی زيادی داشته ايم و بطور شگفت آوری ، بيماران نیزاین روش را نسبت به روش مکش خيلی بيشترترجيح می دهند. و بر خلاف روش مکش هر دو ريه را به خوبی و به يک نسبت تميز می کند.

( به سايت: www.jhemerson.com مراجعه کنيد تا در مورد روشهای کمکی سرفه که بوسيله شرکت جی. اچ. امرسون ارائه شده است ،آشنا شويد ) .

· درمان با آنتی بيوتيکها: يکی از علل شايع پنومونی در افراد نخاعی، مقاومت بسيار زياد باکتری پسودوموناس می باشد که در بين عامه مردم نادر است . ولی در افراد نخاعی به علت عفونتهای مکرر ساير اندامها از جمله عفونتهای ادراری و يا به دليل بستری شدنهای متعددی که طی آن آلودگی های باکتری های شايع هستند و يا به هر دو دليل،پنومونی گسترش بيشتری دارد. از آنجا که پسودوموناس در برابر بسياری از آنتی بيوتيکها مقاوم است وعفونتهای مربوطه، به نسبت زيادی با مرگ همراه است، درافراد نخاعی بايستی پنومونی با تزريق وريدی آنتی بيوتيکهای قوی و با دوزهای بالا تحت درمان قرار گيرد.

آيا برای درمان پنومونی نياز به بستری شدن است؟

به دليل شديد بودن پنومونی در افراد نخاعی، دکتر برنز بر اين اعتقاد است که "تمامی افرادی که دارای ضايعه گردنی کامل هستند و يا اشخاصی که مبتلا به ضايعه حرکتی ناقص می باشند ، با داشتن يک سرفه ضعيف هم بايستی در بيمارستان بستری شوند. "چراکه در بيمارستان بيماران می توانند دقيق تر تحت نظر قرار گيرند و ترشحات بطور موثرتری خارج می شوند .علاوه برآن چنانچه جهت تنفس نياز به کمک داشته باشند، می توانند طی مدت کوتاهی، از دستگاه ونتيلاتور استفاده نمايند. همچنين در بيمارستان مصرف آنتی بيوتيکها از طريق وريدی آسانتر از منزل صورت می گیرد. چنانچه بيماران در بيمارستانهای دارای بخش نخاعی تحت درمان قرار گيرند، نتايج حاصله بهتر از زمانی است که در بيمارستانهای معمولی بستری شوند ( یعنی ميزان مرگ کمتر است ) .

پيشگيری از پنومونی :

دکتر برنز می گويد: " برخی از پنومونی ها احتمالا" با استفاده از واکسن پنوموواکس ( pneumovax ) قابل پيشگيری هستند. تمامی افراد نخاعی بايستی اين واکسن را يکبار دريافت نمايند. " تکرار واکسيناسيون نیزدر سنين بالای 65 سال مفید است. استفاده طولانی مدت از واکسن مذکور کاملا" ايمن گزارش شده است.

پيشگيری ازبروزپنومونی در بيمارانی که در معرض خطر بالاتر دارند:

راهبردهای پيشگيری شامل پاکسازی و هوادهی مرتب ريه ها می باشد و لازم است که افراد با توجه به ميزان ترشحات آنها و مشکلشان جداسازی شوند. ترشحات بايستی هر روز دفع گردند و اينکه روش سرفه کردن چهارگانه يا ساير روشها و هوادهی کامل ريه هر روز همراه با استفاده ازروش MI-E ، آمبوبگ ( کيسه هوادهی دستی جهت احياء بيمار ) و يا تنفس گلوسو فارينژيال ( Glossopharyngeal ) انجام می گيرد. دکتر برنز می گويد: " چنانچه بيمار سرفه، برونشيت و برخی از عفونتهای قسمتهای فوقانی ريه را داشته باشد ،روشهای مذکوربايستی طی يک مرحله انجام شوند تا از ايجاد پنومونی جلوگيری گردد".

واکسن های آنفولانزا :

دکتر برنز اظهار می دارد که : " آنفولانزا می تواند دقيقا" به اندازه پنومونی شما را بيمار کند و مردم حتی در اثر ابتلاء به آنفولانزا نیزفوت می کنند. حتی اگر شما به عنوان یک فردنخاعی خودتان را سالم در نظر بگيريد، باید بدانیدکه افراد نخاعی يک گروه مقدم محسوب می شوند و ما توصيه می کنيم که آنها هر سال واکسن آنفولانزا را بزنند. "

علی رغم محدوديت هايی که در تهيه واکسن آنفولانزا وجود دارد، بايستی اين واکسن به مقدار فراوان در دسترس افراد در معرض خطر قرار گيرد. دکتر برنز می گويد: " شما بايد آنرا زودتر سفارش دهيد و اگر واکسن فقط برای افرادی که اولويت دارند تخصيص داده می شود، شما هم در اولویت قراردارید،و بايد به راحتی بتوانيد آنرا تهيه نمائيد".

آپنه خواب چيست؟ و چرا بعنوان يک مشکل مطرح است؟

آپنه خواب وقفه ای است که هنگام شب در تنفس برخی ازافراد ايجاد می شود و با خرخر شديد همراه است ( بطوری که اطرافیانتان به شما می گويند: خرخرتان " ترسناک " است ) و ممکن است با خواب آلودگی شديد، در روز نيز همراه باشد. دکتر برنز می گويد: " خواب افرادمبتلا منقطع است و گاهی اوقات در شب بارهااز خواب می پرند و از آنجا که مغز شما پيام بيدار شدن را به بدن می دهد تا تنفس انجام شود، بیمار خواب مناسب ورا حتی نخواهد داشت ". معمولا" افراد مبتلا هنگامی که از خواب می پرند هيچگونه آگاهی ندارند.حدود 3 تا 4 درصد ازمردان و 1 تا 2 درصد زنان آپنه خواب دارند و چاقی يک عامل خطر مهم برای آنان محسوب می شود.

آپنه خواب در بين عامه مردم باعث خواب آلودگی شديد آنها در هنگام روز می شود و منجر به اختلالات درک ( اشکال در تفکر و تمرکز )، افزايش فشارخون ( هيپرتانسيون = Hypertemsion ) ، بيماريهای قلبی و تنفسی و بروز تصادفات رانندگی می گردد. دکتر برنز متذکر می شود که : " اگر کسی فشار خون بالا دارد و فشارش طوری است که با داروهای معمولی بهبود نمی يابد، به احتمال خيلی زياد مبتلا به آپنه خواب است."

آپنه خواب در افراد نخاعی مشکل بزرگی محسوب می شود.

آپنه خواب در افراد نخاعی 10 بار شايعتر از افراد عادی است و بيش از 40درصد مبتلايان را اشخاص تتراپلژی (کو آدری پلژی ) تشکيل می دهند. آپنه خواب با چاقی فرد نخاعی در ارتباط است، ولی عوامل خطرخيلی زيادی هستند که مختص افراد نخاعی می باشند از جمله ضعف عضلات ( افراد نخاعی دارای ضايعه5 C و بالاتر بيشتر درمعرض خطر هستند ،حتی اگر ضايعه آنان ناقص باشد ) و مصرف داروهايی نظير باکلوفن .دکتر برنز می افزايد: " گاهی اوقات تشخيص اين مسئله مشکل بنظر می رسد ،زيرا افراد نخاعی اغلب از داروهايی استفاده می کنند که ممکن است باعث خواب آلودگی آنان شود".

آپنه خواب در افراد نخاعی تمامی عوارض افراد عادی را به وجود می آورد ولی بطور کلی عواقب جدی تری ازجمله اختلالات يادگيری وتعویق بهبودی در طول مدت دوره توانبخشی، افسردگی و اشکال در تنظيم حرکات، تشکيل زخم و تاخير در بهبودی بعلت کاهش اکسيژن در شب و حتی مرگ ناگهانی را بدنبال دارد. دکتر برنز می گويد: " ما در مطالعاتمان فهميديم که افراد نخاعی مبتلا به آپنه خواب با احتمال بيشتری در معرض افزايش فشارخون قرار دارند".

دکتر برنز به اين نتيجه رسيد که : " هر چه اختلالات فرد بدتر باشند، ضرورتا" به همان نسبت نيز وضعيت آپنه خواب وخيم تر خواهد بود. " هر چه تکرار وقفه های تنفسی و طول مدت زمان وقفه بيشتر باشد،ميزان اکسيژن بيشتر کاهش می يابد. در برخی افراد، آپنه خفيف است و در بعضی ها، باعث کوتاه شدن عمر آنان می گردد. "

تشخيص آپنه خواب:

از آنجائی که علائمی از جمله خرخر شديد و خواب آلودگی می توانندازعلائم آپنه خواب باشند، ولی تشخيص نهايی آن با يک آزمایش بنام پولی سومنوگرافی ( Ploy somnography ) مورد تائيد قرار می گيرد. که طبق توصيف دکتر برنز " تعدادی حس گر توسط قلابهايی به بدن وصل شده و ميزان اکسیژن ، وضعيت قلب و چگونگی انبساط ريه ها در حال ورودوخروج هوا از دهان فردبررسی می شود و در حالی که فرد خواب يا بيدار است، يا به هنگام خرخر کردن ( يا حالتهای ديگر ) الکتروآنسفالوگرافی ( EEG ) نیز انجام می گيرد ".

آزمايش مذکور می تواند در آزمايشگاه خواب و يا در منزل با استفاده از وسايل جانبی انجام شود. به عنوان حداقل نتيجه آزمايش ، بايستی ميزان اکسیژن بدن فرد در شب که عوارض شديدتر هستند، ثبت شود .ولی نوع عارضه به فرد اعلام نمی شود و اگر فرد شکل خفيف تری از بيماری داشته باشد را نشان نمی دهد.

بر اساس مطالعات دکتر برنز بر روی آپنه خواب و آسيب های حاد نخاعی، آزمايشگاه خواب مرکز پزشکی هاربورويو ( Harborview Medical ) جهت انجام امور کارشناسی بيماران نخاعی ايجاد گرديده است.

درمان آپنه خواب:

دکتر برنز اظهار می دارد که : " چنانچه مردم بتوانند درمان را تحمل وادامه دهند، اکثر آنان بهبود می يابند". متداولترين روش درمان عبارتست از : Continuous positive Airway pressune=CPAP که شامل استفاده ازيک دستگاه جانبی و يک لوله ( خرطومی يا لاستيکی ) است که راه هوا را با وارد کردن هوای فشرده به داخل ريه ها از طريق ماسکی که بر روی دهان و بينی قرار می گيرد، بازنگه می دارد.

( شکل 5 " درمان آپنه خواب " را ملاحظه کنيد).

اغلب پزشکان در مورد آپنه خواب چيززیادی نمی دانند، مگر اينکه در مورد مسائل پزشکی خواب تخصص بگيرند و يا بيماران زيادی را که مبتلا به آپنه خواب هستند را ويزيت وتجربه کسب کنند.

آپنه خواب از طريق جراحی و برداشتن قسمتی از بافتهای خارجی واقع در عقب گلو نيز قابل درمان است. اين روش بين عامه مردم تنها در نيمی از موارد موثر است ولی در بيماران نخاعی تاکنون بررسی نشده است.

به هر حال، روش CPAP در افراد نخاعی موثر می باشد. ولی در اشخاص مبتلا به محدوديت حرکتی دست، به دليل ناتوانی در کنترل ماسک،این افراد هنگام شب کمتر می توانند آنرا تحمل کنند. درمورداين مسئله می توان با کمک گرفتن از يک متخصص کاردرمانی که در رابطه با مناسب سازی ماسک با کمک قلاب و يا حلقه تجربه دارد، مشکل راتاحدودزیادی حل کرد. بطوری که بيمار بتواند بطور مستقل و بدون کمک ديگران تنظيمات لازم را انجام دهد. دکتر برنز می گويد: " در مطالعه ای که هم اکنون به پايان رسيده است، تعداد کمی از افراد نخاعی مي توانند ماسک را تحمل کنندو گزارش شده که این افرادبا تداوم درمان توفيق زيادی داشته اند ".

دکتر برنز می گويد: " بيشتر افراد مبتلا به آپنه نياز دارند که در تمام طول زندگيشان از روشهای درمانی نظير CPAP استفاده نمايند. مگر اينکه يکی از عوامل خطر تغيير کند. مثلا" وزن می توانديکی از عوامل خطر باشد". معمولا" بيماران خیلی سریع متوجه منافع آن می شوند و " نمی خواهند بدون دستگاه ( تجهيزات CPAP ) سپری نمایندو يا حتی نمی توانند بدون آن مسافرت کنند. آنان احساس هوشياری بيشتری می کنند و اين موضوع ،چیزی است که مردم آن رادرک می کنند. عوارض قلبی از جمله فشارخون بالا احتمالا" نزد مردم بيشتر هستند. دکتر برنز می افزايد: " در بين عامه مردم، آپنه از طريق خوابيدن به يک پهلو يا شکم بهبودی پيدا می کند. ولی خيلی از افراد نخاعی نمی توانند در وضعيتهای مذکور به خوبی تنفس کنند، به همين علت 65درصد اين افراد به پشت می خوابند. "

نتيجه گيری و نکاتی در مورد مراقبين بهداشتی .

دکتر برنز مطالب خود را با توصيه های زير اعلام می دارد که :

· هر فرد نخاعی شديدا" در معرض خطر پنومونی و آنفولانزا قرار دارد و بايستی از پزشک يا مرکز پزشکی ذیربط تقاضای ايمن سازی (واکسیناسیون)نمايند.

· افراد مبتلا به ضايعات گردنی می دانند که بايستی تمامی سوابق آزمايشات عملکرد تنفسی را داشته باشند، تا متخصصين از ميزان اکسيژن بدن و وضعيت تنفس آنان مطلع باشند. دکتر برنز می گويد: " باهمراه داشتن سوابق پزشکی چنانچه کسی بيمار شود ( و به عفونت تنفسی نیز مبتلا گردد)، می دانيم که برای بدست آوردن سوابق آنان مشکلی نخواهيم داشت."

· بيمارانی که دارای علائم آپنه ( از جمله خواب آلودگی شديد در طول روز يا خرخر بلند در شب ) هستند، لازم است که به يک متخصص خواب ارجاع شوند. دکتر برنز متذکر شده است که : بخاطر داشته باشيد که در مراکز پزشکی،با يک ساعت خواب فرد، کافی است که تمامی جنبه های مطالعه ( از جمله خواب غير طبيعی، خواب طبيعی، خواب ديدن، بی خوابی و خواب آلودگی های شديد) تحت بررسی قرارگیرند.

تقريبا" اکثر پزشکان در مورد آپنه خواب چيزی نمی دانند ،مگر اينکه آنان در علم طب خواب متخصص شوند و يا تعداد زيادی از افراد مبتلا به آپنه خواب را ويزيت کنند" .

****

منبع:مقاله: " عوارض شايع تنفسی در افراد نخاعی" – مترجم:مهندس عباس کاشي(این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید)- انتشار : مركز ضايعات نخاعي جانبازان - شهریورماه 1387- برگرفته از:مقالاتUniversity of Washington-operated SCI Clinics-SCI Forum Reports:

 


اثرات ضايعه طناب نخاعی


عوارض جسمی و روحی ناشی از آسيب نخاعی می توانند پيامدهای زيانباری را به همراه داشته باشند. ازبین رفتن فعالیت طناب نخاعی می تواند بر روی فعاليتهای غير ارادی ( مثل تنفس )و همچنين بر روی کارهای فکری –جسمی بدن ( مانند رانندگی ) تاثير گذار باشد. و بطور کلی ممکن است بسیاری از توانائیهای حسی و حرکتی اندامهای بدن مختل شوند.
طبق اعلام انجمن ملی ضايعه نخاعی (NSCIA)، تصادفات مربوط به وسايط نقليه ( به ميزان 42 درصد ) . خشونت ( 24 درصد ) و سقوط از ارتفاع (22درصد ) حرکات ورزشی ( 8 درصد ) از مهم ترین عوامل آسيب های نخاعی محسوب می شوند.گاهی اوقات نيز ضايعات نخاعی در اثر برخی بيماريها نظير فلج اطفال بوجود می آيند. معمولا" آسيب های طناب نخاعی با استفاده از اصطلاحات زير توصيف می شوند:
پاراپارسيس ( Paraparesis ) : يک نوع فلج جزئی است که اندامهای تحتانی ( دو پا ) را مبتلا می کند.


پاراپلژی ( Paraplegia ) : فلج کامل هر دو اندام تحتانی ( دو پا ) بوده و معمولا" قسمتهای پائين تنه را نيز دربر می گيرد. ولی اندامهای فوقانی مبتلا نيستند.


کوادری پارسيس ( Quadriparesis ) : فلج ناقص چهار اندام ( دستها و پاها) می باشد.


کوادری پلژی ( Quadriplegia ) يا تتراپلژی ( tetraplegia ) : عبارتست از فلج کامل کل چهار اندام.


اصطلاحات ديگری که جهت توصيف اختلالات سلسله عصبی مورد استفاده قرار می گيرند،عبارتنداز:


پارسيس ( paresis ): فلج ناقص ( فلج خفيف عضلانی )
پاراليزيس ( paralysis ): عبارتست از افت کامل يا ناقص فعالیت حرکتی عضو فلج
پارستسياس ( paresthesias ) : عبارتست ازاختلالات حسی که بصورت عوارضی از جمله سوزش يا خارش بروز پيدا می کند.
برای مختل شدن فعاليت نخاعی نياز نيست که حتما" طناب نخاعی قطع گردد. بلکه در خيلی از افراد دارای ضايعه نخاعی، طناب نخاعی سالم بنظر می رسد. بطور کلی ضايعات طناب نخاعی در اثر يکی از موارد زير بوجود می آيند.


• کوفتگی، يا ضرب ديدگی طناب نخاعی
• ضايعات حاصل از فشرده شدن نخاع که در اثر اعمال فشار بر روی طناب نخاعی بوجود می آيند.
• پارگی نخاع ( مثلا" در اثر اصابت گلوله )
• مجموعه علائم بالينی طناب مرکزی
• قطع کامل نخاع ( بندرت )

وقتی ضايعه ای ايجاد می شود، متعاقب آن برای مدتی طناب نخاعی متورم می گرددو فعالیت اندامهای بدن در پائين تر از سطح ضايعه دچار اختلال مي شود که این اختلالات ممکن است دائمی يا موقتی باشند و بسياری از آنها به شدت آسيب بستگی دارند.


سطوح نخاعی قسمتهای تحت تاثير موقعيت ناحيه نخاع

ناحيه نخاع موقعيت قسمتهای تحت تاثير سطوح نخاعی
گردنی

گردن گردن ،بازوها، دستها C7 تا C1
سينه ای قفسه سينه کمر به بالا، قسمتهائی از بازوها
T12 تا T1


کمری
پائين تنه

رانها ، پاها

L5 تا T12
خاجی
کشاله ران، قسمتهائی از پاها و پنجه ها

لگن

S5 تا S1

 


علائم آسيب ممکن است بصورت از دست دادن قدرت حرکتی، قدرت حسی يا عکس العمل های بدن باشد. اعصابی که مسئوليت انجام توانايی های مذکور رابه عهده دارند، پيامهای مربوطه به عضلات ، زردپی ها، مفاصل و ساير اندامها انتقال می دهند.آسيب اعصاب حسی می تواند منجر به از دست دادن قدرت حس نظير احساس لمس، فشار و درجه حرارت گردد.گاهی بعضی از انعکاسها ممکن است تشديد شوند. کنترل مثانه و روده ممکن است از بين برود.دربرخی مواردحتی توانايی تنفس طبيعی فردآسیب دیده می تواند در معرض خطر قرار گيرد.


تشخیص آسیبهای نخاعی


وقتی که در مورد آسیب طناب نخاعی شک داشته باشيم ( از جمله جراحات نخاعی) لازم است خیلی سريع اقدامات پزشکی بعمل آید.
معمولا" آسيب نخاعی خود رادرابتدا به این صورت نشان می دهدکه،بیماراظهارمی دارد :فعالیتهای مربوط به پائين تر از سطح ضايعه وی از بين رفته است.
بررسی های اوليه شامل عکسبرداری با اشعه ايکس، سی تی اسکن و احتمالا" ام.آر.آی می باشد. شکستگی ها بر روی صفحات راديوگرافی مشخص می شوند. بررسی های سی تی اسکن و ام آر آی ،جهت مطالعه و ارزيابی وضعیت بافت های نرم موجود در ستون نخاعی مورد استفاده قرار می گيرند. بعلاوه، ممکن است جهت تشخيص و ارزيابی جراحات نخاعی حاصل از ضربه يا بيماری يک ميلو گرام نیزاجرا شود.
از جمله بررسی های نورولوژيکی، ارزيابی علائم بالينی بيمار است که می تواند شامل بررسی ميزان از دست دادن قدرت حسی يا حرکتی باشد.ساير علائم نورولوژيکی ازجمله وضعیت درد، کرخی، اختلالات حسی ( از جمله احساس خارش و سوزش ) ، اسپاسم عضلانی، ضعف و تغييرات روده و مثانه هستند.


****


منبع:مقاله: " عوارض بعد از ضايعه طناب نخاعی و تشخيص آنها "-مترجم:مهندس عباس کاشي(این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید)- انتشار : مركز ضايعات نخاعي جانبازان - تیر 1387برگرفته از:سایتhttp://www.spineuniverse.com:

 

بيماران تتراپلژی و پاراپلژی به دليل فلج حسی و حرکتی و ضايعه اسفنکترهای مثانه و روده و بستری شدن طولانی در معرض عوارض متعددی قرار می گیرند که برخی وخيم و در صورت عدم مراقبت و درمان ممکن است به مرگ بيمار منجر شوند. در اداره و درمان اين عوارض يک تيم متشکل از تخصص های مختلف پزشکی و پرستاری دخالت دارند. عوارضی که از نظر ارتوپدی نياز به درمان و توجه می باشند بطور اجمال بررسی می شوند.

زخم فشاری - pressure Sore

در اثر بستری شدن بيمار در يک وضعيت و به مدت طولانی قسمتهايی از پوست بدن که نزديک به برجستگيهای استخوان می باشد در ابتدا بصورت قرمزی لوکاليزه مشخص می شود که به تدريج تخريب پوست، آبسه های زير جلدی، نکروز پوست، سينوس ترشحی و عفونت عمقی و مزمن پيدا مي شود و چنانچه درمان کافی و مناسب انجام نشود منجر به سپتی سمی و حتی مرگ بيمار می گردد. با تغيير وضعيت مرتب بيمار- مراقبت از پوست - درمان آنتی بيوتيک و جراحی می توان موربيديتی آن را کاهش و يا کاملا" آن را درمان نمود استفاده از تخت بادی و تشک های مخصوص و آموزش بيمار توصيه می شود.

استئوميليت -Osteomyelitis

به دنبال زخم بستر وسيع و عميق درمان نشده در نواحی مثل ايسکيوم استخوان کوکسيکس ( خاجی ) شايعتر است دبريدمان سکستروکتومی و رزکسيون قسمت مبتلا در اين بيماران انجام می شود.

دفرميتی - Deformity

دفرميتی کيفوز يا اسکوليوز در دوره موبيليزاسيون و توان بخشی بيمار ايجاد می شود ( نيز در بيمارانی که در مرحله اوليه پارپلژی ) لامينکتومی شده اند يک برآمدگی واضح در بالای محل عمل ايجاد می شود که تورم و بورسيت عفونی در آنجا روی می دهد.

دفرميتی کيفوز در بالغين تمايل به پيشرفت نداشته ولی در کودکان با شروع پاراپلژی پيشرفت دفرميتی تا بلوغ ديده می شود. اين دفرميتها بندرت نياز به عمل جراحی دارند.

کنتراکچور مفاصل - Contracture

اسپاسم شديد کنترل شده منجر به دفرميتی در هيپ ها- زانوها و تغييرات استخوانی سرفمور می شود. محدوديت حرکتی و انکيلوز مفصلی بتدريج پيدا و منجر به معلوليت بيشتر بيمار می گردد. در بالغين قبل از تغييرات فيکس و ثابت استخوانی، تراکشن استخوانی حداقل برای سه هفته همراه با تجويز دارو توصيه می شود ولی در موارد دفرميتی ثابت و شديد عمل جراحی تناتومی يا آزاد کردن نسوج نرم لازم است. برنامه منظم فيزيوتراپی جهت جلوگيری و يا بعد از عمل جراحی تاکيد می شود.

شکستگی پاتولوژيک - Fracture

اين بيماران در اثر فلج اندام و بي حرکتی طولانی، دچار کاهش تدريجی و پيشرونده توده و بافت استخوانی شده و تمايل به شکستگی در استخوانهای ضعيف شده به خصوص اندام تحتانی بيشتر می گردد. افزايش دفع هيدروکسی پرولين در ادرار در هفته 12-6 بعد از ضايعه بوده و بعد از آن در حد ثابتی بالا می ماند لذا بايد حتی المقدور بيمار را با کمک بريس ها و فريم مخصوص در حالت ايستاده به حرکت وا داشت.

شکستگی در استخوان فمور شايعتر است بطور کلی اين شکستگيها را بجز در مرحله حاد فلج بطور کنسرواتيو درمان می کنيم. در برخی موارد که اسپاستيسيتی شديد باشد با عمل جراحی و فيکساسيون استخوان مي توان اقدام به درمان شکستگی نمود.

استخوان سازی نابجا - (Hetrotopic Bone Formation )

عارضه صدمات نخاعی يا ضربه مغزی است بنام ميوزيت اسيفيکان نيز گرفته می شود.

علت و پاتوژنز اصلی مشخص نشده است در ابتدا التهاب و تورم اطراف مفصل هيپ که بتديج کلسيفيکاسيون و استخوانی شدن نسوج نرم و محدوديت حرکتی و دفرميتی در مفصل بوجود می آيد از الکالن فسفاتاز سرم بعنوان معياری جهت دوره پيشرفت اين عارضه استفاده شده است.

از داروهايی نظير ايندومتاسين و يا Sodium Etidronate جهت کاهش حجم توده استخوانی استفاده شده است. عمل جراحی و برداشتن توده استخوانی نابجا بين حداقل 6 ماه و يکسال بعد از شروع آن، مورد دارد البته در بيمارانی که ناتوانی و محدوديت شديد حرکتی در مفصل روی داده باشد.

درد :

در اثر ضايعات استخوانی شکستگی مهره ها يا ضايعه نسج نرم د رکمر که معمولا" با مسکن های معمولی کنترل می شود ولی در اغلب بيماران عوامل روحی روانی در بروز و يا تشديد درد موثر می باشند. بندرت عمل جراحی آن هم در موارديکه يک عصب محيطی درگير باشد ممکنست لازم شود. (1) T.E.N.S و داروهای آرام بخش و ضد صرع می تواند مفيد باشد.

اسپاستيسيتی - Spasticity

اسپاستيسيتی کنترل نشده در ضايعات بالای ساکرال منجر به پيدايش کنتراکچور مفصل و شکستگی پاتولوژيک می شود تجويز داروها نظير Baclofen ، خوابيدن در حالت prone ( خوابيدن روي شكم و سينه) در شب اغلب به کاهش اين عارضه و تاخير در عوارض آن منجر می شود. عفونت يا سنگ کليه و مثانه، يبوست، يائسگی و ... منجر به تشديد آن می شود.

اعمال جراحی ترميمی - Reconstructive

انتقال تاندونها و عضلات در اندام فوقانی نظير انتقال قسمت خلفی دلتوئيد به الکرانون در بيمارانی که فونکسيون قابل قبولی در دست دارند بکار مي رود که با اين روش قدرت اکستانسيون آرنج بيشتر می شود. همچنين در بيمارانی که قادر به اکستانسيون مچ دست می باشند می توان يکی از اکستانسورها را به فلکسور مشترک انگشتان انتقال داد.

1-(Transcutaneus Electrical Nerve Stimulation )

****

منبع : مقاله " عوارض استخوانی- مفصلی در بيماران دچار ضايعه نخاعی " - تهيه كننده : دکترسيد عبدالحسين مهدی نسب - متخصص ارتوپدی - عضو هيئت علمی دانشگاه علوم پزشکی اهواز-سمينار طب توانبخشی در ضايعات نخاعی - 14-13 اسفند ماه 1376 - دانشگاه علوم پزشکی اهواز چاپ کاروکسين - صفحه 78-74



مقدمه

آیاحرکات شما به واسطه افزایش دردتان، نسبت به گذشته کندترشده است یا اینکه متوجه شده ایدبه تازگی ضعیفترشده اید؟ آیا نسبت به قبل نیازبه کمک بیشتری پیداکرده اید و متوجه شده اید،قادرنیستید کارهائی راکه سابق براین برای شماعادی بودند، مانندگذشته انجام دهید؟آيا در حال حاضر علائم عادی افزايش سن رااحساس می کنیدو يا اينکه با چيزهای ديگری نيز مواجه هستید ؟


هم اکنون در مورد موضوع سالمندی افراد مبتلا به آسيب نخاعی، سئوالات خیلی زیادی مطرح است که در مراکز آموزش و پژوهش توانبخشی افرادنخاعی تحت مطالعه قراردارند. تغييراتی که به دلیل افزایش سن برروی بدن ایجادمی شوند ،ممکن است قابل پيشگيری باشند و می توان با اتخاذ تدابیر جديد ،تاثير آنها را بر روی زندگی روزمره کاهش داد. تحقيقات،درموردشناخت علل شايعی که باعث بروز تغييرات کارکرد بدن دراثرافزایش سن می شوند و بهترين روشهای درمان و پيشگيری از آنها همچنان ادامه دارد. بنابراين،سعی کنیدهمیشه درجریان آخرین اطلاعات روزقرارگیرید.


افرادی که به مدت طولانی ضايعه نخاعی دارند، همزمان باافزایش سن ،عوارض جديدی از جمله درد، خستگی و ضعف را مطرح می نمايند. اين عوارض بر روی کار بدن اثرات منفی دارند. به طوريکه به مرورزمان وبابالارفتن سن ،کار کردن در یک روزکامل، هل دادن ويلچر وطی مسافتهای طولانی، حضور در فعاليتهای اجتماعی، شرکت در امور تفريحی ، نقل و انتقالات،اجرای برخی ازکارها ی روزمره مانند استحمام و انجام کارهای معمولی ،مشکلتر وحتی گاهی اوقات غيرممکن می گردند. بعضی وقتها تغييرات ایجادشده در بدن به حدی هستند که باعث می شوند ، اجرای فعاليتهايی که قبلا" بطور مستقل انجام می شدند ،نيازمند کمک ديگران باشد. بعضی ها فکر می کنند که دردها و رنجها و ضعف بدنی حاصل از افزايش سن ، طبيعی هستند و عده ای نيز از این تغييرات بدنی، هراسان و شگفت زده می شوند. به هرحال بخواهيم يا نخواهيم، موضوعات مذکور اهميت زيادی دارند و بايستی جهت برنامه ریزی درمورد تغييراتی که اجتناب ناپذير هستند،علل آنها تعيين،عوارض مذکور درمان،و بهترين روشهای پيشگيری از افتهای بدنی مشخص گردند .
چه کسانی دارای مشکل هستند؟

اکثرافرادنخاعی که عوارض افزایش سن را تجربه می کنند، در واقع افراد پيری نيستندو غالب آنها در اواسط دهه چهارم عمر خود قرار دارند و معمولا"در حدود 20 سال از ابتلای آنان به ضايعه نخاعی می گذرد. بطورکلی بنظر نمی رسد که سطح و درجه آسيب نخاعی بر روی بروز عوارض حاصل از افزایش سن، تغييری ايجاد نمايد.


عوارض حاصل ازافزایش سن چه چیزهائی هستند؟

1) خستگی


مطالعه ای که اخيرا" در مراکز آموزش و پژوهش توانبخشی ، درمورد عوارض حاصل از افزايش سن افراد نخاعی انجام شده نشان می دهدکه، 61درصد از آنان "خستگی" را بعنوان یک مشکل بزرگ حاصل ازافزایش سن و تغييرات بدنی حاصل ازآن مطرح نموده اند. بسياری از افرادی که سابقا" بسیارفعال و پرتوان بوده اند ،به مرورزمان وباافزایش سن،باکاهش سطح انرژی بدن خودو فقدان انرژی لازم جهت انجام کارهای روزمره متعجب می شوند.بطوری که خستگی خيلی سريعتر از قبل بروزپیدامی کند و اين احساس که حتی برای انجام کارهای ساده نيازبه حداکثر تلاش هستند، خيلی شايع می باشد. برای خستگی تنها يک علت خاص،تعيين نشده و ممکن است اين عارضه ناشی از عوامل مختلف زيادی باشد. البته یکسری مشکلات پزشکی نظير کم خونی، کم کاری تيروئيد، ديابت، افسردگی، مشکلات تنفسی يا بيماريهای قلبی نیزمی توانند باعث بروزخستگی شوند.همچنین مصرف برخی از داروها نظير شل کننده های عضلانی، داروهای ضددرد، مسکن ها، و غيره هم می توانند در بروز خستگی نقش داشته باشند.
نکته مهمی که در مورد تشخیص خستگی وجود دارد، اين است که : ممکن است خستگی دراثرمجموعه ای از عوامل حاصل شده باشد. بنابراین ضرورت دارد که درمورد آن با گروه درمانی و پزشکتان صحبت کنيد و خستگی را جدی بگيريد. يک ارزيابی کامل از وضعيت بدن ، می تواند به شما کمک کند تا عوامل بالقوه خستگی را تشخيص داده و درمان را مستقيما" به سمت مشکلات مذکور معطوف نمائید. گاهی اوقات هم ، هيچ عامل پزشکی برای خستگی يافت نمی شود. در اينصورت، بهتر است عوامل ديگری راکه ممکن است در بروز خستگی نقش داشته باشند ،مورد ارزيابی قرار گيرند تاراهی برای کنترل آنها پيدا شود. از جمله این عوامل می توان به : افزايش استرس، بروز تغييرات درمحيط زندگی(تغییراتی که باعث می شوند،انرژی بیشتری مصرف شود) ، افسردگی، مصرف برخی ازداروها ، و تغييرات ايجاد شده در رژيم غذايی و فعاليتهای بدنی اشاره کرد. کارکنان گروه مراقبت های پزشکی می تواننددرمواردزیربه بیماران کمک کنند تا فعاليتهای زير را به منظور کنترل خستگی خودانجام دهد:


• آموزش فنون مربوط به حرکت(ازجمله روشهای گام برداری با استفاده از تجهيزات ) جهت حفظ انرژی


• ارزيابی نيازهای بیمار در رابطه با وسايل کمکی مختلف وجديد ،همچنین بررسی فن آوريهايی که می توانند نيازهای جسمی بیمار را کاهش دهند.
• تجزيه و تحليل تلاشها و فعاليتهای روزانه فردنخاعی جهت افزايش کارآيی.
• تهيه دستورالعملهای ايمنی درمورد فعاليتهای بدنی و تمرينات ورزشی جهت افزايش بنيه بدنی و استقامت .


2) درد

بسياری از افراد نخاعی دردهای مزمن داشته و باآن زندگی می کنند و هر روز بدنبال راههای مناسبی هستند تا اين مشکل رابرطرف نمایند. اما مبتلايان به ضايعه نخاعی با افزايش سن ،دردهای جديدی را تجربه می کنندکه با دردهای مزمن عصبی آنها که دارای منشاء آسيب نخاعی هستند، متفاوتند. اين دردهای جديد، اغلب در مفاصل يا عضلات شانه ها، مچ دستها، آرنج، گردن يا پشت ايجاد می شوند و ظاهرا" ناشی از آسيب مفاصل، ماهيچه ها يا اعصاب می باشند ويااینکه بعلت فرسودگی و سائيدگی غير طبيعی اندامهابه وجودمی آیند. در واقع فشارهای وارده بر روی شانه ها و دستهای کسی که ويلچر خودرا هل می دهد، با فشارهای حاصل از انجام سایرکارها ، خيلی مختلف هستند. برای مثال، تعداد جابجائیهای انجام شده دریک روز، مقدارمسافت و وضعیت سطوحی که شخص باصندلی خود آنهاراطی می کند ، تعداد دفعاتی که دستها يا مچ در موقع هل دادن ويلچر با چرخ تماس می گيرند، روشی که اغلب هر شخص برای حرکت خودانتخاب می کند، يا اجباری که برای نگاه کردن رو به بالا درموقع محاوره بادیگران دارد ،همگی منجر به اعمال فشارهای غيرطبيعی بر روی عضلات و مفاصل می شوند.بطورکلی در نتيجه تاثیرفشارها،برخی ازعضلات بزرگتر می شوند ،در حاليکه يکسری از عضلات به اندازه لازم مورد استفاده قرار نمی گيرند. اين مسئله باعث عدم هماهنگی عضلات دراطراف مفاصل می شود که می تواند موجب آسيب گردد. آسيب به عضلات و تاندون های شانه از جمله پارگی ماهيچه چرخاننده سر دست، سندرم impingement ، يا ورم مفاصل و تاندونها از عوارض شايع هستند. هل دادن مکررويلچر، استفاده از روش دست باز در جابجائی ها و استفاده از عصاهای زيربغلی يا چوب دستی جهت قدم زدن می توانند منجر به آسيب اعصاب ناحيه مچ دست ها و باعث عوارضی مشابه سندرم تونل کارپال ( مچ دست ) گردند. دردهای ناحيه گردن و پشت می توانند ناشی از استقرار ناجور بدن بر روی ويلچر، اسکليوزيس ( scoliosis= کج شدگی تيرهای پشت از پهلو )، فشارهای غير عادی حاصل از نشستن های طولانی مدت و نشستن نامناسب و يا مربوط به تجهيزات باشد.نکته ای که اهميت زیادی دارداین است که نبايد به اميد اينکه درد برطرف می شود، آن را ناديده گرفت.
اقدامات موردنیازجهت درمان درد : اغلب اگر درمان درد قبل از مزمن شدن آن آغاز شود، نتيجه بهتری گرفته خواهد شد.بطورکلی انجام يک ارزيابی کامل از نوع، موقعيت و علت درد جهت تشخيص صحيح آن ضرورت دارد.
شما باید به گروه درمانی خود اطلاع دهيد که چه فعاليتهائی باعث درد مي شوند، یاچه فشارهایی روی دستهای شما وجود دارد و حتی نحوه اجرای فعاليت های خود را نشان دهيد. بسته به تشخيصی که داده می شود، بايستی روش های درمانی که انجام آنهاامکان پذير است،انتخاب شوند. گزينه ها ی درمانی ممکن است از روشهای محتاطانه تا جدی انتخاب شوند و بطورکلی تاثير روشهای انتخابی بر روی فعاليتهای روزانه شما بايستی مورد بحث قرار گيرند.
در زير مثالهايی از گزينه هايی که می توانند مورد توجه قرار گيرند ،ذکرشده است که بسياری از آنها با کمک گروه مراقبت درمانی شما انجام پذير هستند:


• نحوه اجرای فعاليت ها را اصلاح کنيد.
• درمان درد رابا بهبود کارکرد عضلات آغازکنيد.
• تجهيزات جديد و فن آوری های مورد نياز را شناسايی نمائيد.
• کمک های مورد نياز هر شخص را مشخص کنيد.
• داروهای مصرفی فرد را ارزيابی کنيد و تغييرات و يا اقلام مورد نياز را تعيين نمائيد.
• نياز به گزينه های جراحی را مشخص کنيد.


3) ضعف

افرادی که مدت زيادی از مرحله حاد آسيب نخاعی آنان می گذرد، ضعف های عضلانی جدیدی را گزارش می کنند. بطور کلی اشخاصی که دارای ضايعات کامل هستند و همچنين افراد دارای آسيب های ناقص افت قوای عضلانی را مطرح نموده اند. معمولا" ضعف های عضلانی بصورت تدريجی و خيلی آهسته ايجاد مي شوند. ممکن است ضعف شديد نباشد ،ولی معمولا" تاثير آن بر روی کار اندامهای بدن قابل توجه است. چنانچه ضعف يا افت در کارکرد اندامها خيلی سريع اتفاق بيافتد، لازم است که جهت جلوگيری از عود عوارض عصبی که به سرينگوميليا ( Syringomyelia ) ( تشکيل کيست مملو از مايع در ستون فقرات ) معروف است ،سريعا" بررسی های پزشکی بعمل آيد. علل بالقوه ديگری نيز برای ضعف وجود دارند که ممکن است ناشی از آسيب اعصاب ( از جمله سندرم تونل مچ دست )، تغيير در ثبات وضعيت نخاع، آسيب عضلات و تاندونها يا مفاصل و يا عوارض پزشکی ديگری مانند اسکلروزیس ( تصلب بافتها ) يا ساير اختلالات نورولوژيکی باشند. در هر حال بسيار مهم است که يک ارزيابی پزشکی جهت شناسائی علت ایجاد ضعف بعمل آمده و درمان لازم جهت جلوگيری از افت بيشتر فعالیت اندامها تعيين گردد. در برخی موارد، ضعف غيرقابل برگشت است و استفاده از وسايل کمکی ازجمله بريس ضرورت پيدا می کند تا قوای عضلانی حفظ و نگهداری شود.


توصيه های کلی

اين حقيقت که بسياری از افراد نخاعی مشکلات مرتبط باافزایش سن را تجربه می کنند، بدين معنا نيست که بروز اين عوارض طبيعی می باشد. هر تغييری که در کار اندامها ايجاد می شود را جدی بگيريد و کارکنان گروه درمانی خودتان رانيز ازتغییرات حاصله مطلع نمائید. شما می دانيد که چه وقتی وضعیت شما طبيعی است ،بنابراین موقعی که تغييری ايجاد می شود، سريعا" اقدام کنيد. معمولا" به تاخير انداختن درمان ، مشکل را حل نخواهد کرد و در برخی موارد امکان دارد از دست دادن فرصت ،کار درمان رابا يک مشکل بزرگ مواجه کند.


نکات زير یکسری از راهنمايی های کلی هستند که بايد به ذهن بسپاريد:

• تغييرات بدنی قابل توجه را نپذيريد وسریعا"به آنها رسیدگی کنید.
• يک ارزيابی کامل از مشکل بعمل آوريد.
• به توصيه های ارائه شده در مورد آزمايشات موردنیاز توجه کنيد. قبل از اينکه اطمینان حاصل کنید، اين توصيه ها موثر نيستند، آنها را رد نکنيد.
• با گروه درمانی خودتان در مورد تاثير گزينه های درمانی صحبت کنيد. چنانچه اولين اقدام شما مفيد نبود،سایر گزينه ها را بررسی نمائید.
• گزينه هايی را که از هم اکنون ممکن است بر روی کار آينده اندامها تاثير بگذارند، شناسايی کنيد.


****


منبع:مقاله: " عوارض افزايش سن درافراد ضايعه نخاعی" – مترجم:مهندس عباس کاشي(این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید) - انتشار : مركز ضايعات نخاعي جانبازان – آبان ماه 1387 - برگرفته از سایت :http://www.agingwithdisability.org/factsheets/sci_function.htm


Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100
صفحه8 از18

ورود به سایت



بازدید از سایت

بازدیدکنندگان
40
مطالب
281
وب لینک ها
3
نمایش تعداد مطالب
112181

حاضرین در سایت

ما 19 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم