پرسش و پاسخ

محلی برای ارئه مشاوره در بستر اینترنت

فردی که دچار آسیب نخاعی می شود به چه نکاتی باید دقت کند

در مواردی که فرد دچار آسیب نخاعی می شود برای ادامه زندگی نیازمند راهنمایهای کلی خواهد بود که باید در ابتدا بداند لطفا در این رابطه ما را راهنمایی کنید
       
  •  
    پاسخ توسط کارشناس روز دوشنبه, آوریل 07 2014, 03:24 PM · پنهان کردن · #1
    سازگاری با آسیب نخاعی

    الف ) پيامدهای روانی و عاطفی
    کنار آمدن با چنين رويداد آسيب رسانی درزندگی ، يک تجربه کاملا" فردی است.
    ما افرادی هستيم با پيشينه های مختلف، تجربيات زندگی و تاريخچه فردی متفاوت، به علاوه هريک از ما در زندگی سبک ها و روشهای مشخص شده مختلفی دارد و موقعيتها را به طرق متفاوت کنترل می کند.
    تجربه يک فرد ضايعه نخاعی موجب می شود که شخص با تلنگرزدن به توانايی هايش اغلب راههای جديدی برای انجام کارهای خود پيدا نمايد ( به عبارتی هشداری است که از قدرتش استفاده کند ) . و اين نه تنها مربوط به فيزيک و جسم او می شود بلکه احساس عاطفی و هيجانی او را هم در بر می گيرد.
    روند زندگی يک فرد نخاعی نشان می دهد که برای سازگاری با محيط روش خاصی وجود ندارد بلکه او نبايدبرای آنچه از دست داده است ماتم بگيرد. گاهی اوقات او می تواند درباره مسائل خود با يک متخصص بهداشت يا فردی که مورد علاقه اش است مشورت نمايد.
    در اين زمان اولين قدم برای او فائق آمدن بر موقعيت ، درک و شناخت وضعيت موجود و بدست آوردن احساس کنترل بر آينده است. در حالي که اين ضايعه حادترين چيزی است که اتفاق افتاده با اين وجود او نمی تواند آن را تغيير دهد، فراموش کند و يا حتی ناديده بگيرد و به آن اعتنا نکند. تنها راهی که وجود دارد اين است که فرد با مشکل روبرو شود و تنها او قادر به انجام چنين کاری است.
    • بعد از مجروحيت :
    در خلال روزهای اولی که فرد در بيمارستان بستری است تجارب حاصله مي تواند باعث ترس، نگرانی و خارج از تحمل او و نزديکانش باشد. در آن وضعيت احساسات منفی و مثبت تشديد می شوند.
    افراد بلافاصله پس از مجروحيت ، تجارب متفاوتی را توصيف می کنند. اگر شخص در اثر تصادف يا حادثه ديگری مجروح شده است يقينا" نشانه های مخصوص بيماری را تجربه نموده و احساسات متفاوتی از حادثه دارد. بعضی از علائم بيماری غير معمول نيستند و گفتگو در مورد آنها حائز اهميت است. مددکار اجتماعی می تواند در مورد مسائل و مشکلات راهنمای فرد آسيب ديده باشد.
    • فرآيند سازگاری :
    به محض اينکه موقعيت بحرانی آرام شد، فرد با برنامه روزانه و روندکار توانبخشی آشنا می شود.
    o موقعي که دوره توانبخشی تمام می شود روند سازگاری متوقف نمی گردد. اين مرحله يک تکامل تدريجی است که برای مدتها ادامه دارد.
    o يکی از مضامينی که سازگاری را توصيف می کند، اين است که : زندگی نوعی سازش با محيط است بنابراين ناتوانی در آن دوامی ندارد که شخص حواس خود را بر آن متمرکز سازد.
    به عبارتی سازگاری مستلزم رسيدن به شرايطی است که تغييرات آن را بوجود آورده و برگرداندن نظم و تعادل در وجود مختلف زندگی را نشان می دهد مانند:
    o سازگاری با وضعيت جسمانی و اندام های حياتی ( مثانه- روده - پوست و ...)
    عوامل محيطی : کجا زندگی می کند - چطور حرکت می کند- چگونه با اطراف خود تماس برقرار می نمايد و چطور به لوازم و تجهيزات مورد نياز خود دسترسی دارد.
    روانی اجتماعی : هيجانات و احساسات - ارتباطات - امورمالی - اهداف زندگی و وظايف .
    در طول زندگی، مردم احساسهای مختلفی را تجربه می کنند. فرد مجروح ممکن است احساس ناکامی، خشم، ترس، عجز و غمگينی نمايد، کنترل خود را از دست بدهد و در مورد آينده نگران باشد. همچنين ممکن است احساس مثبتی داشته باشد و خانواده را در آن سهيم بداند، از طرفی امکان دارد همه آن حالات را در زمانهای مختلف تجربه کرده باشد.
    o بيان اين احساسات حتی اگر دردناک باشد مهم و طبيعی است زيرا موجب می شود که ديگران با او همراهی نمايند.
    o علاوه بر اين فرد نبايد از واکنشهايی که انجام می دهد و خلاف شخصيت و منش اوست تعجب کند. زيرا اين يک مرحله بحرانی است و به محض اينکه شخص دوباره احساس کنترل خود را بر زندگی بدست آورد احساس رضايت خواهد نمود و حس نوع دوستی ، غرور و افتخار، موفقيت و اميدواری به آينده را خواهد يافت.
    o گاهی اوقات شخص آسيب ديده در احساس نااميدی و غم شديدی فرو می رود اين بدان معناست که دوران افسردگی را تجربه مي کند. اگر چنين اتفاقی افتاد بهتر است با کسی در مورد احساس خود صحبت کند بهر حال اين يک امر طبيعی است که فرد احساسات مختلفی را تجربه نمايد.
    o اگر ما ياد بگيريم که در مورد نگرانيهای خود صحبت کنيم و برای دستيبابی به راه حلها کوشش نماييم ابهامات از بين می رود.
    روانشناس يا مددکار اجتماعی می تواند در حل مسائل به شما کمک نمايد.
    o مطالعات انجام شده نشان می دهد فردی که دارای آسيب نخاعی است، شخصی است که طالب سلامتی خود بوده و در مقابل آينده احساس مسئوليت می کند او موفقيت و بهزيستی را تجربه کرده و کمتر دچار افسردگی می شود.
    يکی از اقدامات اوليه در مورد شناخت اين ضايعه افزايش اطلاعات بوسيله آموزش است. فرد آسيب ديده می تواند سئوال بپرسد، اطلاعات در اين زمينه را مطالعه نمايد، در جلسات آموزشی قابل استفاده حضور بهم رساند و با کسانی که قبل از او آسيب ديده اند صحبت نمايد.
    عدم توانايي موجب سئوالات زيادي مي شود مانند:
    آيا من همان فرد قبلي هستم؟
    چرا اين حادثه براي من اتفاق افتاده است؟
    عكس العمل ديگران در مقابل من چگونه خواهد بود؟
    آيا من هنوز فرد مفيدي هستم؟
    آيا مي توانم كار كنم؟
    آيا قادر به برقرار نمودن ارتباط با ديگران هستم؟
    احساس من نسبت به خودم چگونه است؟
    به محض اينكه فرد ناتواني خود را پذيرفت ( چه زن چه مرد ) كم‌كم جواب سئوالات خود را پيدا خواهد كرد و زندگي پرمعنا و رضايت بخشي را شروع خواهد نمود.

    • احساس خود را در مورد ناتوانی امتحان کنيد.
    اغلب گفته می شود يکی از مشکلات مهم در مورد غلبه کردن برناتوانی، آن است که فرد به طور ناگهانی با تمام قوای بدنی، اعتقادات ، نگرشها و برداشتهای نادرست در آن (ناتوانی ) محصور شود.
    • آيا شما شخص ناتوانی را می شناسيد ؟
    تصور يا نگرش اوليه ، هميشه دقيق نيست و ممکن است در طول زمان تغيير کند، اغلب تصورات غلط، باعث ترسها و نگرانيهای ما را در مورد آينده شکل می دهد .
    اين مهم است که نگرشهای خود را مورد رسيدگی قرار داده و در باره آنها با کسانی که به شما نزديک هستند صحبت نماييد.

    فرآيند سازگاری تاثير شايانی از نگرش فيلسوفانه و منطقی فرد نسبت به زندگی دارد. برخی از مردم نگرش قابل انعطافی دارند و کارهای خود را به موقع انجام می دهند و بعضی ترجيح می دهند تصميم گيری خود را به فردا موکول نمايند.
    هر کدام روش شما باشد مهم است زيرا طالب آن هستيد بنابراين انتظار واقعی از خود داشته باشيد و پيشرفتی را که در مراحل دشوار کسب نموده ايد هرگز فراموش نکنيد.
    در نظر داشته باشيد که هيچ کس چنين آسيبی را انتخاب نکرده، اما آنهايی که سالهای متمادی با چنين ضايعه ای زندگی کرده اند ويژگی مثبتی را گزارش می کنند.
    • روند سازگاری اتفاق می افتد و شما می توانيد بار ديگر فعالانه درگير زندگی ، وابستگي ها ،ارتباطات
    و همه آنچه که برای شما مهم است شويد.
    ب ) ارتباطات :
    زماني که فردی دچار آسيب نخاعی می شود افراديکه به او نزديک هستند از نظر هيجانی و احساسی به همان نسبت دچار غم و اندوه - عجز و درماندگی و ترس می گردند. به محض اينکه شخص شروع به برقرار نمودن ارتباط می کند اطرافيان هم روند سازگاری را طی خواهند نمود.
    واکنش نزديکان ممکن است کاملا" با عکس العمل فرد آسيب ديده متفاوت باشد. گاهی اوقات او عکس العمل آنها را متوجه نمی شود.
    آنچه که در اين زمان برای شخص اهميت دارد اين است که در مورد ارتباطات خود ( نظير چگونه ديگران عمل می کنند و چگونه با او ارتباط برقرار می نمايند ) فکر کند.
    تفکر در مورد مسائل استرس زا بر چگونگی روابط ، در آينده تاثير خواهد گذاشت. در اين جا راه حلی به فرد آسيب ديده ارائه می گردد تا بر موقعيت فعلی خود غلبه کند و دچار دردسر نشود.
    • ارتباط موثر :
    در اين زمان ارتباط موثر مهمترين مهارت برای توسعه روابط است. اگر روابط شما قبل از آسيب ، مطمئن و محکم باشد بعد از آن هم تغييری نخواهد کرد.
    البته شرايط بايد مورد توجه و بررسی قرار گيرد. استرس حتی می تواند بهترين ارتباطات را هم تحت تاثير قرار دهد.
    صحبت کردن با يکديگر را حتی در مورد احساساتی که بازگو کردن آن دشوار است ياد بگيريد و به افرادی که می توانند در تقويت روابط به شما کمک کنند اعتماد نماييد.
    برای شما سئوالات بسياری پيش خواهد آمد. ترسها و نگرانی هايی که نياز داريد در باره آنها با ديگران بخصوص همسر و شريک زندگی خود صحبت نماييد.
    مددکار اجتماعی شما می تواند در مدتی که در بيمارستان بستری هستيد جلسات مشاوره را بصورت انفرادی يا با همسرتان ترتيب دهد.
    × در اينجا رهنمودهايست که به شما توصيه می کند، چگونه از ديگران کمک بگيريد:
    • ياد بگيريد در باره احساسات خود صحبت نماييد. اگر مردم مجبور به فکر خوانی شوند معمولا" اشتباه می کنند. آنها آنچه شما فکر و احساس می نماييد نخواهند فهميد مگر اينکه خودتان به آنها بگوييد.
    • در مورد ترسها و اميدهايتان با اطرافيان صحبت کنيد آنها می توانند با شما همدردی نمايند.
    • در بيان احتياجات خود جرات داشته باشيد ( نه خواهش کنيد نه پرخاش ) به اطرافيان بکوييد که چگونه و چطور مايليد از آنها کمک بگيريد. اگر خانواده و دوستان بيش از حد به شما کمک می کنند با آنها صحبت نماييد. اجازه دهيد آنها احساس شما را در مورد اينکه "چرا ترجيح می دهيد بيش از حد کمک نخواهيد " بدانند.
    • از کسانی که دوستشان داريد قدردانی نماييد و به آنها ابراز علاقه و عشق کنيد. ( اين برای شروع، مرحله خوبی است ) .
    • با توجه به اينکه صحبت کردن در باره چيزهايی که واقعا" اهميت دارند مشکل است ولی بخاطر داشته باشيد که احساسات خود را پنهان نکنيد و برای خانواده و دوستان فرد قوی باشيد.
    • اگر مشکلی داريد که به تنهايی نمی توانيد آنرا حل کنيد نگران نباشيد و از ديگران بخواهيد به شما کمک نمايند. ارتباطات در زندگی هر شخص ( چه توانمند چه ناتوان ) تغييراتی بوجود می آورد بعنوان يک فرد ضايعه نخاعی، شما در ارتباطات خود تجارب چالش انگيزی بدست می آوريد که منجر به رشد بالقوه شما می شود.

    ج ) روش مراقبت از فرزندان :
    يک فرد ضايعه نخاعی نياز دارد تغييرات زيادی در زندگی خانوادگی و وضعيت خانه بوجود آورد.
    همان طور که نقشه می کشيد تغييراتی را که لازمه اين نوع زندگی است با نيازهای خود مطابق سازيد فراموش نکنيد که فرزند شما هم شامل اين مرحله از تغييرات می شود.
    o اگر در بيمارستان بستری هستيد، مهم است که فرزندتان بداند چرا دور از خانه بسر می بريد.
    o او بايد بطور مرتب شما را ملاقات کند. اگر بعلت بعد مسافت نمی تواند شما را ببيند می توانيد تلفنی با هم تماس برقرار کنيد. اين اطمينان و خاطر جمعی برای او اهميت دارد.
    o درک و فهم بچه ها در سنين مختلف متفاوت است معنی و مفهوم آسيب نخاعی و عوارض آن را آنطوريکه آنها می فهمند توضيح دهيد. اگر شما نياز داريد بدانيد چگونه با فرزند خود صحبت نماييد مددکار اجتماعی می تواند در اين زمينه راهنمای شما باشد.
    o والدينی که اخيرا" آسيب ديده اند گاهی اوقات نگران اين امر هستند که آيا می توانند مسئوليت خود را نسبت به فرزند خويش ادامه دهند.
    o اگر احساس افسردگی و نوميدی را بعنوان قسمتی از فرآیند سازگاری تجربه کرده ايد ممکن است نسبت به قدرت خود در مراقبت از فرزندان دچار ترديد شويد.
    o اکثر بچه ها خيلی سريع با محيط اطراف خود سازگار می شوند آنها از طريق نشانه ها و علائم پيرامون خود می فهمند که چگونه عکس العمل نشان دهند. بنابراين با آنها بطور علنی و آشکارا صحبت نماييد.
    o ديدارهای خانوادگی به شما کمک می کند تا رابطه خود را با فرزندان محفوظ نگهداريد.
    o شما و فرزندتان برای سازگاری با تغييرات فيزيکی ( جسمی ) نياز به زمان خواهيد داشت. بهر حال درک اين مطلب که عوارض اين ضايعه نبايد در قدرت رابطه شما تاثير بگذارد بسيار مهم است.
    o تحقيقات نشان می دهد بچه هايی که پدر يا مادرشان دارای ضايعه نخاعی هستند در رشد اجتماعی و عاطفی تفاوتی با ساير بچه ها که والدين آنها سالم هستند ندارند.
    پيشنهادات مفيد :
    o فرزند شما جزئی از برنامه توانبخشی شماست - در طی دوران بيمارستان و پايان هفته او را ملاقات کنيد.
    o ترتيبی دهيد که فرزند شما فاميل را در موقعيتهای مختلف ملاقات کند. به او فرصت دهيد تا با ساير کودکان صحبت و بازی نمايد.
    o اگر فرزندتان به اندازه کافی بزرگ شده است به او اجازه دهيد در نشستهای خانوادگی و دوره های آموزشی شرکت کند.
    o پس از دوران بيمارستان و بازگشت به خانه در مورد وضعيت خود با فرزندتان صحبت نماييد.
    o صبور باشيد، مدت زمان زيادی برای سازگاری او لازم است.
    o موفقيت بيشتر باعث سازگاری بيشتر شما می شود و اين امر برای فرزندان مفيد خواهد بود. بچه ها والدين خود را به عنوان الگو انتخاب می کنند. يک برخورد مثبت و مناسب طيف وسيعی را در زندگی آنها بوجود خواهد آورد .

    تصميم برای بچه دار شدن :
    زنانی که آسيب نخاعی ديده اند، تغييری در قدرت باروريشان بوجود نمی آيد. بعبارت ديگر برای مردان عمل جنسی پيچيده تر و مشکل تر است . شايد شما بعنوان اولين قدم تمايل داشته باشيد قابليت جسمی خود را در رابطه با بچه دار شدن بررسی نماييد. بنابراين بهتر است ابتدابا يک متخصص آسيب نخاعی مشورت کنيد. از طرفی ممکن است علاقه مند باشيد با مددکار اجتماعی خود در اين باره صحبت نماييد. در اين صورت می توانيد از دوره های آموزشی که برای شما برگزار می شود استفاده کنيد.
    اگر متوجه شديد که از نظر فيزيکی و جسمی قادر به بچه دار شدن نيستيد می توانيد از روشهايی که اخيرا" برای باروری بکار برده می شود و يا فرزند خواندگی استفاده نماييد. يک درمانگر حرفه ای می تواند در عملکرد جسمی و پرستاری فرزند به شما کمک کند.

    د ) مديريت استرس " کنترل فشار روانی "
    Stress management
    (( ما همه در مورد استرس صحبت می کنيم ولی استرس چيست ؟ ))
    تنش در مقابل تغييرات زندگی يک عکس العمل طبيعی و لازم است.
    ما همه استرس و فشار روانی را به عنوان یک بخش عادي در زندگی تجربه کرده ايم .
    تنش ( استرس ) به ما کمک می کند تا مشکلاتی را که زندگی در مسير ما قرار می دهد حل کنيم .
    تنش زمانی مشکل برانگيز می شود که واکنش جسمی - عاطفی و روانی ايجاد کند و اثرات آن باقی بماند.
    • واکنش در مقابل فشار روانی :
    فشار روانی و تنش، زمانی اتفاق می افتد که ما احساس عجز و درماندگی در موقعيتی کنيم ، زمانيکه مسائل متعددی برای ما اتفاق می افتد و يا زمانيکه راههای ما برای بر طرف نمودن استرس ( تنش ) بی نتيجه باشد.
    در اين گونه مواقع درنگ کنيد و موقعيت خود را دوباره ارزيابی نماييد.
    اين مهم است که در مورد کنترل تنش خود با يک متخصص مشورت کنيد.
    بعلاوه مددکار اجتماعی می تواند در باره حل مسائل به شما کمک نمايد.
    اگر چه هيچکس قادر نيست استرس يا فشار روانی را از زندگی شما حذف کند با اين وجود راههايی هست که برخورد تنش را کم می کند و می تواند بر روی سلامتی و احساس شما اثر خوبی داشته باشد.
    افرادی که آسيب نخاعی ديده اند انواع موقعيت ها را که منجر به فشار روانی شده است تجربه کرده اند. نياز اوليه به توانبخشی - ساماندهی ارتباطات - برخورد روزانه با ناکامی و سازگاری با تغييرات .
    در اين بخش ما تدابير متعدد و سودمندی را ارائه می دهيم تا در کنترل موقعيتهای جديد به شما کمک کند. بهر حال اين تدابير وقتی اثر بخش است که شما بطور قطع از آنها استفاده کنيد و مانند بسياری از کارهای ديگر آنها را تمرين نماييد.
    • تدابير کنترل تنش بهترين کارکرد را در ارتباط با جلسات مشاوره دارد.
    آراميدگی يا تمدد اعصاب Relaxation :
    يکی از روشهای معمول و مورد استفاده برای کنترل تنش دستيابی به آرامش است.
    - راههای مختلفی برای دستيابی به آرامش وجود دارد ولی مطمئن ترين راه اين است که شما با تجربه کردن و سنجيدن راهی را که از هر نظر بهتر است انتخاب نماييد.
    گاهی اوقات افراد پس از اينکه روشهای دستيابی به آرامش را ياد گرفتند از اينکه مجددا" کنترل خود را از دست دهند دچار ترس می شوند ولی در واقع تمرين برای دستيابی به آرامش کنترل شخص را علی رغم ترسهايش بالا می برد.
    تمرين برای دستيابی به آرامش به ما اين امکان را می دهد تا با وقفه ای که در وضعيت و موقعيت ما پيش می آيد دوباره شرايط جسمانی، روانی و احساسی خودمان را بازسازی کنيم و اين امر بوسيله تماشا کردن تلويزيون- گوش دادن به موسيقی- گذراندن وقت با دوستان - سکوت - گذاشتن وقت برای خودمان و يا تمرين روشهای مخصوص انجام می گيرد.
    • تصوير سازی ذهنی با تجسم :
    زمانيکه ذهن شما درگير ساير افکار پراکنده است تصوير سازی ذهنی ميتواند برای آرامش فکر، مورد استفاده قرار گيرد.
    تصورات و افکار می توانند مانند سدی در مقابل افکار مزاحم و رنج آور ايستادگی کنند.
    ياد گيری کنترل افکار مستلزم دانستن اطلاعاتی است که نياز داريد در مورد آنها فکر کنيد و از آن دانسته ها برای آرامش فکر استفاده نماييد.
    از همه حواس خود، در ذهن استفاده کنيد، ( بينايی ، شنوايی، چشايی، لامسه و بويايی ) تصوير سازی ذهنی متعددی وجود دارد که می توانيد بصورت واقعی يا تخيلی از آن بهره مند شويد موردی را که به عنوان بهترين است انتخاب کنيد.
    بطور مثال : چشم های خود را ببنيد و نفس عميقی بکشيد، بطور آهسته و عميق نفس خود را خارج کنيد. برای يک لحظه حواس را بر روی نفسهای خود متمرکز نماييد اجازه دهيد تنفس شما نرم و منظم شود.
    احساس می کنيد که نگرانی و تنش با هر نفس، شما را ترک می کند.
    تصور کنيد، زير درخت نخلی در يک جزيره گرمسيری، آرام و راحت دراز کشيده ايد گرما و بوی رطوبت دريا را احساس کنيد. به امواجی که به آرامی به ساحل می خورند گوش دهيد صدای پرندگان ، آسمان آبی و ابر سفيدی که در امتداد افق در حرکت است، شما احساس آرامش و راحتی می کنيد . هر قدر که مايل باشيد می توانيد در اين تجسم بمانيد.
    (( حال تصوير مطلوب خود را پيدا و آنرا تمرين نماييد )) .
    آرامش سريع :
    موقعيکه به آرامش نياز داريد بی درنگ از آن استفاده کنيد.
    - قدم اول: ابتدا در مورد ماهيچه های صورت خود اقدام کنيد اگر آنها منقبض و محکم هستند به آرامی ماهيچه های صورت را شل کنيد و دندانها را به هم فشار ندهيد.
    - قدم دوم : تنفس خود را کند و آهسته کنيد نفس عميقی بکشيد تا سه بشماريد و نفس خود را عميقا" خارج نماييد. دوباره تا سه بشماريد و اين کار را ادامه دهيد تا آنجا که تنفس شما ملايم و آرام شود و احساس آرامش کنيد.
    انحراف توجه :
    قبل از وقوع هر موقعيت تنش زا ، توجه خود را از آنچه که ممکن است در بدن و فکر شما اتفاق افتد و شما را نگران سازد منحرف نماييد بطور مثال: تلويزيون تماشا کنيد ، با فردی صحبت نماييد، تمرين دستيابی به آرامش را انجام دهيد. به ديگران کمک و يا ورزش کنيد.
    کنار آمدن با افکار تنش زا :
    افکار نقش قابل توجهی در احساسات و توانايی ما دارند. برای مبارزه با افکار منفی و تغيير آن بايد وقت زيادی را صرف يادگيری نماييم.
    ليست زير نمونه ای از افکار مثبت است که قدرت ما را در اداره کردن موقعيت ها بهبود می بخشد.
    • زمينه سازی برای آمادگی افکار:
    × من اين کار را قبلا" انجام داده ام.
    × اين بهترين موقعيت برای مشخص نمودن برنامه است.
    ×به آنچه که می خواهم انجام دهم تمرکز دارم.
    ×شرم و خجالت نمی تواند به من صدمه ای زند و يا اشتباهی مرتکب شوم بدترين موقعيتها اتفاق افتاده و من از پس آن برآمده ام.
    • مقابله با افکار :
    ×هيچ جای نگرانی و ترس نيست.
    × آنچه ديگران فکر می کنند اهميتی ندارد.
    ×من مواظب خودم خواهم بود.
    ×من يک راه حل برای اين مشکل دارم.
    • غلبه بر ترس :
    × چقدر می ترسم؟ به محض اينکه آرامش خود را بدست آورم ترسم کم ميشود.
    × تمرکز بر تنفس
    × چقدر لذت بخش خواهد بود وقتيکه در اين مبارزه موفق شوم.
    • تهنيت به خود :
    ×من از پس آن برآمدم و حالا احساس خوبی دارم.
    ×موقعيت من بهتر شد.
    ×حالا می توانم احساس آرامش کنم .
    ×مشکلات ديگر نمی تواند مرا از پا در آورد.
    ×امروز با موفقيت کارها را انجام دادم ، فردا هم می توانم کارها را همينطور انجام دهم .
    مديريت زمان :
    مديريت زمان يکی از راههای مهم برای دستيابی به آرامش است . :
    هنگاميکه بيمارستان را ترک می کنيد، کسی از اعضای بيمارستان با شما نيست تا در فعاليتهای زمان بندی شده کمکتان نمايد.
    اين ضروری و مهم است که مهارتها را در برنامه روزانه خود قرار دهيد.
    می توان گفت زمان يک دوره بی پايان از تصميمات کوچک و بزرگ است که بتدريج شکل زندگی را تغيير می دهد.
    تصميمات نامناسب باعث ناکامی می شود، عزت نفس را پايين می آورد و ايجاد اضطراب می کند.
    در اينجا روانشناسان شش نشانه بيماری، ناشی از کمبود مديريت زمان را مطرح می کنند .
    1. عجله کردن
    2. همواره در ميان گزينه های ناخوشايند گير افتادن
    3. خستگی يا بی حالی به همراه ساعتها فعاليت بی حاصل و بی نتيجه
    4. بطور مداوم مهلت ها را از دست دادن
    5. عدم وقت کافی برای استراحت يا ارتباطات شخصی
    6. احساس استيصال و درماندگی بعلت تقاضاها و اجبار در انجام کاری که شما در اکثر مواقع نمی خواهيد انجام دهيد.
    • برای حل مسائل ذکر شده چه کار بايد کرد؟
    • اولويت اهداف: آنچه را که ضروری است ليست کنيد ( شامل موارد مهم - کم اهميت و بدون اهميت ) آنها را به مراحل قابل کنترل طبقه بندی نماييد.
    • بر روی مسائلی که شما را واقعا" نگران می کند کار کنيد نه تمام مواردی که در کنترل شماست يا اينکه شما مسئول آن هستيد.
    • زمان را برای برنامه ريزی تنظيم نماييد.
    ده دقيقه را صرف اولويتهای خود کنيد ، اين باعث کاهش تنش و صرفه جويی در وقت می شود. ( در زمانهای کوتاه برنامه ريزی نماييد ) .
    • تصميم گيری کنيد.
    هيچ تصميم صحيح يا نادرستی وجود ندارد، فقط تصميماتی که در آن زمان خاص با توجه به اطلاعاتی که شما در اختيار داريد، بهترين به نظر می رسند.
    × اشتباه کردن ايرادی ندارد- ياد بگيريد خودتان را آزار ندهيد.
پاسخ شما
برای ثبت کامنت باید ابتدا وارد شوید.

ورود به سایت



بازدید از سایت

بازدیدکنندگان
40
مطالب
281
وب لینک ها
3
نمایش تعداد مطالب
97379

حاضرین در سایت

ما 12 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم