مقالات فارسی

مقالات فارسی (243)



همين جور الکی نشسته ايد و داريد فکرتان را به هزار جا می بريد و اصلا" مواظب نيستيد! مواظب چی؟ مواظب افکارتان که يک دفعه از آنها برای کنترل ماشينی، دستگاهی، روباتی و خلاصه برای کاری استفاده نکنند. می خنديد؟ پس چند لحظه صبر کنيد تا اصل اتفاق را برای تان را بگوييم تا به جای خنديدن، چشمان تان چهار تا شود . با شرکت ژاپنی هوندا که آشنايی داريد؟ اين شرکت برای اتصال افکار انسانها به ماشين ها، يک گام رو به جلو برداشته است. آنها فن آوری را توسعه داده اند که از سيگنال های مغزی برای کنترل حرکات خيلی ساده يک روبات استفاده می کند.

محققان می گويند اين فن آوری که شرکت هوندا موتور با کمک موسسه تحقيقاتی ATR آن را گسترش داده. در آينده می تواند به جای صفحه کليد يا گوشی های تلفن همراه استفاده شود. همچنين از اين فن آوری می توان برای کمک به افراد دارای ضايعات نخاعی استفاده کرد.

چيزی که در اولين نمايش اين فن آوری در توکيو، نشان داده شد در اين مايه ها بود: يک نفر داخل يک اسکنر تصويری تشديد مغناطيسی ( همان دستگاه MRI خودمان که دکترها و بيمارها با آن سرو کار دارند ) دراز کشيده بود. کار اين دستگاه آشکار ساختن و نشان دادن سيگنال های مغز است. تصوير گرفته شده از مغز توسط يک نرم افزار کامپيوتری تحليل مي شد. سپس سيگنال ها به يک دست روباتيک فرستاده می شد. مثلا" آدم داخل دستگاه MRI دستش را مشت می کرد و سپس باز می کرد و با انگشتان يک علامت V را مي ساخت. چند ثانيه بعد دست روباتيک همه اين حرکت ها را تقليد می کرد. البته برای انجام حرکات پيچيده تر، تحقيقات بيشتری بايد انجام شود. ضمن اين که اين دستگاهی که الگوهای مغزی را می خواند و سيگنال ها را آشکار می کند بايد کوچک تر و سبک تر ساخته شود. مثلا" اندازه يک کلاه تا مردم بتوانند آن را همه جا با خودشان ببرند.

البته استفاده از سيگنال های مغز برای ارتباط با ماشين ها سابقه چندين ساله دارد و روش های مختلفی برای آن ابداع شده است. ولی ويژگی اين فن آوری جديد اين است که در چيزی که هوندايی ها بهش اينترفيس مغز انسان - ماشين و يا BMI می گويند نسبت به روش های گذشته بهبود و پيشرفت خوبی حاصل شده است. مثلا" در بعضی از روشهای قديمی ( روش های تهاجمی ) نياز به عمل جراحی برای اتصال الکترودها و چيزهای ديگر به بدن شخص است. در بعضی ديگر از روش های قديمی ( روش های غير تهاجمی ) نياز به عمل جراحی برای اتصال چيزی نيست ولی مردم بايد آموزش های سختی را پشت سر بگذرانند تا ياد بگيرند چگونه فعاليت های مغزی با قابليت آشکارسازی توليد کنند. مثلا" چون گفتن بله به سادگی قابل تعقيب و آشکارسازی نيست به مردم آموزش داده می شود که برای گفتن بله، فعاليت ذهنی معادل قرار دهند و در هنگام گفتن بله اين فعاليت ذهنی را انجام دهند.

در بعضی روش های ديگر هم مرحله خواندن سيگنال ها، صحت و دقت خوبی ندارد. ولی روش جديد شرکت هوندا BMI اين معايب را ندارد. اين روش جديد غير تهاجمی است ( يعنی نيازی به عمل جراحی نيست ) و نيازی هم به آموزش افراد برای کنترل فعاليت های ذهنی شان نيست و بر اساس همان فعاليت های طبيعی مغز طراحی شده است. صحت و درستی آن هم در درصد بالايی قرار دارد.

ايده اين فن آوری که بر پايه رمزگشايی فعاليت های طبيعی مغز انجام می شود، از مقاله بسيار تحسين شده دکتر يوکياشو کاميتانی محقق موسسه ATR با عنوان رمزگشايی محتوای ادراکی و ذهنی مغز انسان چاپ شده در Neuroscience Nature آمده است. اين تحقيق نشان می داد که رمزگشايی عصبی بر پايه MRI می تواند اين امکان را به يک روبات بدهد که حرکات انگشت يک سوژه ( حالت های بازی سنگ، کاغذ، قيچی ) را با تعقيب پاسخ های هيدروديناميک مغز، تقليد کند. مثلا" آدم داخل دستگاه MRI دستش را يکی ازشکل های سنگ، کاغذ، قيچی در می آورد. وقتی دارد اين کار را می کند تغييرات پاسخ های هيدروديناميکی مرتبط با فعاليت مغزش در هر ثانيه کنترل می شود. يک برنامه کامپيوتری هم سيگنال های خاص توليد کننده حرکت های سنگ، کاغذ، قيچی را استخراج و رمزگشايی می کند. اين اطلاعات رمزگشايی شده به دست روباتيک فرستاده می شود تا حرکت اصلی انجام شده را شبيه سازی کند.

اگر چه بين حرکت سوژه و تقليد حرکت روبات يک تاخير زمانی هفت ثانيه ای وجود دارد ولی محققان توانسته اند با موفقيت به صحت رمزگشايی 85درصد برسند. اين فن آوری اين قابليت را دارد که در ديگر روش های اندازه گيری غير تهاجمی مغز مثل ميدان های مغناطيسی و الکتريکی استفاده شود. اگر چنين اتفاقی بيفتد، انتظار می رود که همين دقت و صحت با تاخير زمانی کمتر و با دم و دستگاه جمع و جورتری به دست بيايد.

اين فناوری در آينده می تواند به جای صفحه کليد يا گوشی های تلفن همراه استفاده شود. همچنين از اين فناوری می توان برای کمک به افراد دارای ضايعات نخاعی استفاده کرد.
پس با اين اوضاع و احوال چنين تصويری چندان هم دور از دسترس نيست. توی ماشين روی صندلی لم داده ايد. يک دفعه به ذهن تان می رسد که ماشين سرعتش را زياد کند و ماشين سرعتش را زياد می کند چند لحظه بعد هم يک دفعه تصميم می گيريد کناری بايستيد و چيزی بخوريد. بدون هيچ حرکتی ماشين سيگنال های مغزی شما را دريافت کند و همين کار را انجام خواهد داد. حالا متوجه شديد که چرا بايد مواظب افکارتان باشيد؟

****

منبع : مقاله "مغز، فکر، روبات، حرکت " - تهيه كننده : محمد جباري - روزنامه جام جم -ضميمه كليك -يك شنبه 28 خرداد 1385

هر چند اغلب این گونه تصور می شود که فردی که روزانه بصورت جدی تلاش جسمی می کند را می توان یک ورزشکار نامید ولی آیا بین فعالیت بدنی روزانه و فعالیت بدنی و ورزش تفاوت و تمایزی وجود دارد که برای درک این مطلب با بازنگری تعاریف علمی این لغات می توان به پاسخ این سوال دست یافت.


فعالیت بدنی روزانه : به هر گونه فعالیتی که افراد در طی یک روز انجام می دهند را فعالیت بدنی گویند و چه بسا این فعالیت ها باعث تقویت یا آسیب به فرد شود خالی از بعد نتیجه به چنین حرکاتی که چهارچوب منظم و خاصی ندارد فعالیت بدنی اتلاق می شود.


فعالیت بدنی :به هر نوع حرکات بدنی ،نرمش و ورزش که آمادگی و ورزیدگی جسمی وبدنی ، تندرستی و سلامت افراد و خانواده ها را افزایش داده یا حفظ می کند ،گفته می شود .


ورزش : معنای لغوی ورزش به معنای ورزیده و کسی را گویند که مواظبت و ممارست بسیار در کاری داشته باشد که با توجه به معنای لغوی ورزش نبایست از یاد برد که اهداف فعالیت های ورزشی در صورت تکرار و تمرین حاصل می شود(1).


با توجه به تعاریف ارائه شده می توان نتیجه گرفت تفاوت فعالیت بدنی روزانه با فعالیت بدنی یا ورزش در هدف، قانونمند و منظم بودن فعالیت بدنی است همچنین تفاوت فعالیت بدنی با ورزش در تکرار و ممارست است به گونه ای که فعالیت بدنی که در طی یک مدت معین، توسط ورزشکار اجرا شود بعنوان فعالیت ورزشی آن فرد مشخص می شود.


فعالیت های ورزشی شامل فعالیت هایی هنرمندانه و علمی است که افراد مختلف با شرایط جسمی و روحی متفاوت با اهداف متنوع مانند کسب سلامتی، حفظ سلامتی، گذراندن اوقات فراغت، قهرمانی در قالب تمرین و مسابقات به انجام آن می پردازند که با این تفاسیر می توان نتیجه گرفت فعالیت ورزشی نیازمند قانون، زمان و مکان خاص خود می شود بنابراین پریدن از روي یک مانع در مقابل دیدگان هزاران نفر در یک میدان سر پوشیده فعالیت ورزشی است در حالی که پریدن از روي یک چشمه هنگام پیاده روي در روستا فقط تلاش براي خیس نشدن پاي فرد است(2).

با توجه به اینکه فعالیت های ورزشی در قالب هنر و علم تشکیل دهنده ی المپیزم، بعنوان رایجترین فلسفه ورزش است، انجام هر فعالیت ورزشی بایست بر اساس آگاهی از ظرافت های علمی و هنری آن ورزش باشد تا بتواند برای فرد مفید واقع شود که در غیر اینصورت چه بسا انجام فعالیت ورزشی بدون دانش کافی خود عاملی برای تشدید آسیب های روحی و جسمی باشد. انتخاب ورزش در بین معلولین بایست متناسب با شرایط جسمی آنها انتخاب شود که برای انتخاب صحیح بایست ابتدا با رشته های ورزشی مختلف آشنا شوند و سپس بر اساس علاقه مندی و استعداد خود بتوانند رشته ی ورزشی متناسب را انتخاب کنند تا با انجام فعالیت های ورزشی صحیح بتوانند به اهداف از پیش تعیین شده ی خود دست یابند.(3).

اهمیت و قدمت ورزش


در عصر حاضر ورزش بعنوان یک زبان بین المللی در بین جامعه های بشری در حال کاربرد است از این رو تعاریف، تنوع رشته های ورزشی و طبقه بندی فعالیت های ورزشی بسیار گسترده است. امروزه ورزش می تواند برای حل مسائل و مشکلات اجتماعی و اقتصادی، سلامتی و تربیتی استفاده شود (4). برای نمونه برخی اهداف جسمانی عبارتند از حفظ دامنه حرکتی مفاصل ، بهبود انعطاف پذيری، توسعه و پيشرفت در روند توان بخشی، بهبود استقامت قلبی- تنفسی، بهبود تعادل، پر کردن اوقات فراغت، تقويت روحيه افراد، کاهش آثار منفی روانی از جمله اضطراب ، استرس و برخی اهداف اجتماعی عبارتند اجتماعی شدن، اعتماد به نفس، نظم پذیری، احترام به قوانین، همکاری، تقویت ارزش های انسانی مانند شجاعت، صداقت و...می باشد.

به نظر می رسد اکثر مردم به يک يا چند دليل از چهار علت جسمی زير ورزش مي کنند: بهبودوضعیت انعطاف پذيری بدن،افزايش قدرت بدنی،افزايش استقامت يا آمادگی هوازی ، بهبود شکل بدن که می توان هر یک از این فاکتور ها را عامل مهمی در بهبود و نگهداری از سلامت روحی جسمی یک فرد دانست(5). فعالیت های ورزشی قدمتی به اندازه تاریخچه زندگی انسان دارد. هر چند در عوام از فعالیت ورزشی ، فعالیت بدنی نسبتا طاقت فرسا تصور می شود ولی جالب است بدانیم برخی ورزش ها نیازی به چنین فعالیت هایی ندارد.


در تقسیم بندی فعالیت های ورزشی می توان فعالیت های ورزشی را به دو بخش جسمی و فکری تفکیک کرد که در ادامه بصورت کلی تعریف می شوند:

ورزش فکری

عبارت از فعالیتی است که در جهت به کار انداختن مغز به منظور گسترش فکر و سرگرمی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ورزش‌های فکری در جهان امروزی بسیار با اهمیت بوده و بیش از صدها نوع از آن‌ها موجودند.

جهان پیشرفته برای کودکان، نوجوانان، جوانان، کهن‌سالان، معلولین و از کار افتادگان انواع گوناگونی ورزش‌های فکری الکترونیکی و غیر الکترونیکی بروی شیشه، کاغذ، چوب و غیره را اختراع نموده‌اند و می توان در کشورهای مختلف ورزش های فکری را یافت که ریشه در فرهنگ و ارزش های آن کشور دارند، یافت که مزایای بسیاری برای افرادی که به انجام آن می پردازند دارد از جمله نشاط، سلامتی، تقویت حافظه، تغییر روحیه و... (6).

ورزش جسمی


به مجموعه ورزش هایی که انجام آن مبتنی بر فعالیت بدنی است گفته می شود که دارای رشته های گوناگونی مانند والیبال نشسته، بسکتبال روی ویلچر، فوتبال، تیر اندازی می باشد که فرد با تلاش و انجام حرکات موزون و هدفمند بدنی با رعایت یکسری قوانین از قبل تعیین شده در غالب تمرین و مسابقه سعی در ایجاد سلامتی و کسب درآمد بعنوان ورزشکار حرفه دارد.

سلامت جسمی و روحی


روح و جسم انسان دو روی یک سکه اند که سلامت انسان را تضمین می کنند و فعالیت های ورزشی سعی در تقویت جسم و روح انسان را دارد. با توجه به اهداف فعالیت های ورزشی که تقویت و شکوفایی توانایی جسم و روح همچنین پیشگیری کاهش و نقص سلامت جسم و روح است می توان این انتظار را داشت که افراد هر چند مشغول به ورزش فکری بدون کوچکترین حرکتی باشند توانسته اند توانایی های روحی خود را تقویت کنند و سلامت خود را بهبود بخشند.

علاوه بر فواید ذکر شده جسمی و روحی؛ دو هدف ویژه فعالیت های ورزشی برای معلولین شامل تغییر نگرش، تفکر و دیدگاه معلولان نسبت به خود و تغییر نگرش، تفکر و دیدگاه جامعه نسبت به معلولیت و نیازهای آن می باشد.

فعالیت های ورزشی در معلولین علاوه بر تضمین سلامت این قشر می تواند بعنوان یک حلقه ی ارتباطی بین معلولین و سایر افراد عمل کند به گونه ای که افراد جامعه با معلولیت و شرایط آن آشنا شوند و مسئولیت خود را در برابر پدیده ی معلولیت به درستی ایفا کنند. (7)

ورزش و درمان


درمان یعنی به کاربردن مجموعه تدابیری برای کاهش و برطرف کردن نقص و آسیب ایجاد شد ه در سیستم سلامتی انسان که به صورت نجویز دارو و فعالیت های درمانی مانند ورزش درمانی و روان درمانی می باشد که طی فرآیند شامل بررسی، تشخیص، برنامه ریزی، اجرا و ارزیابی حاصل می شود(8).

در عصر کنونی ورزش بعنوان یک شیوه درمانی مورد کاربرد است از ویژگی های ورزش درمانی تنوع حرکات و رشته های مختلف است که می تواند با توجه به علایق، فیزیک افراد و استعداد آنها برای ترمیم و بهبود سلامتی افراد بکارگرفته شود که بعنوان یکی از مولفه های اصلی پر کردن اقات فراغت نیز محسوب می شود که افراد را با روحیه و استعداد مشابه کنار هم جمع می کنند و علاوه بر ورزش بصورت غیر مستقیم به افراد کمک می کند تا روحیه خود را تقویت کند و راهی برای پیشگیری از افسردگی بیابد و با عزمی جمعی به مقابله با محدودیت ها بپردازد.

فعالیت های ورزشی شامل جسمی و فکری برای افراد بویژه معلولین کمک می کند که تا لحظات سر شار از لذت را تجربه کنند که هر چقدر این لذت بردن بیشتر باشد ورزش بعنوان یک عامل انگیزشی برای درمان کاربرد دارد.

محدویت های ورزشی


البته نبایست از یاد برد فعالیت ورزشی که فرد برای پرداختن به آن مجبور شود استقلال خود را با وابستگی عوض کند نه تنها لذت بخش نیست بلکه عذاب آور است که می توان برخی از عواملی که باعث کاهش لذت از ورزش کردن می شود را اینگونه ذکر کرد(9):
1 – نبود امکانات و تجهیزات مناسب برای معلولین
2 – عدم دسترسی آسان به اماکن و مجموعه های ورزشی
3 – برخورد نامناسب کارمندان مجموعه های ورزشی با پدیده ی معلولیت به دلیل ناآگاهی از نیازها و ویژگی های پدیده ی معلولیت
4 – طراحی و معماری نامناسب اماکن و مجموعه های ورزشی
5 – نبود فضاهای مناسب برای گردهمایی بعد از انجام فعالیت ورزشی برای برقراری ارتباطات دوستانه بین معلولین و همراهان آنها با هم

منابع


1 – لغت نامه دهخدا
2 – کتابخانه ی مجازی الکترونیک ایران، 90، ورزش چیست؟.
3 – میرزا حسینی، امید.(1392).مشارکت معلولین در ورزش همگانی با در نظر گرفتن نوع محدودیت های حرکتی و کلاسبندی پزشکی ورزشی _ ورزشی، اولین همایش واکاوی و تبیین راهبردی فرمایش های مقام معظم رهبری در حوزه ورزش همگانی و فعالیت بدنی.
4 – نیک شعار، اکرم. (1387)، نقش ورزش در صلح جهانی،نشریه رشد و آموزش تربیت بدنی، شماره 3، ص50-53.
5 – کاشی، عباس.(1387).هدف از ورزش درافرادنخاعی، مرکز ضایعات نخاعی جانبازان
6 – مطالب موجود در ویکی پدیا
7 – جایگاه ورزش همگانی برای جانبازان و معلولان عباس اردستانی. عباس، مشرف جوادی. بتول ،سید باقری. سید احمد.(1392). اولین همایش واکاوی و تبیین راهبردی فرمایش های مقام معظم رهبری در حوزه ورزش همگانی و فعالیت بدنی.
8 – حقگو جهرمی، مهران.(1392). نگاهی به فرآیند و برنامه مراقبت پرستاری
9 – سجادی، سید نصرالله. جعفری، حسین.(1389). طراحی و نگهداری اماکن و تاسیسات ورزشی، چاپ اول، تهران: انتشارات آوای ظهور.

 

****


منبع : مقاله " معلولین، ورزش فکری و جسمی " - محمد حسین میرسلیمانی کارشناسی ارشد مدیریت ورزشی-انتشار: مرکز ضایعات نخاعی جانبازان- فروردین 1393 -www.isaarsci.ir

 


گفتيم معلولان تأمين شغلي ندارند، گفتند افراد سالم هم بيكارند. گفتيم امكانات دارويي و درماني براي معلولان محدود است، گفتند براي سالم‌ها هم محدوديت داريم. گفتيم وسائط ويژه حمل و نقل معلولان در كشور موجود نيست، گفتند با وسائط نقلية عمومي براي افراد سالم هم دچار مشكل هستيم.

اگر از مقوله برتر دانستن اين افراد سالم (كه مي‌دانيم هيچ فرد سالمي در دنيا وجود ندارد) نسبت به معلولان بي‌سر و صدا بگذريم و حق استفاده از تمامي امكانات را در مرحله اول براي افراد به ظاهر سالم مشروع بدانيم، فكر نمي‌كنم بتوان كسي را يافت كه در مورد تفريح و گذران اوقات فراغت نيز با چنين توجيهي موافق باشد. به عبارت ديگر معتقد باشد كه معلولان در درجه دوم اولويت برخورداري از امكانات تفريحي قرار دارند، بلكه همه مي‌دانند و معتقدند هر انساني با هر شرايط بدني و روحي احتياج به تفريح و امكانات مناسب و البته مساويِ گذران اوقات فراغت دارد.

خوشبختانه در اين مورد كسي هم بخيل نيست. يعني ممكن است شما با ديدن فرد معلولي كه فلان سمت را در فلان مؤسسه دارد، با خود بگوييد كه پسر يا دختر من با چنين مدرك تحصيلي بيكار است و اين سمت قطعاً در درجه اول حق مسلم اوست، ولي يقين دارم كه با ديدن معلولي كه در حال تماشاي يك فيلم ويدئويي است، نه فقط احساس رقابت و حسادت نمي‌كنيد، بلكه آن را بسيار مناسب روحيه فردي با مشكلات جسمي و حركتي يا ذهني و رواني مي‌دانيد.

همه مي‌دانيم و پذيرفته‌ايم كه با يا بدون توجيه، امكانات تفريحي در كشور ما نسبت به بسياري از كشور‌هاي ديگر دنيا در حد بسيار پاييني قرار دارد.شايد باكمي دقت بتوان دريافت كه سالن‌هاي سينما و تئاتر، تنها مكان‌هاي قابل توجه تفريحي در بسياري از شهرهاي كشور ما است. هر چند در بيشتر نقاط كشور ممكن است تنها يك سالن سينما يا تئاتر وجود داشته باشد،آن‌هم باكيفيتي پايين‌تر از حد استاندارد.شايد شمايي كه به علت رشتة تحصيلي يا نوع شغل و مشغوليت‌هاي خود با معلولان و مسائل مربوط به آنها آشنا نيستيد، در مورد چگونگي استفاده از همين امكانات ساده تفريحي آگاهي چنداني نداشته باشيد. اما براي يكبار هم كه شده انديشيده‌ايد معلولي كه روي ويلچر نشسته است، چگونه مي‌تواند از يك سالن سينما يا تئاتر استفاده كند؟

قطعاً مي‌دانيد كه يك فرد ويلچري براي بالا رفتن از پلكاني كه شما هر روز به راحتي و بدون فكر كردن از آن بالا مي‌رويد، دچار مشكل اساسي است. سطح شيبدار، البته در صورت استاندارد بودن از نظر جنس،زاوية شيب، عرض، نرده دار بودن و...، به يك فرد ويلچري اين قابليت را مي‌دهد كه او نيز بدون انديشة زياد خود را به همان مكاني كه شما رسيده‌ايد برساند. شايد بر اين عقيده باشيد كه يك معلول ويلچرنشين با كمك گرفتن از دوست سالم خود خواهد توانست از پلكان هر ساختماني بگذرد، ولي هدف غايي توانبخشي رساندن فرد معلول به حداكثر رساندن استقلال ممكن است. بينديشيد كه چقدر دشوار خواهد بود اگر بر اثر قطع شدن انگشتان دست راستتان مجبور باشيد براي نوشتن هر مطلب كوچكي سايه دوستي را بالاي سر خود حس كنيد. آيا در اين صورت ترجيح نخواهيد داد كه با تمرين و ممارست به يك چپ دست ماهر تبديل شويد؟ چند سالن سينما يا تئاتر سراغ داريد كه داراي سطح شيبدار است؟ مي‌دانيد كه سطح شيبدار الفباي مناسب‌سازي و برابري فرصت‌هاست. جاي دوري نرويم. در همين تهران بزرگ كه امكانات تفريحي‌اش از هر كجاي ايران وسيع‌تر است، چند سالن سينما با سطح شيبدار مناسب مي‌توان يافت؟ يا چند سالن تئاتر؟

بسيار ساده است. از همين امشب امتحان كنيد.به هر سالن سينما يا تئاتري كه مي‌رويد خوب دقت كنيد. يك نگاه اجمالي كافيست. (پيشنهاد مي‌كنم از تئاتر شهر شروع نكنيد، با آن سالن‌هاي زير زميني و پلكان‌هاي پيچ در پيچ،) و پس از آن يك لحظه، فقط يك لحظه بينديشيد كه در عبور از همين خيابان مقابل سينما دچار سانحه رانندگي شويد و مجبور باشيد تا آخر عمر بر ويلچر بنشينيد. عجيب نيست. دقت كنيد! بسياري از افرادي كه امروز بر ويلچر مي‌نشينند روزي مانند شما براي رسيدن به چنين مكان‌هايي دچار مشكل نبودند. فقط يك حادثه كوچك كافيست. زياد فكر نكنيد، ممكن است لذت ديدن فيلم را از دست بدهيد.

 


نكتة آخر

شروع نهضت‌هاي كمك به معلولان و برابري فرصت‌ها فقط با شكايت از مسئولان و گله از آنها ميسر نمي‌شود بلكه آگاهي همه جانبه همه ما را از مسائل معلولان، يعني همين افرادي كه بي‌سرو صدا، در اطراف ما زندگي مي‌كنند و كوله باري از مشكلات را جداي از مشكلات همه انسانها به دوش‌ مي‌كشند، طلب مي‌كند.

در پايان تأكيد مي‌كنم كه امكانات موجود در هر كشور، اعم از امكانات آموزشي، بهداشتي، حرفه‌اي، اجتماعي و فرهنگي متعلق به همه افراد آن كشور، اعم از سالم و ناسالم و همه سهم يكساني از اين امكانات دارند.

****

منبع : مقاله " معلوليت در كمين همه " - تهيه كننده : آرش امين زاده- انتشار : روزنامه اطلاعات -18 فروردين 1388

دو نوع نگاه فلسفي به پديده معلوليت وجود دارد که قابل تامل و بحث است. مطلب زير به اختصار توضيحي درباره اين ديدگاهها ‌دارد.

نخستين نگاه، نگاه سنتي به مقوله معلوليت است كه تا پيش از تصويب قانون 1990 رواج داشته است و به طور عمده آن را «مدل طبي» مي‌نامند. بنابراين نگاه ، فرد معلول كسي است كه ميزان سلامت او پايين‌تر از خط سلامت افراد طبيعي قرار مي‌گيرد. در اينجا فرض آن است كه نوع و گونه انسان بنابر واقعيت‌هاي بيولوژيك داراي مرز مشخص و ثابتي براي سلامتي است.‌

اين مرز كه كاملاً عيني است، افراد طبيعي را از افراد غيرطبيعي جدا مي‌كند. به عنوان مثال زيست‌شناسي به ما مي‌گويد كه ديد انسان طبيعي فلان ميزان است، آن‌گاه هر كس كه صاحب چنين ميزان ديدي باشد طبيعي و هركس كه نباشد، معلول خواهد بود.‌

پيش فرض اين نگاه به معلوليت آن است كه جداسازي معلولان از افراد عادي، امري كاملاً عيني و فارغ از جنبه‌هاي اجتماعي است، بنابراين پزشكان يگانه گروه صاحب صلاحيت براي تعيين افراد معلول محسوب مي‌شوند.

به زبان فني‌تر، معلوليت يك «پديده طبيعي» است و افراد معلول بنابر ملاك‌هاي عيني كه همانا ويژگي‌هاي ذهني و بدني آنها است، فارغ از هرگونه بستر و زمينه اجتماعي، در اين رده قرار مي‌گيرند.

امروزه اجماع عمومي ميان نظريه‌پردازان، نفي مدل طبي و روي آوردن به «مدل اجتماعي» است.

نكته اصلي در اين مدل آن است كه ميزان كارايي و بهره‌اي كه ما انسان‌ها از اندام و توانايي‌هاي خود مي‌بريم، علاوه بر ويژگي‌هاي شخصي ما به اجتماعي كه در آن زندگي مي‌كنيم نيز وابسته است.

در نظر بگيريد كه فردي داراي سيستم خاصي از حركت است و امكان بالا رفتن از پله‌ها را ندارد.

اين فرد در جامعه‌اي كه ساير افراد آن براي بالا رفتن از ارتفاع صرفا از پله استفاده مي‌كنند، معلول به حساب مي‌آيد، اما در جامعه ديگري كه افراد از آسانسور يا سطح شيب‌دار استفاده مي‌كنند، متمايز از بقيه نخواهد بود. به عبارت ديگر نكته آن است كه افراد داراي طيف وسيعي از توانايي‌هاي فيزيكي هستند.‌

اين كه كدام سطح از اين توانايي‌ها طبيعي به حساب‌ آيد و كدام يك نشانه معلوليت باشد توسط اجتماعي كه فرد در آن زندگي مي‌کند، معلوم مي‌شود. فرد نابينا در ايران معلول مطلق است، چون هيچ امكاني براي حركت او در خيابان نيست؛ اما در كشوري غربي به مدد سگ‌هاي مخصوص، علائم بريل و ساير امكانات به آن درجه معلول نيست.‌

اكنون با داشتن چنين نگاهي به معلوليت به سادگي مي‌توان نتيجه گرفت كه تك تك ما و در واقع جامعه ما، در اين تصميم كه چه كسي معلول و چه كسي عادي است، شريكيم.

اين جا است كه تك‌تك مهندسان، معماران، قانونگذاران و افراد عادي تكليف اخلاقي مي‌يابند با اتخاذ تصميماتي، كمترين افراد را در گروه معلولان قرار دهند. معلوليت امري نيست كه بدون دخالت ما در طبيعت موجود باشد.

ما معلوليت را مي‌سازيم و بنابراين از نظر اخلاقي موظف‌ هستيم تا آن جا كه ممكن است كمترين تعداد افراد را در گروه معلولان قرار دهيم.‌

****

منبع : مقاله "معلوليت از نگاه‌هاي مختلف " دكتر حسين شيخ‌رضايي‌-انتشار: ضميمه روزنامه اطلاعات 6 آبان 1388


خانم مل کلارک در مسابقه تير و کمان برای رسيدن به هدفش با تمام نيرو و توانش ظاهر شد زماني که او در مسابقات جهانی تير و کمان سال 2003 آمريکا شرکت کرد مقام دوم جهانی را کسب کرد مدت زيادی نبود که او خود را در يک مبارزه برای کسب مدال درگير کرده بود.

مل می گويد داشتم واقعا" خوب تير می زدم و همه چيز عالی بود اما در عرض بيست دقيقه همه چيز به هم خورد و من بی هوش شدم. پزشکان گفتند او تنها 24 ساعت می تواند زنده بماندحتی برای تنفس مشکل داشتم دستگاه اکسيژن وصل کرده بودند . مل که بخاطر سالم بودن جسم و مغزش احساس غرور و سربلندی می کرد اينک در يک قدمی مرگ قرار داشت.

چه چيزی موجب اين فاجعه شده است؟ تنها نيش حشره ريزی بنام کنه .

پزشکان هيچ اميدی به زنده ماندن مل نداشتند و اعتقاد داشتند حشره بسيار ريزی مل را دچار عفونت کرده است و به يک بيماری عفونی مبتلا کرده. ويروس مهلکی که حتی می تواند مشکلات عصبی، قلبی، آرتروز را به همراه داشته باشد.

بيماری توسط يک باکتری که از طريق نيش حشره ای که روی بعضی حيوانات زندگی می کنند به انسان منتقل می شود.

اما مل در يک مسابقه ی سطح بالا با شجاعت تمام و اراده محکم مشتاقانه شرکت و به مشکلات پيش آمده غلبه کرد و در مسابقات جهانی تير و کمان معلولين که در ايتاليا برگزار شد مدال طلا کسب کرد.

در سال 2003 جهت شرکت در مسابقات تيرو کمان به کشورهای هلند، فرانسه و ترکيه سفر کرد اما در جولای همان سال در هنگام برگزاری مسابقه در نيويورک ، مل ناگهان بيهوش شد. مل می گويد ناگهان در سمت راست بدنم و همچنين سينه احساس درد کردم ضربان قلبم به شدت بالا رفت تنها چيزی که به خاطر دارم اين است که مربی ام منو زير سايه برد تا اينکه وقتی چشمهايم را باز کردم فهميدم از دو هفته پيش در بيمارستان بستری هستم.

مل به مدت دو هفته در بيمارستان در حالت کما بسر برد تا اينکه بعد از هوشياری فهميد که توانايی هيچ کاری را ندارد. مل می گويد من واقعا" شوکه شده بودم من حتی نمی توانستم نفس بکشم و به وسيله دستگاه هوا رسان زنده بودم و بوسيله لوله ای تغذيه می شدم. اين اتفاق واقعا" غير منتظره بود من قبلا" خيلی سالم بودم.

مل که از شانزده سالگی ورزش تير و کمان را انتخاب کرده بود تصميم قاطع گرفته بود که برای پيدا کردن روشی برای بازگشت به سلامتی مبارزه کند. موقعی که از بيمارستان مرخص می شد دکترها اطلاع دادند که او دچار بيماری عفونی شده است. مل که برای زنده ماندن جنگيده و پيروز شده بود، به واسطه تبعات شدید تر بيماری از کمر به پايين فلج و از يک چشم نابینا شد، معلوليتی که آرتروز زود رس و اختلالات گوارشی و عصبی را به دنبال داشت و او را برای يک عمر ويلچری کرد.

تمرين برای مسابقات 2008 پکن :

وقتی مل احساس کرد بهبودی نسبی حاصل شده خود را برای يک مبارزه جديدتر آماده نمود او بايد در مسابقات جهانی تير و کمان معلولين سال 2005 شرکت می کرد اما خاطره ی بدی که در روز سرنوشت ساز سال 2003 برای او پيش آمده بود هنوز فکر و ذهن او را آزار می داد اما مل تصميم نداشت در مقابل مشکلات پيش آمده تسليم شود و توانست بر بيماری و معلوليت غلبه کند و در سپتامبر با کسب مدال طلا پرچم تيم بريتانيا را به اهتزاز در آورد او می گويد اين مسابقات از من يک انسان قوی و نيرومند ساخته است.

مل دارای 10 رکورد در مسابقات افراد سالم و 6 رکورد در مسابقات جهانی معلولين است.

او هم اکنون مشغول تمرين به منظور شرکت در مسابقات پارالمپيک 2008 پکن است.

****

منبع : کتاب " معلولیت بخاطر نیش کنه " -ترجمه : سارا عزیزی - برگرفته از اینترنت - انتشار سایت مرکز ضایعات نخاعی جانبازان- اسفند

1385


به واقعيتهای زير توجه کنيد

- ميزان سيگار کشيدن دربين زنان مبتلا به محدوديتهای جسمی يا ناتوانی ،درمقايسه با ساير زنان بيشتر است.
- يک مطالعه علمی نشان داده که در ايالات متحده، زنان جوانتر که دارای محدوديتهای بدنی هستند، دو برابر ساير زنان هم سن خود تمايل به مصرف سيگار دارند.
- بسياری از زنان مبتلا به محدوديتهای بدنی اظهار می دارند که آنها بخاطر افسردگی و استرسهائي كه دارند ،سيگار مصرف می کنند.
- زنانی که محدوديت های جسمی دارند بيشتر از ساير زنان ،در معرض خطر عوارض تنفسی، اختلالات گردش خون، پوکی استخوان و مشکلات پوستی قرار دارند. بطوركلي مصرف سيگار خطرابتلا به مشکلات مذکور را افزايش می دهد.
- زنان سيگاری که مبتلا به مشكلات حركتي هستند،نسبت به ساير زنان سيگاری ،کمتر توسط پزشکان خود مورد معاينه قرار می گيرند.
- تنباکوی موجود در سيگار، روند بهبودی افراد را کند می كند.
- زنانی که سيگار می کشند، بيشتر در معرض خطرات بارداری و داشتن نوزادان نارس قرار دارند.

خطرات مصرف سيگار
• مصرف سيگار يا قرار گرفتن در معرض دود آن می تواند باعث بروزسرطان، سکته، قاعدگی زودرس، افزايش چين و چروک صورت، افت دائمی صدای افراد و ناراحتيهاي دستگاه ادراری شود.
• بطوركلي مصرف سيگار خطر حملات قلبی افراد را دو برابر می کند.
اگرشما جزوزنانی هستيد که محدوديتهای جسمی دارند:
• با ساير زنانی که سيگار را ترک کرده اند، در موردموضوعاتي مانند :"عوارضی که داشته اند و يا موفقيتهايی که با ترک آن بدست آورده اند" صحبت کنيد.
• از دوستان و اعضای خانواده خود بخواهيد تا شما را حمايت کنند تا به يک گروه حمايتی بپيونديد، يابا انجمن ريه يا سازمانهای مشابه ارتباط برقرار کنيد.
• بخاطر داشته باشيد که مشكلات شما با مصرف سيگار بهتر نخواهند شد.
• ساير روشهای تسکين استرس را ياد بگيريد :از جمله گوش دادن به موسيقی های آرام بخش و يا صحبت کردن با افرادمناسب، و ياحمام کردنهائی كه مي توانندباعث آرامش وتمدداعصاب شوند.
نکات بيشتری كه زنان دارای محدوديتهای جسمی مي توانند در مورد ترك سيگار مورد توجه قراردهند:
• تاريخی را برای ترک سيگارتعيين کنيد و از دوستان و علاقمندان و همکاران خود بخواهيد تا شما را حمايت کنند به نحوي که هيچ کسی در اطراف شما سيگار نکشد.
• فهرستی از دلايلي راكه بايد سيگار را ترک نمائيد،تهيه نموده و آنرا در جائی قرار دهيد که بتوانيد هر روز آنرا ببينيد.
• هر زمانی که خواستيد سيگار بخريد ،پول آنرادر يک جای مخصوص كه براي آن درنظرگرفته ايد، پس انداز کرده و آنرا به عنوان جايزه اي كه به خود مي دهيد، برای خريد چيزهای ديگر خرج کنيد.
• از پزشکتان بخواهيد که درباره جايگزينی چيزهای مفيد با سيگار به شما کمک کند.
• در مورد شکست آمادگی داشته باشيد.اما اگر در مبارزه با ترك سيگار شکست خورديد، به فکر تماس با اشخاص يا سازمانها ي مفيدديگرباشيد.
• اگر شما درترك سيگارشکست خورديد و مجددا" به سمت آن رفتيد، آنرا فراموش کنيد.
• باترك سيگار،از اينکه سيگار کشيدن را بعنوان يک چيز پايان يافته تلقی مي كنيد، احساس غرور و سربلندی کنيد.
اگر شما زنی هستيد که دارای ناتوانی های جسمی هستيد و :
• از نظر فعاليت های بدني در محدوديت شديدی قرار داريد.
• اضافه وزن داريد يا چاق هستيد.
• از گذشته برخی از عوارض ناشی از شرايط و محدوديتهای جسمی داريد.
• دارای درآمد کمی هستيد و در زير سطح فقر زندگی می کنيد.
• و يا
• كسي را نداريد كه به اندازه كافي به شما كمك كند .
...... بنابراين بيشتر از بقيه در معرض خطرات حاصل ازمصرف سيگار قرار داريد.
يكي ازافرادنخاعي چنين مي گويد:"من با ترك سيگار،درواقع جلوي آسيب به خودم رامي گيرم."


****


مقاله:" مصرف سيگار در زنان مبتلا به محدوديتهای جسمی" – مترجم: مهندس عباس كاشي (این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید) - انتشار : مركز ضايعات نخاعي جانبازان – دي ماه 1387 - برگرفته از:سايت www.bcm.edu/crowd

جور دیگر باید دید...

بچه محله كیان پارس اهواز، ساكت است و آرام! حتی وقتی از لحظه تصادفش می گوید، توی نگاهش، نه رنجیدگی می بینی و نه ناراحتی! آنقدر كه باور می كنی همه آن لحظه های سخت را پشت سر گذاشته و حالا فاطمه قمیشی در 29 سالگی فقط به آینده فكر می كند... آینده ای كه می تواند روشن باشد!

روز واقعه

19 سالم بود، اول جوانی و شادابی و تحرك! دانشجو بودم در تهران. با برادرم داشتیم برمی گشتیم اهواز كه خانواده ام را ببینم. یك دفعه لاستیك ماشین تركید و تصادف كردیم. از ماشین پرت شدم بیرون. چشم كه باز كردم، دیدم برادرم بالای سرم ایستاده، پرسید: حالت چطوره؟ گفتم: خوبم! فقط سرم درد می كنه!

دستش را به طرفم دراز كرد: « پس دستت رو بده به من و بلند شو!» خواستم بلند شوم، اما هیچ چیز را حس نمی كردم... انگار نه دست داشتم... نه پا... گفتم: نمی تونم ... من از گردن به پایین فلج شدم! یعنی همان لحظه تصادف فهمیدم كه دیگر نمی توانم راه بروم. بعد كه به بیمارستان رفتیم، معلوم شد از ناحیه مهره پنجم گردن قطع نخاع شده ام.

روزهای سخت

بعد از این حادثه، مدتی گذشت تا من و خانواده ام متوجه شویم چه اتفاقی برای من افتاده است. رو به رو شدن با این واقعیت كه من باید از این به بعد، روی صندلی چرخدار زندگی كنم، سخت بود؛ هم برای من، هم برای خانواده ام! یعنی در وهله اول، اصلاً قبول نمی كردم كه حتی برای چند دقیقه روی ویلچر بنشینم؛ ولی بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم كه همین صندلی چرخدار می تواند به من استقلال بدهد. سخت بود؛ اما بالاخره قبول كردم كه ویلچر پای دوم من باشد. وقتی با این مساله كنار آمدم، یك دفعه موضوع دستهایم پیش آمد. با خودم گفتم پس دستهایم چی؟

یك نقطه شروع

آشنایی من با خانم دكتر میرفتاح خیلی اتفاقی بود. خانم دكتر، خودشان هم یك معلول ضایعه نخاعی بودند و روی ویلچر می نشستند. تحول زندگی من هم از همین دیدار شروع شد. شاید به گونه ای، دكتر میرفتاح الفبای زندگی با معلولیت را به من یاد داد. او بارها به من گفت: «حالا كه در این موقعیت قرار گرفتی، چاره ای نداری جز این كه این شرایط رو قبول كنی و سعی كنی موفق باشی!» همیشه و همه جا گفته ام كه ایشان، مادر دوم من هستند. به هر حال من تصمیم گرفتم دوباره درس بخوانم. من قبل از تصادف، دانشجوی رشته شیمی بودم. ولی چون رشته شیمی احتیاج به كار در آزمایشگاه داشت و انگشت های من هیچ حركتی نداشتند، تصمیم گرفتم دوباره در كنكور شركت كنم. یعنی 2 سال و نیم بعد از تصادف دوباره كنكور دادم و این بار رشته زبان اسپانیولی تهران قبول شدم. یك ترم هم در این رشته درس خواندم، تا این كه برنامه سفرم به امریكا پیش آمد برای معالجه. این سفر حدود یك سال طول كشید و دوباره یك وقفه طولانی افتاد بین درس خواندنم. از امریكا كه برگشتم، مادرم فوت كرد و من مجبور شدم از محل تحصیلم كه تهران بود، برگردم اهواز و پیش بقیه خانواده ام باشم!

چون اهواز رشته زبان اسپانیولی نداشت، دوباره كنكور دادم و این دفعه زبان انگلیسی قبول شدم. 2 سال اول كلاسهایم در همان اهواز بود، ولی 2 سال دوم را در دانشگاه آبادان درس خواندم.


هیچ وقت فراموش نمی كنم...

موقعی كه اول ترم، با رئیس دانشگاهمان در آبادان صحبت كردم و گفتم من این شرایط را دارم و نیاز دارم كه مقداری با من همراهی كنید، گفت: دخترم، برای چی خودت را اینقدر اذیت می كنی؟ تو می تونی توی خونه ات باشی و درس هم نخونی تا زحمت این رفت و آمد رو هم نداشته باشی!»

این حرف آنقدر برای من سنگین تمام شد كه همان موقع به ایشان گفتم: « از شما كه رئیس یك مجموعه فرهنگی هستید اصلاً انتظار چنین حرفی را نداشتم.

من آنقدر تلاش می كنم تا شما باور كنید كه من و امثال من هم می توانیم درس بخوانیم و زندگی كنیم».

من هم هستم!


به هر حال دوران تحصیل را به سختی گذراندم. چون شرایط خاصی داشتم و تنها فرد معلول دانشگاه بودم. موقع امتحان ها هم حتماً باید منشی می گرفتم و پذیرش این مساله برای خیلی ها سخت بود. دانشگاه كه تمام شد، در آزمون استخدام رسمی راه آهن شركت كردم و قبول شدم؛ اما بعد از این كه همه مرحله های گزینش را پشت سر گذاشتم، به من گفتند ما احتیاج به یك مترجم شفاهی داریم و چون شما معلول هستید و رفت و آمد برایتان دشوار است، نمی توانیم شما را بپذیریم.

اردیبهشت سال 77 بود كه در آزمون استخدامی بهزیستی شركت كردم و قبول شدم و الآن چند سالی می شود كه كارشناس روابط بین الملل هستم. فكر می كنم به نوعی، هم به خودم و هم به بقیه ثابت كرده ام كه من هم هستم.

همراهی خانواده ...

بحران روحی سراغ هر كسی می آید؛ اما من هیچ وقت نخواسته ام افراد خانواده، ناراحتی ام را ببینند؛ چون آنها همیشه بهترین همراهم بوده اند. مخصوصاً خواهر كوچكترم كه واقعاً مدیون او هستم. هیچ وقت هم به خدا نگفته ام چرا من؟! چرا این حادثه باید برای من اتفاق بیفتد؟! البته مواقعی بوده كه فكر كرده ام دیگر نمی توانم ادامه بدهم، ولی خیلی كوتاه مدت بوده؛ چون افرادی را دیده ام كه شرایط خیلی سخت تری نسبت به من دارند و موفق هم هستند.

زمانی كه تازه آسیب دیده بودم، همیشه فكر می كردم چرا نباید منبعی باشد كه به من بگوید حالا چطور رفتار كنم، چطور زندگی كنم... یعنی كلاً در زمینه ضایعه نخاعی و چگونگی كنار آمدن با آن به من و خانواده ام آگاهی بدهد. چون وقتی یك نفر دچار آسیب نخاعی می شود، این ضایعه روی تمام ارگان های بدنش تأثیر می گذارد. روی كلیه هایش، دستگاه گوارشش و ... حتی اگر این فرد مرتباً تغییر وضعیت ندهد، دچار زخم بسترهای شدید می شود. به همین دلیل وقتی رشته زبان انگلیسی قبول شدم، به خودم قول دادم كتابی در زمینه ضایعات نخاعی ترجمه كنم. كه بالاخره در سال 80، كتاب «چگونه با ضایعه نخاعی خود مواجه شویم» را ترجمه كردم كه با همكاری حوزه توانبخشی سازمان بهزیستی در سراسر كشور به صورت رایگان توزیع شد.

بهترین لحظات...


با توجه به این كه سطح ضایعه نخاعی من خیلی زیاد بود، حدود 9 ماه روی تخت بستری بودم. بعد وقتی سعی كردم روی ویلچر نشستن را تجربه كنم، واقعاً به مشكل برخوردم. انجام این تمرین ها خیلی سخت بود؛ حتی گاهی مایوس كننده بود و بارها برای انجام یك حركت خیلی كوچك اشك می ریختم؛ اما بعضی لحظات واقعاً برای من خاطره انگیز شدند.

مثلاً اولین باری كه خانم میرفتاح یك ماژیك خیلی قطور را بین دستهایم گذاشت و گفت بنویس! حس خیلی بدی داشتم. چون باید روی حركت مچ دستم كار می كردم.

حدود یكی دو ساعت طول كشید تا من اولین كلمه را نوشتم! نوشتم «خدا» و خیلی هم ذوق كردم كه دوباره می توانم بنویسم. یا اولین باری كه من را روی شكم چرخاندند و گفتند سعی كن روی دستهایت بلند شوی، یك ساعت تلاش كردم تا فقط برای چند لحظه روی دستهایم بلند شوم! در هر حال به من ثابت شد كه آسیب نخاعی پایان زندگی نیست. شاید به نوعی شروع یك زندگی جدید باشد. من حتی الان هم دوست دارم ادامه تحصیل بدهم و این بار در رشته جامعه شناسی یا روان شناسی، فوق لیسانس بگیرم.

****

منبع : گفت و گو با فاطمه قميشي " مصاحبه با یك زن قطع نخاع كه روی پاهای خودش می ایستد " برگرفته از سايت تبيان

درسالهای اخیر مشکلات شانه به وفور زبان زد عام وخاص است.استفاده کنندگان ویلچر 50 تا 75 درصدبیشترازسایرافرادجامعه مستعدصدمات حاصل ازاستفاده بیش ازحدشانه ها هستندکه علت آن هم فشارهای نامتعارف و مکرری است که به قسمت بالاتنه خود واردمی نمایند.فعالیتهای که آنها هرروز انجام می دهند،ازجمله:

- هل دادن ویلچر
- جابجاشدن
- حتی تنها نفس کشیدن، برای اینکه یک فردنخاعی ممکن است معمولا" علاوه بردیافراگم خود از عضلات بیشتری برای نفس استفاده کند.

ازآنجائی که آسیب نخاعی باعث می شودکه فرد برای ایجادتعادل در وضعیت بدن و استقرار خوددر حالتی بهتر،یکسری حرکات جبرانی (که اغلب به صورت نامناسب و غیراصولی انجام می شود) داشته باشد، به مرورزمان متوجه خواهدشدکه کنترل عضلانی و وضعیت ماهیچه های او ازحالت غیرطبیعی خارج می شود.

اما واقعا" چه چیزی باعث دردشانه درافرادمبتلا به آسیب نخاعی می شود؟ ازجمله مهمترین دلایل مربوط به ایجاددردشانه ها درافرادنخاعی که لازم است شماازآنها آگاهی داشته باشید،عبارتنداز:

فلج عضلات

بعدازآسیب نخاعی وبا آغاز فلج شدن ، عضلات درگیر تحت تاثیرقرار می گیرند. از سوی دیگر، این حالت فلجی باعث ضعیف شدن عضلات و ناهماهنگی آنها می شود. همزمان بااین وضعیت، عضلاتی که قبلا"برای حرکت دادن مفاصل کارمی کردند،دچارمشکل می گردندواین موضوع به این مفهوم است که مفاصل به شکلی غیرطبیعی حرکت کرده وبه مرورزمان دچارضایعه می شوند.

همچنین اسپاسم ها که یکی ازپیامدهای فلج شدن هستند،درآسیب دیدگی شانه ها نقش دارند.اسپاسم ها معمولا" یک سمت بدن یا یک اندام خاص را بیشتر از سمت دیگرتحت تاثیرقرارمی دهند و درنتیجه باعث آسیب بیشتر قسمت محروم بدن می گردند.ازنظرآناتومی شانه ها به شکل لولاهای در ساخته شده اند، بنابراین همانندلولای یک در،اگروضعیت مناسبی داشته باشند،به آسانی حرکت می کنند.اما اگرلولا کج شودیا ازحالت ترازخارج گردد، عملکردآن دچارمشکل خواهدشدودرصورتی که فشار دائم برروی آن واردشود،حتی ممکن است باعث تخریب آن گردد.

افزایش فشاربرروی مفاصل

شانه ها برای تحمل وزن بدن کارخیلی سختی را درپیش رودارند.به واسطه فعالیتهائی مانند جابجائی ها،مافشارغیرعادی بسیارزیادی راروی شانه های خودوارد می کنیم تا کاری کنیم که وضعیت بهتری رابرای کار مفصل ران فراهم آوریم.به لحاظ بیومکانیکی این کار برای تحمل مقدار فشاربدون آسیب دیدگی صورت می گیرد.

تکرارفعالیتها

باتکرارفعالیتهائی مانندهل دادن ویلچر، جابجاکردن وزن بدن مثل بالا کشیدن بدن توسط دستها و نقل وانتقالات، به طورمکرر برروی شانه ها فشارواردمی شودکه در نهایت موجب آسیب دیدگی خواهدشد.

ناهماهنگی عضلات

ناهماهنگی بین عضلات، به دلیل استفاده مفرط ازیک عضله درقبال کم کاری عضله مخالف آن ایجادمی شود.نتیجه ی این ناهماهنگی کوتاه شدن عضله پرکار خواهدبود وموجب می شود که عضله کم کار فقط کشیده شود، ولی به دلیل عدم استفاده ضعیف باقی خواهدماند.آسیب دراین ناحیه به همین جا محدود نمی شود،بلکه به دلیل حرکتهای غیرطبیعی درمفاصل و وضعیت استقراربدن ادامه پیدا خواهدکرد.

این نوع ناهماهنگی عضلانی را می توان درساختارعضلانی شانه های افراد نخاعی که برای چندین سال ازویلچرهای دستی استفاده کرده اند،مشاهده نمود. چیزی که معمولا"اتفاق می افتداین است که عضلات جلوی شانه وقفسه سینه بیش ازحداستفاده می شوندو به همین دلیل قوی تر شده و به صورت سفت بالا باقی مانده ودچارافتادگی نمی شوند.درحالی که ماهیچه های پشت و تیغه شانه(اسکاپولار) کمتر کار کرده، درنتیجه ضعیف ترشده وتحلیل می روند.این مسئله موجب تغییردروضعیت استقراربدن و درنهایت آسیب دیدگی آن می شود.

مثال دیگری که باعث نامتعادل شدن عضلات می شود، قلاب کردن دستها است وموقعی اتفاق می افتد که افرادتتراپلژی دستهای خودرا پشت دسته عقب ویلچر قلاب می کنند. این وضعیت به تعادل فرد کمک کرده وباعث می شود باایجاد ثبات ، فعالیتهای بیشتری راانجام دهد.به همین دلیل دستی که درگیر قلاب شده است نسبت به دست دیگر کاربیشتری انجام می دهد.


درحالت قلاب کردن، غیرازناهماهنگی عضلانی ، پیچش و خم شدن دست نیزخیلی زیاداست که نه تنها باعث دردشانه ها می شوند،بلکه منجربه دردپشت و زخمهای فشاری روی باسن شده وحتی ممکن است باعث بدفرم شدن اسکلت بدن می شود.

این نوع آسیب ها رامی توان نه تنها دراستفاده کنندگان ویلچرهای دستی بلکه درکاربران ویلچرهای برقی که عمل قلاب کردن راانجام می دهند،مشاهده نمود.

وضعیت استقراربدن

خیلی ازافراد ترجیح می دهندکه روی ویلچربه حالت لم داده بنشینند،چراکه این حالت باعث افزایش تعادل آنان می گردد.اما قرارگرفتن نامناسب روی ویلچر می تواند اثرات سوئی برروی سلامتی داشته باشد و حتی ممکن است به دلیل دردشانه وپشت توانائی فردرا برای انجام کارها محدودنماید.البته ممکن است ساختارویلچر طوری باشد که شمارا واداربه لم دادن کند.مثلا" اگرعمق صندلی ویلچر خیلی زیاد باشد یا وقتی زاویه پشت خیلی زیادباشد، حالت مذکورایجادمی گردد.

نکات مهم ورزشی درموردشانه ها

نکته مهم قبل ازهرگونه تمرین ورزشی این است که با پزشک یا گروه درمانی خود مشورت کنید تا اطمینان حاصل کنیدکه جائی ازبدنتان دچارشکستگی، پارگی و یا هرنوع آسیب دیدگی نشده باشد.
به خاطرداشته باشیدکه اگر احساس می کنید که تمرینات شما کمی شدیداست ، درصورتی که ازوزنه های دستی استفاده می کنید، وزنه ها راکاهش دهید و موقعی که فشارزیادی به بدنتان وارد می شود، تمرینات آن جلسه خود رابه پایان برسانید یا برای یک هفته آن را کناربگذارید.

به خاطرداشته باشیدکه درطول اجرای تمرینات بطورمناسبی تنفس نمائید و نفس خودتان رانگه ندارید.

تمرینات مربوط به تقویت شانه ها

تمرینات زیر راحداقل 4 تا 5 باردرهفته انجام دهید:

تمرین اول:حرکت بال زدن چرخشی


1) روی ویلچرخودصاف بنشینید.
2) پشت دستهای خودراروبه رانهای خودقراردهید.
3) آرنجهای خودرا تاآنجاکه امکان دارد به آرامی به طرف جلو چرخانده و دور کنید. در صورت احساس درددرناحیه شانه ها ، انجام این تمرین برای شما خیلی سخت خواهدبود.
4) سپس آرنجهای خودرابه عقب بچرخانید.
5) هرکدام ازمراحل 3 و 4 را 15 تا 20 بار تکرارکنید.


تمرین دوم: حرکت شانه ها به سمت خارج
1) روی ویلچرخودصاف بنشینید وآرنجهای خودتان رانزدیک بدن جمع کنید.
2) ساعدهای خودرابه صورت افقی به سمت جلوقرارداده و درصورت امکان یک باندکشی را با هردودست محکم نگه دارید.دقت کنید که دستهایتان درحدود 6 اینچ(حدود15 سانتیمتر) ازیکدیگرفاصله داشته باشد.
3) دستهای خودرابه سمت جلو درازکرده،بطوریکه کف دستها روبه زمین باشد و سپس باندرادرعرض سینه بکشید.سپس باندرابه حالت اول برگردانید.اینکاررا 15 تا 20 بارتکرارکنید.

 

تمرین سوم: خم کردن آرنج
1) روی ویلچرخود صاف بنشینید و کاملا به پشتی صندلی آن تکیه دهید.
2) درصورت امکان دریکی ازدستهای خودوزنه ای بگیرید.آرنج خودرا به دسته صندلی ویلچرتکیه ندهید. آرنج خودراکمی خم نمائید.اجازه بدهیدکه دست دیگرتان خیلی راحت درپهلوی شما استراحت داشته باشد.
3) به آرامی وبا سه شماره، دست خودرا به سمت شانه هایتان بالا ببریدتاجائی که آرنج شما خم شود.
4) تا دوشماره دراین حالت باقی بمانید.
5) به آرامی دست خودراپائین آورده و به اندازه 3 شماره درموقعیت شروع باقی بمانید.
6) تکرارحرکت بایستی به اندازه دو سری 8 تا 15 تائی باشد.
7) سپس همین حرکت رابرای دست دیگراجرانمائید.

تمرین چهارم: کشش شانه ها ازپهلو
1) روی ویلچرخود صاف بنشینید .دقت کنیدکه برای اجرای این حرکت در اطرافتان فضای کافی وجودداشته باشد.
2) درصورت امکان درهریک ازدستهای خودوزنه ای بگیرید.دستهای خودرا دردوطرف بدن قراردهید.
3) آرنجهای خودرا کاملا" صاف نکرده وآنها رامختصری خم نگه دارید.
4) به آرامی وبا سه شماره هردودست خودرا ازپهلو وبه سمت بالا حرکت داده وازبدن دورکنید.
5)هردودست خودراتا جائی بالاببریدکه تانزدیکی سطح شانه قرارگیرند.دقت کنید که آنها رابالاترازسطح شانه نبرید. به اندازه دو شماره در این وضعیت باقی بمانید.
6) با شماره 3 به آرامی دستهای خودرا به وضعیت اولیه پائین ببرید.
7) این حرکت رابه صورت دو سری 8 تا 15 تائی تکرارکنید.

تمرین پنجم: چرخش دستها
1) روی ویلچرخود صاف بنشینید.
2) دستهای خودرا به دوطرف درازکنید و آنها راتا سطح شانه هایتان بالا ببرید.
3) آنها راصاف نگه داشته و به شکل یک دایره بزرگ 10 بار بچرخانید.سپس آنها را در پشت شانه برده و برای یک ثانیه درآن حالت باقی بمانید.
4) بعددستهای خودراروبه عقب 10 بارحرکت دهید.
5) سپس آنها تا سطح شانه ها به پشت برده وتا 2 شماره درآن حال باقی بمانید.
6) این تمرین رابه صورت 2 سری 5 تا8 تائی اجراکنید.


تمرین پنجم: بلندکردن بدن ازروی ویلچر
1) روی ویلچرخود صاف بنشینید.دستهای خودرا دربالای لاستیک های ویلچر بگذارید.
2) بدن خودرا ازروی ویلچربلندکنید،بطوری که دستهای شما کاملا"صاف شوند.
3) تا سه شماره دراین حالت باقی مانده و سپس به آرامی خودتان را پائین بیاورید. سعی کنید که آرنجهای خودرا نزدیک بدن نگه دارید.
4) این حرکت را 10 تا 20 بارتکرارکنید.


تمرین ششم: کشش عضله پشت بازو
این تمرین ماهیچه های پشت بازوها راتحت کشش قرارمی دهد.می توانیدبا دست دیگر خود، دست تحت فشارخود را حمایت کنید.
1) روی ویلچرنشسته وکاملا" به پشتی صندلی خودتکیه دهید.
2) وزنه ای دریک دست خودنگه داشته وآن را بطورمستقیم به سمت سقف بالا بیاورید.
3) دست دیگرتان رادرزیرآرنج قرارداده و آن را حمایت کنید.
4) به آرامی دست صاف شده خودرا خم کنید و وزنه را به سمت شانه همان دست پائین بیاورید.
5) به آرامی دست خودرابه طرف سقف صاف کنید.
6) این حالت را تا 2 شماره حفظ نمائید.
7) مجددا" دست خودرابه آرامی به طرف شانه خم کنید.
8) خم وراست کردن دست را تکرارکنید تا 8 الی 15 بارآن راانجام دهید.
9) این تمرین رابرای دست دیگرخودهم اجرانمائید.
10) استراحت کرده و سپس سری بعدی تمرین را به تعداد 8 تا 15 بارانجام دهید.

****


منبع:مقاله " مشکلات شانه درافرادنخاعی و تمریناتی برای تقویت شانه ها " -مترجم: مهندس عباس كاشي - (این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید) - انتشار : مركز ضايعات نخاعي جانبازان -دی ماه 1388 - برگرفته از December 2007: SIA:


معمولا"بعدازاينكه فردي دچارآسيب نخاعي مي شود، درفعاليتهاي روزانه خودش به مساعدت وياري نيازدارد. گستره اين موضوع مي تواند ازكمك به استحمام يالباس پوشيدن تاانجام برنامه اجابت مزاج يا كمك به جابجائي باشد. امروزه با توجه به تغييرات ايجادشده در نحوه مراقبتهاي پزشكي ،ملاحظه مي شودكه اعضاي خانواده افرادنخاعي نيز به عنوان منبع مناسبي براي ارائه مراقبت وكمك مطرح هستند .

40درصدازافرادمبتلا به آسيب نخاعي ازكمك ديگران استفاده مي كنند و بيش از نيمي ازآنان ازكمك اعضاي خانواده خود بهره مندهستند (PN/Paraplegia news,1994) . احتمالا" زنان بيشتر دوست دارندكه يك نفررابه عنوان مراقب ،جهت كمك هاي موردنيازشان ،دركنارخود داشته باشند،درحالي كه مردان بيشترعلاقمندهستندكه همسرياوالدينشان به آنها كمك كنند.(spinal cord,1998:36(5):337-339).

درحال حاضر،اعضاي خانواده ها ،هم مي توانند كمك هاي روحي رواني را ارائه دهند و هم مراقبت هاي جسمي ،كه قبلا"بوسيله مراكزبهداشتي مربوطه انجام مي شده ، تامين نمايند. ازاين رو هم اكنون ،خانواده ها قسمتي ازشبكه هاي ارائه كننده خدمات مراقبت بهداشتي محسوب مي شوند. اما، خانواده فرد نخاعي كه نقش مراقبين را بر عهده مي گيرند معمولا" درقبال كاري كه انجام مي دهند، آنقدربه رسميت شناخته نشده اند كه تحت حمايت وپشتيباني كامل قرارگيرند.
مراقبين افرادنخاعي درمقايسه بامراقبين ديگر، بامشكلايت عديده اي مواجه مي شوند،چراكه اميدبه زندگي درافرادداراي آسيب نخاعي ، نسبت به افرادي كه مبتلا به بيماريهاي مزمن هستند مانندمبتلايان به آلزايمر يا ايدز، طولاني تراست.اين موضوع باعث شده كه مراقبين افرادنخاعي جهت ايفاي نقش خود،زمان معيني نداشته باشند.

مشكلاتي كه مراقبين افرادنخاعي باآن مواجه هستند:


وقتي يكي ازافرادخانواده دچارضايعه نخاعي مي گردد، استرس وتغييرات زيادي وجودارند،كه بيمار واعضاي خانواده اوبا آنها مواجه مي شوند .اولين موضوع ، نگراني درموردبهبودي ومراقبتهاي باليني است.پس ازآن ،مشكلات مربوط به هزينه ها،جابجائي ها ومناسب سازي منزل مطرح هستند.مراقبين ممكن است جهت كمك به بيمارنخاعي مجبورباشند،زمان ديگري را غيراززمان كارخود،به اين امراختصاص دهند ،يااينكه برنامه هاي كاري خودراتغييرداده،ياشغل خودراعوض كنند،وياحتي كارخودرابه طوركامل كناربگذارند.
افرادخانواده كه به مراقبت ازبيمارنخاعي مي پردازند،ممكن است بايك وظيفه مشكل مواجه باشند و آن اين است كه افرادنخاعي جهت حفظ سلامت خود، بايدبرنامه هاي روزانه خودرا پيگيري نمايند. به اين مفهوم كه ضمن اين كه مراقبين لازم است بامحبت كمك كنند،آنان بايد نقش يك معلم و ناظررا نيزبه عهده بگيرند.
نگراني هاومشكلات افرادمبتلا به آسيب نخاعي بانگراني ها ومشكلات مراقبين يكسان نيستند.نتايج حاصل ازتحقيقات اخيرنشان مي دهدكه مراقبين مشكلات خودرابه صورت مواردزيرمطرح مي كنند:

1) نگرش منفي فردنخاعي
2) احساس محكوم بودن
3) عدم قدرشناسي ازآنها
4) نداشتن وقت كافي براي انجام فعاليتهاي خود
5) مجبوربه "اطاعت كامل" از فردنخاعي
6) احساس سختي وفشاربرروي خود

كليه مواردي كه مراقبين به عنوان مشكل مطرح مي كنند،بطورعمده برروي بيماران وآنچه مجبوربه انجام آن هستند، متمركزاست.
ازسوي ديگر،نگرانيهاي افرادنخاعي ازقرار زير است:
1) تمايل به راه رفتن مجدد
2) عدم فعاليت جنسي مناسب
3) درد
4) دفع ادرارواجابت مزاج
5) فقدان تمكن مالي
6) عدم توانائي انجام برخي ازكارهاي ساده
7) داشتن دلواپسي

مشكلات افرادنخاعي بيشتربرروي خودآنان تمركزدارد. موقعي كه اوضاع آنان بدترمي شوديا پي گيري اهداف وفعاليتهاي روزانه آنها بي نتيجه مي ماند،بيشتربه رفتارهاي پرخاشگرايانه گرايش پيدامي كنند.درچنين شرايطي، اغلب مراقب است كه دردسترس اوبوده ودرنتيجه هدف مخالفت هاي اوقرارمي گيرد.

مراقبت ازافرادنخاعي يك تجربه ثابت محسوب نمي شود. به طوركلي مراقبين فرازونشيب هاي زيادي راطي مي كنند. انرژي آنها ممكن است تحليل پيداكند ،مشكلات جسمي ممكن است افزايش يابند، و امكان دارد آنان افسردگي يا اضطراب راتجربه كنند.بعضي شرايط ممكن است بهتروبرخي بدترشوند.درهرحال هيچ الگوئي براي مراقبيني كه جزو اعضاي خانواده فردنخاعي هستند،وجودندارد.بنابراين هرمراقب وشخصي كه تحت مراقبت است باتوجه به نيازهايش،شرايط خاص خودرادارد.
بهداشت وحفظ سلامتي مراقبين
سلامتي وشادابي مراقبين افرادنخاعي خيلي مهم است،چراكه اين مسئله مي تواندبرروي سلامتي فردنخاعي نيز تاثيرگذارباشد. بسياري ازنيازهاي افراد مراقب، براساس سلامتي آنان مطرح مي شوند. ازطرفي وضع سلامتي مراقب، برروي رابطه اوبا فردنخاعي نيز تاثيرمي گذارد. اگرمراقب، مبتلا به بيماري گردد وياازنظرروحي خسته شود،قادرنخواهدبودكه مراقبت خوبي راازبيمارنخاعي به عمل آورد.اين مسئله مي تواندباعث افزايش عوارض ثانويه اي نظيرزخم هاي فشاري شودودرنتيجه منجربه بالا رفتن هزينه هاي مراقبت خواهدشد.
براساس پژوهش هايي كه اخيرا"و براي اولين بار،برروي مراقبين افرادنخاعي،انجام شد،ميزان اضطراب،افسردگي،وهمچنين سلامت جسمي آنان ارزيابي گرديد.اطلاعات حاصله، هم درزمان دوره توانبخشي وهم طي يك سال بعدازآسيب جمع آوري شد.

تجزيه وتحليل اطلاعات به روشهاي جديد،نه تنها تغييراتي رادر ويژگي هاي افرادنشان مي دادند ،بلكه نحوه تغييرات مربوطه رانيزمشخص مي كردند.به طوري كه اطلاعات حاصله اين امكان رافراهم مي كرد كه روند وخامت وضعيت روحي يا سلا مت مراقبين و عوامل موثرونحوه تاثيرمتقابل آنها را درطول زمان مشخص مي نمود.
نتايج مذكورنشان دادكه، دركل گروه تحت مطالعه و طي سال اول ،ميزان افسردگي واضطراب مراقبين بيشتر نشده بود . اما صرف نظرازاين مسئله ،وضعيت تعدادي ازافرادبدتر و عده ديگري نيزبهترشدند.يكي ازيافته هاي مهم اين بودكه گروه مذكور،به طورمتوسط،طي سال اول مبتلابه 3الي 4 عارضه شده بودند،كه ازعوارض سينوس هاوسرماخوردگي گرفته تا دردهاي مختلف بدن راشامل مي شد.

باوجوداينكه مراقبين جديد،به عنوان يك گروه، افسردگي يا اضطراب كمتري داشتند،امااين مطالعه نشان داد كه، آن دسته ازمراقبيني كه درطول توانبخشي مضطرب تر بودند، به طور معمول داراي عوارض جسمي بيشتري مي شدند. ازطرف ديگر، اضطراب (استرس) درطول سال اول ، باعث افزايش مشكلات جسمي مي گرديد.
يافته هاي مذكور با اين عقيده كه اضطراب با تازه بودن ضايعه فرد ارتباط دارد واين كه مراقبين وقتي در منزل باشند،بهترخواهندشد،موافق نيستند. درعوض تحقيقات مذكورنشان داده كه استرس مراقبين ممكن است وخيم ترشود. اگرمراقبين درست بعدازضايعه بيمار با عوارضي مواجه شوند،احتمال دارد، درطول سال عوارض را همراه داشته باشند، كه اين موضوع مي تواند برروي سلامت مراقبين تاثير گذارباشد.

يافته مهم ديگري وجودداردكه با اضطراب و افسردگي مراقبين مرتبط است ،كمك كلامي بيمارمي باشد.درطي سال اول مراقبت ازبيمار ، تغييراتي دراضطراب وافسردگي مراقبين ايجادمي شودكه با ميزان كمك كلامي كه بيماربه آنها مي دهد ، ارتباط دارد. بدين معناكه اگرمراقبين بابيماراني سروكارداشته باشندكه نتوانند با آنهاصحبت و احساسات خودرابيان كنند،معمولا"بامشكلاتي مواجه مي شوند،درنتيجه بيشترافسرده ومضطرب مي گردند.

وقتي مراقبيني كه درطول دوره توانبخشي استرس داشته اند، هنگام بازگشت به منزل كسي را براي صحبت كردن و حمايت آنان داشته باشند،افسردگي واضطراب آنهاكاهش پيدامي كنند. اين مسئله درطول اولين سال بعدازضايعه فرد تداوم دارد.درهرحال، اگر حمايتي وجودنداشته باشد،آنها مضطرب ترمي شوندودرطول سال استرس بيشتري خواهندداشت.

مهم است كه مراقبين ،افرادديگري را براي صحبت كردن داشته باشند.بدون اين موضوع مراقبين جهت سازگاري روحي رواني خودبامشكل يبشتري روبروخواهندبود.
نتيجه ديگري كه از اين مطالعه بدست آمد،اين بودكه ميزان اضطراب مراقبين با سن بيمارمرتبط است.هرچه سن بيماركمترباشد،ميزان اضطراب مراقبين بيشتراست.اين موضوع به اين دليل است كه بيمارومراقب اودروضعيتي قرارمي گيرندكه تصورآن رانمي كنند وباعث مي شودكه آنها،خودشان وازجانب بچه هايشان، دربرنامه هاي زندگي دچارسرگرداني شوند. اماهرچه سن فردآسيب ديده بيشترباشد، مراقب اضطراب كمتري خواهدداشت.

 

آزمايش استرس مراقب

پاسخ هريك از جملات زيررادرمورد خودتان كنترل كنيد. بندرت درست گاهي اوقات درست اغلب
درست

معمولا
درست

زمينه
1)مي دانم كه نمي تونم به اندازه كافي استراحت كنم

بهداشت

2) سلامتي خودم خوب نيست

بهداشت

3)وقت كافي براي خودم ندارم

زمان

4)وقت كافي براي همراهي اعضاي خانواده ام بجزمراقبت ازبيماررا ندارم

زمان

5)من بيشتراوقات بيرون نمي روم

زمان

6) من درمورد وضعيت خودم احساس جرم مي كنم

حمايتي

7)من با شخصي كه ازاومراقبت مي كنم ناسازگاري دارم

حقوق

8)من با سايراعضاي خانواده ناسازگاري ندارم

حقوق

9)من هرروزگريه مي كنم

حمايتي

10)من درمورد تمكن مالي خودم براي پايان دادن به اين كار نگران هستم

مالي

11) احساس مي كنم كه به اندازه اي كه مي خواهم دانش ومعلومات وتجربه كافي جهت انجام مراقبت ها راندارم

اطلاعات


مراقبين وكساني كه باآنها كارمي كنند،بايد نكات مهم زيررابخاطرداشته باشند:


1) سطح اضطراب ،بهترين شاخص براي وضعيت سلامتي بدن محسوب مي شود.اگرمراقب درطول مدت توانبخشي، مضطرب و ازنظرسلامتي با مشكلات بهداشتي مواجه باشد ،به احتمال زيادسازگاري كمتري خواهدداشت. به علاوه لازم است كه گروه مراقبتهاي پزشكي درزمان توانبخشي ازوضعيت جسمي وروحي اعضاي خانواده نيزآگاه باشند.
2) مراقبين ،نيازمندسايرافرادي هستندكه بتوانندباآنهاصحبت كرده واحساسات خودرابيان كنندودرواقع حامي آنان باشند. درغيراينصورت ،جهت سازگاري بامشكلات بيشتري مواجه خواهندبود.


كمك به مراقبين


الف)كنترل استرس
مراقب بايستي ازاحساسات خودوآنچه كه باعث استرس اومي شود،آگاهي داشته باشد. "آزمون استرس مراقبين" كه قبلا" ذكرگرديد،مي تواندبه فردكمك كندتاعوامل استرس زاراتعييين نمايد.معمولا" استرس يكسري مشكلات را درزمينه هاي مختلف براي افراد ايجادمي كند.دراين خصوص پيشنهاداتي ارائه شده كه شما مي توانيدجهت كنترل استرس خودآنهارابكارببنديد:


سلامت جسمي


سالم باشيد.سلامتي شما مي تواندبرروي روحيه وتوانائي شمابراي مقابله بامشكلات تاثيرگذارباشد.كارمراقبت ازبيماران ،شما رابيشتردرمعرض خطرآسيب وعفونتهاقرارمي دهد.شما فعاليتهاي بدني زيادي انجام مي دهيد،ولي مراقب باشيدكه هنگام بلندكردن وحركت كردن، فشارزيادي به عضلات شماواردنشود.شما درمعرض مايعات وموادزائدبيشتري قرارداريد.اين موضوع باعث مي شودكه شما بيشتردرمعرض عفونتها قرارداشته باشيد.دست هاي خودراهميشه تميزنگه داريد،ويتامين مصرف كنيد .مواظب باشيدكه منزل همواره پاك ونظيف باشد.
ازخودتان مراقبت نمائيد.برنامه معاينات پزشكي خودرابه طوردقيق اجراكنيد.هرروزسه وعده غذاي مناسب ميل كنيد،به اندازه كافي بخوابيدواستراحت داشته باشيد،زماني رابراي ورزش اختصاص دهيد.روشهائي رابراي تمدداعصاب خودپيداكنيدوبه شوخي وخنده بپردازيد.به نوارهاي صوتي آرامش بخش گوش داده وكتابهاي بامزه بخوانيد.

زمان
هرشبانه روزفقط 24 ساعت است.داشتن يك جدول زمان بندي مي تواندبه شماكمك كندتاوقت خودرا بهترتنظيم نمائيد. مديريت مناسب زمان باعث كاهش استرس شما مي شود.لازم است كه شمابراي خودتان وقت بگذاريد وآن رادررأس فهرست خودقراردهيد.
كارهاراتقسيم بندي كنيد!فهرستي ازكارها كه براي انجام آنهانيازبه كمك داريد، ياكارهاي سختي راكه بايدانجام دهيد،تهيه نمائيد. موقعي كه كسي مي خواهد دركاري به شماكمك كند،اجازه بدهيدكه از فهرست شما استفاده و يكي از مواردرا انتخاب كند!.اين موضوع مي تواندشامل خريدكردن ،تهيه يكي ازوعده هاي غذائي،يا مراقبت ازبچه ها دربعدازظهريكي ازروزها وبعدازمدرسه باشد.
نيازهاي خودتان راناديده نگيريد.

حمايت


كسي راپيداكنيدتادرمورداحساسات خودبااوصحبت نمائيد.هرهفته وقتي رابراي گذراندن بايكي ازدوستان درنظربگيريد.باهمديگرچاي بنوشيد يابعدازمراسم مذهبي يكديگرراملاقات كنيد.اگرشما قادربه ترك منزل نباشيد،ازدوست خودبخواهيدكه به ديدار شمابيايد.همچنين درهفته چندباري رابادوستان خودتلفني صحبت كنيد.
به گروههاي حمايت كننده مراقبين بپيونديد.اين گروهها داراي محلي براي ملاقات اعضاء و ابرازاحساسات به يكديگرهستند ودرجلسات آنهاشركت كنندگان راهبردهاي جديدرا فرامي گيرند.ازسوي ديگرباوجوداين گروهها افراداحساس تنهائي نمي كنند.اگر گروههاي حمايت كننده ويژه مراقبين افرادنخاعي درمحل زندگي شماوجودندارد،مي توانيدسايرگروههاي حمايت كننده مراقبين راپيداكنيد.
همچنين مي توانيدازطريق اينترنت نيزچنين گروههائي رابيابيدوبااستفاده از"اتاقهاي گفتمان رايانه اي"(Chat Rooms ) باسايرمراقبين صحبت كنيد.
درمجموع ازجداكردن خودبپرهيزيد.


پيگيري نيازها

يادبگيريدكه سئوال كنيد.بلندوبااعتمادبه نفس صحبت نمائيد!.اين رابدانيدكه هيچكس نخواهدپرسيدكه شما به چه چيزهائي نيازداريد. براي كمك گرفتن اين شما هستيدكه بايدنزد ديگران (مانندگروه حمايتي ،افرادخانواده ،دوستان ويا متخصصين مشاور )برويد. سعي كنيدكه احساسات ونيازهايتان رامشخص كنيد.مراقبين بايدصحبت كرده وحقوق قانوني خودرامطالبه نمايند.
نيازهاي شما با نيازهاي فردنخاعي كه جزوخانواده شمااست ،متفاوت مي باشد.آنچه كه خيلي مهم است اين مي باشدكه باهم ارتباط داشته و يكديگررادرك كنيد.

وضعيت مالي

بودجه شخصي خودراهمواره درنظرداشته باشيد.بامزاياي بيمه ،صندوقهاي بازنشستگي،بيمه هاي تندرستي،مستمري هاآشنا شويد.بطوردوره اي آنهاراكنترل كنيد. بدون درنظرگيري رابطه خودباافرادنخاعي،مواظب دارائيها واموال خود باشيد.

اطلاعات


اطلاعات خودرابيشتركنيد!.
در كتابخانه هاي عمومي كتب ،مقالات وجزواتي كه داراي موضوعات آسيبهاي نخاعي و مراقبت ازآن هستندراجستجوكنيد. بامراكزتوانبخشي كه اعضاي خانواده شما ازآنها خدمات مي گيرند،تماس بگيريدوازمربيان آنها اطلاعات بيشتري راجوياشويد.

دراينترنت نيزجستجوداشته باشيد و شبكه اطلاعات ضايعات نخاعي رادرسايت هائي نظير:


http://www.spinalcord.uab.edu


ملاحظه كنيد ازمراكزي كه دركشوروجودداشته ومي توانندبه شما كمك كنند،اطلاع حاصل نمائيد.چه مراكزي مي توانندمراقبين راجهت استخدام آموزش دهند؟

ب) حل مشكلات


توانائي حل مشكلات ، براي تمامي مراقبين يك مهارت ضروري محسوب مي شود.تحقيقات اخيرنشان مي دهد، مراقبيني كه دررابطه بامشكلات، جهت گيري مثبتي ندارند،به احتمال زياد دچاراضطرابي مي شوندكه ممكن است منجربه عوارض پزشكي آنان و بيمارنخاعي مي گردد. اين مسئله مي تواندباعث ايجادعوارض پزشكي براي افرادنخاعي شده ودرنتيجه برروي وضعيت مالي وفشارهاي روحي رواني آنان تاثيرگذارباشد.


درحال حاضريك طرح تحقيقاتي به نام PFيا Project Focus درجريان است كه شامل يك برنامه آموزشي درموردحل مشكلات مراقبين بيماران نخاعي مي باشد وتحت نظارت بخش توانبخشي وفيزيوتراپي UAB انجام مي گيرد.اين طرح بوسيله دكترتيم اليوت(Tim Elliot) وريچاردشوچاك(Richard Shewchuk) مطرح شده و به وسيله مراكزكنترل بيماري (CDC)تامين اعتبار شده است.

****


منبع : مقاله: "مشكلات مراقبين افرادمبتلا به آسيب نخاعي " – مترجم: مهندس عباس كاشي (این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید) - انتشار : مركز ضايعات نخاعي جانبازان ارديبهشت ماه 1388 - برگرفته از: سايت - caregivers for SCI ) www.spinalcord.uab.edu )

دكتر باري گلداستين ( Barry Goldstein) عضو انجمن توانبخشي و دستيار مركز پزشكي هاربورويو و مشاورعالي گروه سياست گذاري انجمن ضايعات نخاعي VA مي گويد:" تا بعدازجنگ جهاني دوم ميزان مرگ وميرهاي بعداز آسيب نخاعي خيلي زياد بود". درطول 50 سال گذشته توسعه آنتي بيوتيكها ، انتقال خون، و پيشرفت ساير درمانهاي پزشكي و جراحي، باعث شده اند تا پيش آگهی بعدازضايعات نخاعي تاحدودزیادی تغييرپيدا كند. امروزه افرادمبتلا به آسيبهاي نخاعي عمر طولاني تري نسبت به گذشته دارند. ولي ما اطلاعات خيلي زيادي درموردآنچه كه برافرادي كه چندين دهه زندگي كرده اند و با وجود ضايعه نخاعي به سنين 70 -80 سالگي رسيده اند نداريم، چراكه اين افراد درواقع اولين گروهي هستندكه به سن سالمندي خودرسيد ه اند".

دكتر گلداستين مي گويد: "درحال حاضرمشكلات اسكلتي- عضلاني از شايعترين عوارض ناتواني درايالات متحده محسوب مي شوند،به طوري كه ميزان شيوع آنها از بيماريهاي قلبي و سرطان هم بيشتر شده است و هم اكنون ميزان شكايات و مراجعات سرپائي به مطب پزشكان به دليل ناراحتيهاي مذكور بيشتراز ساير مشكلات قلبي مي باشد". مطالعات نشان مي دهندكه ناراحتي هاي اسكلتي- عضلاني دومين دليل براي مراجعه افراد نزدجراحان و سومين علت براي مراجعه به پزشكان خانواده و چهارمين دليل مراجعه به متخصصين هستند.


تمامي بافتهاي تشكيل دهنده دستگاه اسكلتي- عضلاني اعم از تاندونها، استخوانها، رباطها و ماهيچه ها با افزايش سن طبيعي واز شروع دوران بزرگسالی و درتمام مدت زندگي دچارتغييرات مي شوند. اين تغييرات در افرادسالم جامعه به خوبي موردمطالعه قرارگرفته اند ولي " اطلاعات ما درمورد وضعيت اسكلتي – عضلاني بعدازآسيبهاي نخاعي خيلي كم است".

افراد نخاعي با افزايش سن خود مشكلات شايعي را تجربه مي كنندكه درواقع به دليل بالارفتن سن بر عوارض حاصل از ضايعه نخاعي آنان اضافه مي شوند .دكتر گلداستين هم مطالعات خودرابرروي اين موضوع به خصوص برروي عوارض اسكلتي – عضلاني بعداز ضايعات نخاعي متمركزكرده است .اومي گويد:"عوارض اسكلتي- عضلاني بعداز آسيب هاي نخاعي خيلي شايع هستند ، هم به اين دليل كه آنها با افزايش سن ايجادمي شوند وهم اينكه افرادنخاعي عوامل خطر مربوط به ايجاد آنها را دارند. اطلاعات نه چندان زياد ما هم نشان مي دهندكه اكثريت افرادنخاعي درطول زندگي خود داراي مشكلات عضلاني – استخواني هستند.براي مثال درددرنواحي گردن، پشت وشانه ها دربيش از سه چهارم جمعيت افرادنخاعي گزارش شده است. درد شانه درافرادي كه سالهاي متمادي ازويلچرهاي دستي استفاده مي كنند،نسبت به كساني كه بطورمكرر با دستهاي خود كارهاي سنگيني انجام مي دهند مانند جوشكاران بيشتر است.

مطالعات اخيرنشان مي دهندكه افراد نخاعي مشابه عامه مردم جامعه مبتلابه ناراحتيهاي اسكلتي-عضلاني هستند، ولي ميزان و احتمالا"شدت عوارض درآنان بيشتراست، ودليل آن هم اين است كه اندامهاي فوقاني بدن آنان براي تحمل وزن، حركت دادن بدن در وضعيتهاي غيرطبيعي يا نامتعارفي قرارمي گيرند.گلداستين مي گويد:" اهميت انجام فعاليتها با يك بيومكانيك خوب را نمي تواند بيش ازحدموردتاكيدقرارداد.به علاوه مشكلات اسكلتي- عضلاني درجامعه افرادنخاعي ممكن است برروي ناتواني فرد تاثيرخيلي بيشتري داشته باشد. گلداستين چنين توضيح مي دهد كه:" براي مثال، اگر شما داراي ناراحتي شانه باشيد و ازويلچراستفاده نمي كنيد، سه يا چهار اندام داريدكه مي توانندجور شانه هاي شما رابكشند. ولي اگرشما ويلچرخودراهل مي دهيد، ناراحتي شانه مي تواند برروي توانائي شما جهت حركت، جابجائي وانجام تمامي فعاليتهاي روزمره تان تاثيربگذارد. اين نوع دردها يا ضايعات مي توانند استقلال آن دسته از افرادنخاعي را كه كارهاي خودرابا تلاش زيادي انجام مي داد ه اند، تهديدنمايد".

كاهش دامنه حركتي اندامها

براساس نظر دكتر گلداستين: " افت دامنه حركتي( موسوم به كنتراكچر) احتمالا" ازشايعترين ناراحتيهاي اسكلتي – عضلاني بعدازضايعه نخاعي محسوب مي شود و علت هاي آن هم زياد هستند. دامنه حركت براي فعاليتهاي مختلف مانند نشستن، جابجا شدن ها وساير فعاليتهاي انفعالي اهميت بسيارزيادي دارد".


اگرچه مهمترين علت كاهش دامنه حركتي، باقي ماندن طولاني مدت دريك وضعيت ثابت مانندنشستن زياد است، اما درواقع علل زيادي مي تواند داشته باشد. گلداستين چنين مي گويد:" اين مشكل مي تواندناشي از اين باشدكه شخص تمرينات دامنه حركتي راانجام نداده باشد، يا اينكه برخي اسپاسم ها مي توانند باعث كشيده شدن مفاصل شوند ، درنتيجه مفاصل در وضعيت كوتاه شدگي قرارگرفته وقابليت انعطاف آنها كم مي شود و دامنه حركت آنها سخت ترمي گردد. يا اينكه امكان دارد يك عارضه مفصلي مانند آرتريت يا تورم مفصلي باعث كاهش دامنه حركتي شود. عموما" دركساني كه ناراحتي هاي مفصلي دارند، دامنه حركت اندامها كاهش مي يابد و بالاخره اين كه ممكن است علت آن استخوان سازي هاي نابجا باشد .اين عارضه يك حالت غيرطبيعي است كه طي آن استخوان درداخل بافتهاي نرم اطراف مفاصل به خصوص مفاصلي مانند مفصل ران رشد مي كند."

با اجراي منظم و حفظ دامنه حركتي اندامها به صورت يك تا دو باردرروز و قرارگرفتن در وضعيت هاي صحيح مي توان از كاهش دامنه حركتي اندام ها جلوگيري كرد.اگر كاهش دامنه حركتي ادامه پيداكند، دراكثرموارد، گستره اي از تمرينات حركتي به عنوان درمان توصيه مي شوند. روشهاي تشخيص عوارض مانند عكسبرداري با اشعه ايكس يا اسكن استخوان معمولا" انجام نمي شود،مگراينكه تمرينات حركتي موثر واقع نشوند. چنانچه كشش هاي ساده نتوانند مشكل رابرطرف كنند، ساير درمانها نظير داروهاي ضداسپاسم ، گچ گیریهای پیاپی، و اقدامات جراحي نيز مي توانند مورداستفاده قرار بگيرند.

پوكي استخوان و شكستگي


گلداستين مي گويد:" بعدازضايعه نخاعي تغييرات زيادي در سوخت وساز استخوانها به وجود مي آيد. تعادل بين تشكيل استخوان و ترميم آن خيلي سريع به هم ريخته و منجربه كاهش تراكم استخوان وپوكي آن مي شود".
پوكي استخوان از عوارض خاص كاهش تراكم استخواني بوده كه مي تواند منجر به شكننده شدن آن گردد. براساس نظر دكتر گلداستين، امروزه پوكي استخوان در جوامع خيلي شايع شده و مردان و زنان در سالهاي آتي زندگي خودبا آن مواجه خواهند شد. درانتهاي سنين جواني ودوران بزرگسالي ، مردان وزنان ، بطورطبيعي حدود نيم درصدازتوده استخواني خودرا درسال از دست مي دهند. اما به محض ورود خانمها به دوره يائسگي ، كاهش توده استخواني آنان به 2 درصددرسال رسيده وباعث مي گردد، طي 20 سال چيزي حدود 20 تا 30 درصد افت استخوان داشته باشند. شكستگي استخوانها معمولا" اتفاق نمي افتد،مگراين كه كاهش تراكم استخواني به30 تا 40 درصد حد طبيعي خودبرسد.

افت استخوان بعدازضايعه نخاعي خيلي سريعتراتفاق مي افتد. طي 4 تا 6 ماه اول بعدازآسيب، حدود25 درصد يا بيشتر تراكم استخواني با افت مواجه مي شودوتا يك ونيم سال بعدازآن ، بيش ازيك سوم توده استخواني دچارافت مي گردد. گلداستين مي گويد" مقدار كاهش تراكم استخوان در 18 ماه اول بعداز آسيب نخاعي به اندازه اي زياداست كه مسئله شكستگي بعداز ضايعه نخاعي بايد به عنوان يك عامل خطر موردتوجه قرارگيرد". بطوركلي يك چهارم ازجمعيت افرادنخاعي طي يك سال بعداز ضايعه و نيمي ازآنان پس از 10 سال بعدازآسيب نخاعي به حدشكستگي مي رسند .


باوجوداين كه ما از روش توقف كامل افت استخواني بعدازضايعه نخاعي اطلاع نداريم ،اما بايستي با اتخاذ يك سري تدابيرآن رابه حداقل ممكن رسانده تاازشكستگي ها جلوگيري كنيم . قوي تركردن واحدهاي اصلي سازنده استخوانها با استفاده از آكرونيم CDF ( كلسيم، ويتامين D ، موادپیشگیری کننده ازکمبودمواد موردنیازبدن) نبايستي فراموش شود . گلداستين مي گويد:" خودداري ازمصرف سيگار جهت جلوگيري ازتوقف كامل افت استخواني ضروري است ".

براي ارزيابي ميزان و علت پوكي استخوان و بيماريهاي متابوليسمي استخوان مي توان ازآزمايش خون ( ازجمله آلبومين، كلسيم، فسفات، كراتينين، آلكالين فسفات ، آنزيمهاي كبدي و الكتروليتها)، آزمايش ادرار (كلسيم 24 ساعته) ، عكسبرداري با اشعه ايكس و آزمايشات تراكم استخوان استفاده نمود.

روشهاي درماني زيادي براي پوكي استخوان با هدف جلوگيري يا برگشت افت تراكم استخواني وجوددارند. گلداستين چنين توضيح مي هد كه :" استخوان بافتی با تحرک خیلی زیاداست و گزينه هاي بسياري براي درمان پوكي استخوان و پيشگيري از شكستگي وجوددارند". مصرف داروهائي مانند استروژن، بي فسفاتها( اتي درونات- ديدرونل ، پاميدرونات-آرديا ، آلن درونات- فوسماكس) ، كلسيتونين، و مدولاتورهاي گيرنده انتخابي استروژن( موسوم به SERMs ) درافرادمسن مبتلابه پوكي استخوان مورداستفاده قرارمي گيرند.گزارشات اخيردرمورد افزايش خطر بيماريهاي قلبي عروقي درگروهي اززنان كه براي درمان پوكي استخوان خودعلاوه بر استروژن،پرژسترون نيز را مصرف مي كردند، نقش استرو‍ژن را براي درمان پوكي استخوان در هاله اي ازابهام برده است. كلسيتونين درگذشته تنها به عنوان يك داروي تزريقي مصرف مي شده، اما درحال حاضر به صورت اسپري بيني مورداستفاده قرارمي گيرد. گلداستين هميشه تاكيددارد كه شما بايد درموردمزايا ،خطرات، واثرات جانبي داروها با پزشك خود مشورت كنيد.

برای درمان افت تراکم استخوان بعدازضایعه نخاعی از روشهای تجربی نیز استفاده شده است. طی یک مطالعه جدید تحت عنوان ارزیابی تاثیر تحریک الکتریکی (ES) برافت تراکم استخوانی ، برروی یکی اززانوهای افرادی که مدت طولانی به ضایعه نخاعی مبتلا بوده اند ،به مدت 3 ماه ES انجام شدو مشخص گردیدکه تراکم استخوان در زانوی مذکور تاحدی افزایش داشته است، درحالی که درزانوی تحریک نشده تراکم استخوان همچنان باکاهش مواجه بوده است. محققین امیدواربودندافزایش تراکم استخوانی رادر زانوی تحریک شده ملاحظه نمایند،ولی افت تراکم درزانوی تحریک نشده غیرقابل پیش بینی بود. گلدستاین می گوید: این مسئله به صورتی بود که گوئی بهره حاصله در یک موضع به سود موضع دیگرتمام می شد. اما متاسفانه بهبودی های ایجادشده در زانوی تحریک شده خیلی سریع دچارنقصان می گردید. بعداز6 ماه درمان روی یک زانو، هردو زانو به حد نهائی برمی گشتند. بااین حال طی یک سال پیگیری، تراکم موادمعدنی موجود دراستخوان هردو زانو 2.4 درصد کاهش داشته است.


متاسفانه شکستگی ها درافرادنخاعی خیلی شایع هستند. اطلاعات بدست آمده ازمراکزتخصصی و تحقیقاتی ضایعات نخاعی نشان می دهد که 14 درصد ازافرادنخاعی 5 سال بعدازآسیب دچارشکستگی می شوند.این رقم 10 سال بعداز آسیب به 28 درصد و 15 سال بعدازآسیب به 39 درصد افزایش پیدا می کند. میزان تکرار شکستگی ها نیز با افزایش سن و ناقص یا کامل بودن ضایعه ارتباط دارد، و در زنان بیشترازمردان رخ می دهد.

اگرچه بیشترشکستگی ها دراندامهای تحتانی و براثر سقوط ایجاد می گردند ، ولی افرادی که دارای استخوان های شکننده هستند در موقع انجام فعالیتهای روزانه مانند دامنه حرکات می توانند دچارشکستگی استخوان می شوند.

گلداستین هشدارمی دهدکه:"شکستگی ها معمولا" فقط بعداز یک اشتباه کوچک ایجاد می شوند.افراد مبتلا، اغلب بعداز شکستگی چیزی احساس نمی کنند، بنابراین شما بایستی بعداز هرضربه، حتی ضربه های نسبتا" خفیف هم بدنبال علامت مشخصی از شکستگی باشید." شکستگیهائی که تشخیص داده نمی شوند ودرمان نمی گردند،دارای یکسری عواقب خطرناک و جدی خواهندبود که ازجمله می توان به تشکیل لخته های خون و ایجاد مشکل در جریان خون به اندام ها اشاره نمود.

گلداستین می گوید:"درمان شکستگی ها تاحدی بحث انگیز است. برخی ازپزشکان شکستگی ها را با گچ گرفتن یا محدودکردن عضو ،درمان می کنند.اما این روش با خطراتی مانند آسیب های پوستی و زخم های فشاری همراه است. چراکه باوجود گچ یاآتل ، فردقادربه بررسی پوست خودنخواهد بود. بنابراین من توصیه می کنم که از آتلهای دو کپه ای استفاده کرده و اطراف نواحی برجسته استخوان ها نیز به خوبی پد گذاری شود. بااین کارقادرخواهیدبود با برداشتن آتل بصورت یک روز درمیان پوست ناحیه صدمه دیده را بررسی نمائید".
گلداستین می گوید: داشتن شکستگی باعث می گردد که مقوله دسترسی و جابجائی فرد بامشکلاتی همراه شود.به خاطر داشته باشید که افرادنخاعی مبتلابه شکستگی برای بهبودی خودبایستی ماهها وماهها انتظاربکشند.حرکت کردن با ویلچر ، با وجود پائی گچ گرفته و دراز شده می تواند مشکلات بسیار وخیمی را برای امکان دسترسی فرد به وجودآورد. حفظ استقلال در منزل ،برای این افراد یک چالش باورنکردنی محسوب می شود" .

دردشانه

به گفته گلداستین:" دردشانه درافراد پاراپلژی و تتراپلژی یک مشکل متداول محسوب می شود.دردشانه ها بعداز ضایعه نخاعی علل مکانیکی بسیار زیادی می تواند داشته باشد.ازجمله: کوفتگی، گرفتگی ماهیچه، پارگی عضله، التهاب و ورم مفاصل. بااین حال عللی مانند استفاده بیش ازحد،مشکلات بیومکانیکی ،استفاده ناجورازاندامها تاحد زیادی ناشناخته اند. ازآنجائی که افرادنخاعی برای اجرای بسیاری ازفعالیتهای روزانه خود به شانه های خود متکی هستند ، درد این ناحیه اگر چه باعث ازکارافتادن کامل فردنمی شود ولی می تواند تاثیر بسیارزیادی برروی تضعیف فعالیتهای او داشته باشد. درمان دردشانه ها نیز همواره موضوعی چالش انگیز است.

درمان دردشانه ها نیازمند یک بررسی همه جانبه است و باید با بکار بردن روشهای کوتاه مدت ماننداستفاده از داروها برای کاهش درد و تغییرات بیومکانیکی و روشهای بلند مدت نظیر ایجاد تغییرات در محیط منزل نسبت به درمان آن اقدام کرد.

دردهای شانه ها دارای ویژگیهای مختلفی هستند. ممکن است درددریک سمت وجودداشته باشد،یا اینکه به صورت دوطرفه باشد. امکان دارد علائم درد خیلی سریع ویا به صورت تدریجی ایجادگردد. ممکن است درد به صورت کوتاه مدت ومنقطع باشد وباعث محدودشدن فرد شود ویا اینکه به شکل دائمی ومزمن باشد.امکان دارد افراد هیچ محدودیتی گزارش نکنند ویا اینکه درانجام فعالیتهائی مانند کاهش فشار، هل دادن ویلچر یا جابجائی ها شدیدا" دچارمحدودیت شود. خواب این افراد بطورمکرر مختل شده و معمولا" یافتن یک وضعیت راحت دربسترمشکل است.

اگردرد مکانیکی است و درحین استفاده ازشانه ها احساس می شود، درمان بایستی به سمت بازیابی قوای بدنی ، تعادل، امکان حرکت و نرمی مفاصل معطوف شود.بنابراین مهم این است که پزشک ،شانه های فرد را ازنظر وجود هر گونه اختلال مانند ضعف، عدم تعادل وسفتی معاینه کند.

تکرار مشکلات بیومکانیکی معمولا" منجربه دردشانه ها می شود. انجام بیش ازحد فعالیتهای تکراری، مشکلات جابجائی( برای مثال جابجا شدن از روی کف وان یا سوارشدن به خودرو)، مشکلات مربوط به وضعیت استقرار بدن و عدم تنظیم مناسب ویلچر برخی ازدلایل ایجاددرد شانه محسوب می شود.

دربرخی موارد،عدم توازن شانه ها یک مشکل است. هل دادن ویلچر طی سالهای متمادی می تواندباعث تقویت بیشتر ماهیچه ها ی جلوئی نسبت به ماهیچه های پشتی شود،اما نه همانند آنچه که درمورد ورزشکاران اتفاق می افتد. بنابراین برای افزایش تقویت ماهیچه های شانه درپشت معمولا" انجام یکسری تمرینات بدنی تجویز می شودتا توازن لازم برقرارگردد. البته وقتی که برخی از ماهیچه های شانه فلج وبعضی دیگر سالم هستند نیز عدم توازن شانه به وجودمی آید.

وزن بیش ازحد نیز می تواندیکی دیگراز عوامل دردشانه ها باشد. دکتر گلداستین تصدیق می کند که کاهش وزن برای افراد ویلچری یک چالش بزرگ می باشد. وزن زیاد می تواندمنجر به کاهش قوای شانه ها شده و باراضافه بدن باعث دردشانه می گردد.

گلداستین شدیدا" بر تطبیق محیط اعتقاددارد.او می گوید:" اگر شما مشکل شانه دارید، وروزبه روز بدتر می شويد، حوزه فعالیتهای خودرا کمترکنید .چراکه احتمالا" بدترین چیزی که می توانید برای شانه های خودانجام دهید ،این است که بیشتر وبیشتر از آن کاربکشید".

درنهایت طرزاستقراربدن و وضعیت نشستن ازعوامل بسیار مهم در درد شانه ها محسوب می شوند.بنا براظهار گلداستین وقتی با وضعیت انحنا بنشینید(کیفوتیک یا حالت قوزکردن =Kyphotic) ، کتفهای شما قادربه چرخش نخواهند بود و نمی توانید شانه های خودرابطورکامل بالا ببرید. درنتیجه این وضعیت شانه های شما را در حالت بسیاربدی قرارمی دهد.

برای صاف نشستن دریک وضعیت مناسب که مانع ازحرکت آزاد شانه های شود، لازم است اجازه دهید مجموعه کامل شانه فعالیت داشته باشند.تعدادی از افراد با اصلاح وضعیت بدن و طرز نشستن توانسته اند بطور قابل ملاحظه ای دردشانه های خودرا تسکین دهند.

گلداستین تاکنون داروئی را که برای درمان دردشانه ها بخصوص دردهای حاصل از عوامل بیومکانیکی تاثیر خیلی زیادی داشته باشد، پیدا نکرده است. دائما" در مورد مصرف داروهای موثر، آزمایشات مختلفی صورت می گیرد. گلداستین می گوید:" من همیشه افرادرابه توقف مصرف دارو تشویق می کنم،تا راههای دیگر تسکین راپیدا کنند". گاهی اوقات اسپاسم هم می تواند باعث گرفتگی و عدم توازن شانه ها شود،که در این مواردمصرف داروهای ضداسپاسم می تواند تاثیر زیادی برروی درمان درد شانه ها داشته باشد. گلداستین دیگر هیچ نوع داروی استروئیدی را برای تزریق به هردوشانه تجویزنمی کند،چراکه این کارتاثیر چندانی نداشته و تحقیقات نشان می دهدکه اگر درنهایت، بیمار نیازبه جراحی داشته باشد ،استروئیدها می توانندبهبودی فردرابه تاخیربیاندازند. او می گوید:" خطراستفاده از استروئیدها بیشترازمزایا ی آنهاست".

افرادمبتلابه دردشانه معمولا" توانائی جابجائی مناسب و قدرت کم کردن فشارهای وارده بربدن را که باعث بروز خطر زخم های فشاری می شوند، را ازدست می دهند.به همین دلیل گلداستین به این افراد اصرار می کند که روشهای تسکین فشار را بکار گرفته و دائما" تمام پوست خودرا بررسی نمایند.

اگرچه تبدیل ویلچردستی به ویلچربرقی برای افراد مبتلا به درد شانه ممکن است یک انتخاب منطقی به نظربرسد،اما گلداستین عقیده دارد که این کار دارای اشکالات زیادی است. اول اینکه ویلچرهای برقی مشکلات دسترسی زیادی دارند . دوم این که درخیلی از افرادی که ویلچر خودرا به برقی تبدیل می کنند، دردشانه ادامه پیدامی کند. سوم این که معمولا" بعداز استفاده از ویلچربرقی اضافه وزن زیادی پیدا می کنند که میزان آن اغلب به 5 تا 10 کیلوگرم درسال می رسد!. بنابراین ضمن اینکه شخص دردشانه دارد ،باید وزن سنگین خودرا هم جابجا کند. درنتیجه این روند یک سیکل کاملا" نادرست است."


ازطرفی گلداستین هیچ مدرکی ندیده که نشان دهد استفاده ازویلچر برقی بتواند ازبروزآسیب های شانه جلوگیری کند واعتقادداردکه احساس نمی شود که استفاده ازویلچربرقی درطولانی مدت باعث حفظ سلامتی افرادگردد.هل دادن ویلچر دستی باعث می شود که فرد درطول روزمقداری فعالیت بدنی داشته باشد.همچنین طراحی ویلچرهای دستی طی چندسال اخیر تغییرات و اصلاحات قابل ملاحظه ای پیدا کرده است. گلداستین می گوید:" ما نمی دانیم که چه کسی دردشانه خواهدداشت یا نخواهدداشت.ولی می دانیم که طراحی و مکانیزم هل دادن ویلچرها هیچ وقت بهترازحالا نبوده است. این موضوع باعث شده که احساس کنیم بهتر است دریک شکل مناسب باقی بمانیم و تمریناتی انجام دهیم که با عث توازن شانه های ما شده و وضعیت خوبی را نسبت به ویلچرهای برقی داشته باشیم وازبروزمشکلات شانه ها پیشگیری نمائیم".

****

منبع: مقاله " مشكلات اسكلتي -عضلاني شايع بعدازضايعات نخاعي" -مترجم: مهندس عباس كاشي- (این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید) - انتشار : مركز ضايعات نخاعي جانبازان - مهر ماه 1388 - برگرفته از سایت : http://www.spinalcord.uab.edu


Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 94

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/hscc/public_html/templates/hsccfa/html/pagination.php on line 100
صفحه4 از18

ورود به سایت



بازدید از سایت

بازدیدکنندگان
40
مطالب
281
وب لینک ها
3
نمایش تعداد مطالب
110871

حاضرین در سایت

ما 22 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم